ابوالفضل محمدی کیا برادر آیت الله طه محمدی درگذشت + بیوگرافی

ابوالفضل محمدی کیا برادر آیت الله طه محمدی درگذشت + بیوگرافی

در این مطلب جدید در سال 1405 و سال 2026 ، ابوالفضل محمدی کیا و فوت ابوالفضل محمدی کیا و بیماری ابوالفضل محمدی کیا و بیوگرافی ابوالفضل محمدی کیا و اخبار ابوالفضل محمدی کیا و حواشی ابوالفضل محمدی کیا و ابوالفضل محمدی کیا کیست و ابوالفضل محمدی کیا کجاست و چه خبر از ابوالفضل محمدی کیا و ابوالفضل محمدی کیا در بیمارستان و علت مرگ ابوالفضل محمدی کیا و درگذشت ابوالفضل محمدی کیا در نم نمک.

ابوالفضل محمدی کیا برادر آیت الله طه محمدی درگذشت

ابوالفضل محمدی کیا برادر آیت الله طه محمدی درگذشت.ابوالفضل محمدی کیا برادر آیت الله طه محمدی درگذشت + بیوگرافیابوالفضل محمدی کیا برادر آیت الله طه محمدی درگذشت + بیوگرافی

رئیس جمهور در پیامی درگذشت برادر آیت الله غیاث الدین طه محمدی ، نماینده مردم همدان در مجلس خبرگان رهبری را تسلیت گفت.

به گزارش نم نمک آیت الله سید ابراهیم رئیسی در پیامی درگذشت برادر آیت الله غیاث الدین طه محمدی ، نماینده مردم همدان در مجلس خبرگان رهبری را تسلیت گفت و برای آن مرحوم رحمت و مغفرت الهی مسئلت کرد.

متن پیام رئیس جمهور به شرح زیر است :

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت آیت الله غیاث الدین طه محمدی (دامت برکاته)

نماینده محترم مردم همدان در مجلس خبرگان رهبری

درگذشت اخوی بزرگوارتان موجب تأثر خاطر گردید.

با عرض تسلیت به حضرتعالی ، خانواده محترم آن مرحوم و سایر بستگان معزز ، از درگاه خداوند بزرگ برای ایشان رحمت و مغفرت الهی و برای شما سلامتی و مزید توفیق خدمت به نظام مقدس جمهوری اسلامی ، مسالت دارم.

سید ابراهیم رئیسی

رئیس جمهوری اسلامی ایران

بیوگرافی آیت الله غیاث الدین طه محمدی

 

این جانب غیاث الدین طه محمدی ، فرزند عباسعلی ، به شماره شناسنامه 322، صادره از فامنین همدان ، در سال 1326 در خانواده ای مذهبی در روستایی دوردست و بسیار محروم متولد شدم. در سن پنج سالگی روانه مکتبخانه قدیمی روستا شدم ، به دلیل دوردستی و محرومیت ، هیچ گونه آموزشگاهی آن جا وجود نداشت.

پس از چند سال که تقریباً خواندن و نوشتن را در حد پایین یاد گرفته بودم ، توسط برادر بزرگ ترم ، حضرت مستطاب حاج شیخ علی محمدی ، پدر بزرگوار شهید گرانقدر مرتضی محمدی ، به منظور تحصیل علوم حوزوی به شهر مقدس قم اعزام شدم. حدساً ایشان آثار نبوغ و استعداد بالایی در وجود بنده مشاهده می کرده است که بسیار مجدانه اصرار داشت حضرت والد موافقت کند تا این جانب در کنار اخوی درس بخوانم ، ولی متأسفانه از یک طرف ، به دلیل نداشتن سواد دبستانی و دبیرستانی و از طرف دیگر دوران طفولیت و از جهت سوم ، چهار - پنج ماه در سال پرداختن به کار کشاورزی ، باعث می شد که آنچه خوانده ام ، فراموش گردد و قهراً رشد محسوسی نبود ، ولی در عین حال با تأکید اخوی ، حدود سه سال قبل از سن تکلیف ، منبر می رفتم و سخنرانی می کردم و روضه می خواندم و بسیار دلنشین بود ، اول به دلیل کودک بودن و دیگر ، نبودن روحانیت اثرگذار.

جناب اخوی ، جامع المقدمات را شخصاً خود به من درس دادند و بسیار دقیق و سخت گیر بودند ، به طوری که من تمام جامع المقدمات را قبل از سن تکلیف تدریس کردم ، نه یک بار ، بلکه چند بار. در آن اوان ، من حس می کردم با این که هم مباحثه ای های من روحانی زاده بودند و پدر و مادر من مطلقاً سواد نداشتند و با این که در طول سال ، ناچار بودم چهار - پنچ ماه به کار سنگین کشاورزی بپردازم ، در عین حال از همدرسی ها جلوتر بودم و همین مشوق من بود. ولی متأسفانه اخوی به دلیل گرفتاری شخصی خود ، مرا رها کرد و اساتید فقط درس می گفتند ، اما درس را تحویل نمی گرفتند و این باعث شد که در پایه درس در کتاب های سیوطی ، حاشیه و معالم دچار ضعف باشم. به هر حال ، سیوطی و حاشیه و معالم را به طور پراکنده خواندم و ضعف عمده ای مرا رنج می داد و آن این که در گوش دادن به درس استاد ، خیلی ضعیف بودم ، ولی چون به صورت مرتب تقاضا می شد که کتاب های رتبه های پایین تر را درس بگویم ، درس گفتن مرا مجبور می ساخت که بالاخره آنچه را در سر درس ندانسته ام ، در مطالعه ولو با زحمت فراوان ، کشف کنم. درس گفتن در جبران ضعف ها به من خیلی کمک کرد ، به طوری که از جامع المقدمات تا کفایه را تدریس کردم ، منتهی بعضی کتاب ها را چند بار و برخی کتاب ها را کم تر.

اینک به فضل پروردگار متعال و با عنایت ویژه حضرت بقیة الله(عج) ، بیش از پنجاه سال است که تدریس می کنم و چون خدای متعال ، عشق این عمل مقدس را در وجودم به ودیعه گذارده است ، هرگز از درس گفتن خسته نمی شوم. بلکه فن تفریح و رفع خستگی ، همانا درس گفتن است ، به طوری که در وضع فعلی که مسئولیت نمایندگی رهبر معظم انقلاب در استان را بر عهده دارم و مراجعات و انتظارات بیش از حد وجود دارد ، حتی استان های مجاور هم توقعاتی دارند ، اما بحمدالله در حوزه علمیه همدان ، روزی سه درس سنگین دارم ، نهایة الحکمه علامه ، خارج فقه و حکمة متعالیه جناب صدر المتألهین و خدای منان را بر این موهبت بزرگ ، بی نهایت شاکرم.

مطلب قابل ذکر دیگر این که چون به طور موهبتی ، دارای نطق و بیان خوبی هستم و به قول عارف خطه شیراز جناب حافظ : «این همه شهد و شکر از سخنم می ریزد» ، بحمدالله در عرصه منبر و تبلیغ و ترویج معارف دین ، بسیار موفق بوده و هستم. استقبال بیش از حد اقشار مختلف مردم ، به خصوص قشر دانشجو ، دانشگاهی و روحانی ، باعث شده است که علاوه بر دروس حوزه ، در اکثر مناسبت ها سخنرانی داشته باشم به حدی که فرصت مطالعه را به کلی سلب کرده است و خدای ذوالفضل العظیم را بر این موهبت بزرگ ، بی نهایت امتنان دارم.

اساتید

اسامی اساتید بزرگواری که از فیض وجود آنها بهره مند شده ام به شرح زیر است :

دروس لمعه و قوانین را در محضر مرحوم آیةالله ستوده ، سیدابوالحسن حسینی بابلی و آیةالله اعتمادی خواندم. رسائل را در محضر آیةالله نوری همدانی و آیةالله اعتمادی تلمذ کردم. مکاسب را از محضر مرحوم آیةالله مشکینی ، فاضل لنکرانی ، خزعلی و اندکی آقای منتظری استفاده کردم.

کفایتین را در محضر حضرت آیةالله سلطانی بروجردی استفاده کردم و اولین بار که در حوزه درس خارج شرکت کردم ، در درس حضرت امام خمینی بود که معظم له تازه از زندان آزاد شده بود و چون درس ایشان خیلی دلنشین بود با علاقه ای وافر حضور پیدا می کردیم ، تا این که تبعید ، آن وجود سراسر شور را از ما گرفت. آن علاقه فراوان و آن عشق آتشینی که ما به آن حضرت داشتیم و آن بیان و تحقیق بدیع آن فقیه نامدار ، در همه جا وجود نداشت و ناچار در حوزه درس خارج فقه و اصول استاد بزرگوار آیةالله میرزا هاشم آملی شرکت کردم و به طور پراکنده از درس مرحوم آیات گلپایگانی ، شریعتمدار و آقا مرتضی حائری ، آن هم خیلی کم استفاده کردم.

منظومه حکمت را در محضر شهید بزرگوار دکتر مفتح همدانی و خیلی محدود ، درس اسفار مرحوم علامه طباطبایی را درک کرده و عمدتاً دروس اسفار را در خدمت استاد بزرگوار آیةالله جوادی آملی و علامه شهید مطهری و علامه حسن زاده آملی طی کرده و دروس عرفان نظری را عمدتاً در محضر علامه بزرگوار حسن زاده شرکت نمودم ، مثل فصوص الحکم ابن عربی و مصباح الانس ابن فناری و تمهید القواعد را با نوار درس علامه جوادی ، گوش کرده ام.

حکم امامت جمعه

به فضل پروردگار متعال از آغازین روزهایی که انقلاب مقدس اسلامی از طرف معمار کبیر انقلاب ، امام خمینی؛ کلید خورد ، به صورت مستمر در جریان انقلاب بودم و بحمدالله هیچ گونه انحرافی رخ نداده است و در این راه ، سختی ها و مشکلات زیادی را متحمل شدم ، مثلاً در راهپیمایی ها و مسافرت های تبلیغی ، همیشه مورد ضرب و شتم قرار می گرفتم یا در معرض تهدید و زندان قرار داشتم تا این که در سال 1361 از دفتر حضرت امام؛ به عنوان امام جمعه شهر فامنین منصوب شده و در آن جا موفق به تأسیس مدرسه علمیه حضرت امیرالمومنین(ع) شدم که امروز بحمدالله صدها طلبه فاضل و گرانمایه تربیت شده اند و همچنین مدرسه علمیه الزهرا را برای بانوانی که طالب تحصیل علوم حوزوی هستند ، پایه گذاری کرده ایم.

زمانی که ما به عنوان امام جمعه آن شهر محروم ، معرفی شدیم ، منطقه یک جا در آتش نفاق و اختلافات می سوخت و گرفتاری ها و عقب ماندگی ها به گونه ای بود که حتی مدرسه راهنمایی دخترانه وجود خارجی نداشت ، ولی با زحمات بسیار ، مدرسه راهنمایی و بعداً دبیرستان دخترانه تأسیس گردید و بحمدالله امروز صدها دختر خانم متدین در حوزه علمیه و دانشگاه ها ، درس خوانده و مدرک گرفته اند.

در سخت ترین شرایط دوران جنگ و دفاع مقدس با امکانات زیر صفر ، آن هم به طور موقت ، باید حوزه علمیه برادران و خواهران را اداره می کردم و در حوزه مقدسه علمیه قم ، هر روز چهار درس سنگین می گفتم ، علاوه بر این که مراسم سنگین استان ، مثل یادواره شهدا ، ایام الله و اجرای برنامه فارسی و ترکی در رادیو و تلویزیون استان هم ، به ما محول شده بود.

نظرات
نظرات