- توضیحات
خبر اعلام جرم علیه مجری و تهیه کننده برنامه اینترنتی «باضیا» و دو نفر از مهمانان برنامه ، تازه ترین حاشیه ای است که نام علی ضیا را دوباره سر زبان ها انداخته است. ضیا تقریبا دو دهه است که در رسانه حضور دارد و در این مدت به خوبی یاد گرفته است که دور از قاب تلویزیون ، چگونه سر زبان ها و در یادها بماند.
حاشیه های تمام نشدنی علی ضیا؛ وقتی «حاشیه» از «متن» مهم تر می شود
خبر اعلام جرم علیه مجری و تهیه کننده برنامه اینترنتی «باضیا» و دو نفر از مهمانان این برنامه ، تازه ترین حاشیه ای است که بار دیگر نام علی ضیا را بر سر زبان ها انداخته است. ضیا نزدیک به دو دهه است که در رسانه حضور دارد و در این سال ها به خوبی یاد گرفته چگونه حتی بیرون از قاب تلویزیون هم دیده شود و در حافظه مخاطبان باقی بماند.![]()
به گزارش نم نمک ، مدتی است نام علی ضیا با برنامه «باضیا» دوباره به اخبار بازگشته است؛ برنامه ای که اجرای آن را خودش برعهده دارد و این روزها به دلیل اظهارات برخی مهمانان درباره مسائل اقتصادی و ارزی ، با ورود دادستانی تهران مواجه شده است.
مسیر حرفه ای ضیا در سال های گذشته ، مسیری از رادیو به تلویزیون و از برنامه های صبحگاهی و اجتماعی به ویژه برنامه ها و تاک شوها بوده و در نهایت به فضای اینترنت و یوتیوب رسیده است. اما در این مسیر فقط مدیوم و شکل برنامه های او تغییر نکرده؛ رابطه او با مخاطب نیز به تدریج شکل تازه ای پیدا کرده است.
از رادیو تا تلویزیون؛ شروع یک چهره رسانه ای
علی ضیا فعالیت خود را در سال های میانی دهه 80 از رادیو آغاز کرد. «شب های آفتابی» ، «جوان ایرانی سلام» و چند برنامه دیگر ، نام او را در سال های ابتدایی فعالیتش با رادیو گره زدند.
پس از آن ، مسیر او به تلویزیون رسید. اجرای «گزینه جوان» ، «نیمروز» و سپس «ویتامین 3» ، ضیا را به یکی از چهره های شناخته شده اجرای تلویزیونی تبدیل کرد. آن زمان هنوز اینستاگرام و یوتیوب به جایگاه امروزی خود در زندگی روزمره مخاطب ایرانی نرسیده بودند و شهرت یک مجری بیش از هر چیز به حضور او در قاب تلویزیون وابسته بود.
در کارنامه تلویزیونی ضیا برنامه هایی مانند «خوشا شیراز» ، «نبش جنت آباد» ، «امشب» ، «اینجا آینده» و چند ویژه برنامه مناسبتی نیز دیده می شود.
«ماه عسل»؛ اولین آزمون بزرگ
در این میان ، اجرای «ماه عسل» در سال 1391 را می توان یکی از مقاطع مهم کارنامه ضیا دانست. او در شرایطی اجرای این برنامه گفت وگومحور ماه رمضان را برعهده گرفت که «ماه عسل» هنوز بیش از هر چیز با نام احسان علیخانی شناخته می شد.
علیخانی از سال 1386 اجرای این برنامه را آغاز کرده بود و اگرچه «ماه عسل» در فاصله این سال ها چند بار مجری خود را تغییر داده بود ، اما نام او همچنان بیشترین پیوند را با برنامه داشت. حتی در سال 1387، پس از آنکه اجرای برنامه به محسن افشانی سپرده شد ، این همکاری در میانه مسیر پایان یافت و اجرا دوباره به علیخانی بازگشت.
به همین دلیل ، حضور ضیا در «ماه عسل» از ابتدا با مقایسه ای اجتناب ناپذیر همراه بود. او در آن زمان مجری جوان و شناخته شده ای بود ، اما «ماه عسل» برنامه ای نبود که صرفاً با حضور یک چهره جوان بتواند جایگاه خود را حفظ کند.
در نهایت اجرای ضیا نتوانست همان بازخوردی را که حضور علیخانی برای برنامه ایجاد کرده بود تکرار کند و مسیر حرفه ای او بار دیگر به سمت برنامه هایی رفت که بیش از هر چیز با نام و سبک اجرای خودش شناخته می شدند.
عذرخواهی با دسته گل آبی
تقریباً در همان سال ها ، اتفاق دیگری باعث شد خود علی ضیا نیز به بخشی از اخبار تبدیل شود.
در سال 1394، حضور او در کافه ای در جمع هواداران پرسپولیس در جریان یک مسابقه فوتبال و شعارهایی که علیه پرویز مظلومی ، سرمربی وقت استقلال ، سر داده شد ، بازتاب گسترده ای پیدا کرد. این اتفاق در نهایت به عذرخواهی ضیا و ممنوع التصویری موقت او انجامید.
اهمیت این اتفاق فقط در حاشیه ایجادشده نبود. ضیا دیگر صرفاً به دلیل برنامه ای که اجرا می کرد دیده نمی شد؛ نام خودش به تنهایی برای شکل گیری یک خبر کافی بود. همین مسئله را می توان یکی از نشانه های تبدیل شدن او از یک مجری تلویزیونی به یک چهره رسانه ای دانست.
«فرمول یک»؛ جایی که مهمان ها خودشان خبر شدند
ضیا بعدها با «فرمول یک» یکی از مهم ترین دوره های کاری خود را تجربه کرد؛ برنامه ای که بر گفت وگو با آدم های مختلف و روایت زندگی آنها تمرکز داشت و بارها به واسطه مهمانان یا موضوعاتش مورد توجه قرار گرفت.
البته دیده شدن همیشه به معنای موفقیت برنامه نبود. برخی گفت وگوها و انتخاب مهمانان خودشان به حاشیه تبدیل شدند.
یکی از نمونه های مهم ، حضور زوجی در برنامه بود که درباره خشونت خانگی و 27 بار درخواست طلاق زن از همسرش صحبت کردند. این گفت وگو واکنش هایی در جامعه و حتی مجلس شورای اسلامی به دنبال داشت. منتقدان معتقد بودند چنین روایتی نباید بدون توجه کافی به مسئله خشونت خانگی و پیامدهای آن ، صرفاً به عنوان نمونه ای از «تاب آوری» زن بازنمایی شود.
در نمونه ای دیگر ، حضور مردی به همراه فرزند بیمار خود در «فرمول یک» به ماجرایی پیچیده تر تبدیل شد. پس از پخش برنامه و اعلام شماره حساب برای کمک به این خانواده ، مبالغ قابل توجهی از سوی مردم واریز شد. اما بعدتر درباره بخشی از ادعاهای مطرح شده درباره بیماری کودک و ماجرای فروش کلیه پدر تردیدهایی شکل گرفت و موسسه محک نیز درباره سابقه درمان کودک توضیحاتی ارائه کرد که با روایت مطرح شده در برنامه همخوانی نداشت.
ضیا حدود یک ماه بعد در نشستی خبری درباره این حواشی توضیح داد و تأکید کرد که در یک برنامه تلویزیونی ، به ویژه برنامه زنده ، مهمان می تواند اظهارنظر خود را مطرح کند و مجری نباید مانع بیان او شود. او در همان مقطع گفت : «من مجری هستم و صداخفه کن نیستم.»
کوچ از تلویزیون و ورود به زمین بازی جدید
شاید کنار هم گذاشتن این اتفاق ها لزوماً به این معنا نباشد که ضیا عمداً به دنبال جنجال بوده است. با این حال ، یک ویژگی مشترک در بسیاری از آنها دیده می شود : برنامه های او معمولاً زمانی بیشتر دیده شده اند که یک آدم ، یک داستان یا یک حرف غیرمعمول در مرکز توجه قرار گرفته است.
این ویژگی در دوران تلویزیون هم وجود داشت ، اما با تغییر فضای رسانه ای و کوچ بخشی از مجریان شناخته شده از صداوسیما ، در فضای یوتیوب اهمیت بیشتری پیدا کرد.
وقتی ضیا از تلویزیون فاصله گرفت ، دیگر نمی توانست برای جذب مخاطب به نام شبکه ، ساعت پخش یا جایگاه برنامه در جدول پخش تلویزیون تکیه کند. در یوتیوب ، خود برنامه باید دلیل تماشا ایجاد می کرد.
مخاطب می توانست هر زمان که بخواهد یک ویدئو را ببیند و در میان انبوهی از محتوا تصمیم بگیرد چند دقیقه یا حتی چند ساعت از وقتش را به گفت وگوی یک مجری اختصاص دهد. در چنین فضایی ، انتخاب مهمان اهمیتی دوچندان پیدا می کند.
خط قرمزهایی که به شبکه نمایش خانگی رسید
اگر «گنگ» را نیز بخشی از مسیر حرفه ای جدید علی ضیا بدانیم ، حضور محمدرضا شایع در قسمت نخست این برنامه را می توان انتخابی برای جذب مخاطب و نوعی ساختارشکنی دانست.
ضیا در این پروژه به سراغ یکی از چهره های شناخته شده رپ فارسی رفت؛ انتخابی که از همان ابتدا می توانست توجه مخاطبانی را جلب کند که کمتر امکان دیدن چنین چهره هایی را در قالب برنامه های رسمی داشتند.
اما ماجرا خیلی زود از خود گفت وگو فاصله گرفت. شایع پس از انتشار قسمت نخست و در واکنش به انتقادهایی که درباره حضورش مطرح شد ، از این حضور عذرخواهی کرد.
ماجرا نیز به شبکه های اجتماعی محدود نماند. پس از انتشار قسمت اول اعلام شد که «گنگ» مجوز تولید و انتشار نداشته و ساترا نیز بر این موضوع تأکید کرد. در نهایت با اعلام قوه قضاییه ، ادامه پخش برنامه متوقف شد.
اهمیت این اتفاق در مسیر حرفه ای ضیا از این جهت بود که او در «گنگ» سراغ موضوعی رفت که در فضای رسانه ای جدید ، ذاتاً ظرفیت حاشیه سازی داشت. انتخاب شایع به عنوان مهمان نشان می داد ضیا به سراغ همان عنصری رفته که در فضای رسانه ای امروز می تواند یک برنامه را از یک گفت وگوی معمولی به یک اتفاق رسانه ای تبدیل کند : مهمانی که خودش بخشی از خبر است.
«باضیا»؛ وقتی مهمان بخشی از محصول رسانه ای می شود
«باضیا» را می توان ادامه همین مسیر دانست؛ با این تفاوت که علی ضیا در این برنامه بیش از گذشته روی انتخاب مهمان به عنوان یکی از عناصر اصلی جذابیت حساب کرده است.
او سراغ چهره هایی رفت که صرف گفت وگو با آنها می توانست مخاطب را به تماشای برنامه ترغیب کند؛ از چهره های فرهنگی و اجتماعی گرفته تا کسانی که سال ها کمتر امکان حضور در چنین قاب رسانه ای را داشتند.
این رویکرد در گفت وگو با شهرام شب پره شکل روشن تری پیدا کرد. ضیا این بار سراغ خواننده ای رفت که سال ها از فضای رسمی رسانه در ایران دور بوده و حضورش در یک برنامه اینترنتی ، به خودی خود اتفاقی متفاوت محسوب می شد.
شب پره در این گفت وگو از خاطراتش با خوانندگان موسیقی پیش از انقلاب گفت و درباره علاقه اش برای بازگشت به ایران صحبت کرد. همین مهمان و موضوعات مطرح شده باعث شد انتشار این قسمت از یک گفت وگوی معمولی فراتر برود و به یک موضوع رسانه ای تبدیل شود. واکنش های بعدی خود شب پره نیز به ادامه دار شدن این ماجرا کمک کرد.
حضور شهرام آذر ، معروف به سَندی ، در «باضیا» نیز از همین منظر قابل توجه بود. در واقع ضیا فقط سراغ کسانی نمی رفت که حرف تازه ای برای گفتن داشتند؛ گاهی خودِ امکان گفت وگو با یک چهره نیز به اندازه محتوای گفت وگو برای مخاطب جذابیت داشت.
اینجاست که تفاوت «باضیا» با یک برنامه گفت وگومحور معمولی بیشتر دیده می شود. در چنین فضایی ، مجری دیگر فقط مسئول اداره گفت وگو نیست. انتخاب مهمان ، پیش از آغاز مصاحبه ، بخشی از محصول رسانه ای او را می سازد.
ضیا به تدریج به سمت مهمانانی رفت که بخشی از مخاطبان ، پیش از شنیدن نخستین سوال ، درباره حضورشان کنجکاو بودند. همین انتخاب می توانست برای هر قسمت ، به تنهایی یک دلیل برای دیده شدن ایجاد کند.
به همین دلیل ، شاید مهم ترین تغییر ضیا در «باضیا» را نباید در تکنیک اجرا جست وجو کرد. او الزاماً در این دوره به مصاحبه گری پیچیده تر یا حرفه ای تر تبدیل نشده است. اتفاق مهم تر این است که انتخاب سوژه برای او اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
در بسیاری از این گفت وگوها ، سوال پیچیده یا خاص لزوماً موتور اصلی برنامه نیست. گاهی این خود مهمان است که بار اصلی گفت وگو را بر دوش می کشد و سوال ها بیشتر به سمت بخش هایی از زندگی یا گذشته او می روند که برای مخاطب جذاب تر و برای انتشار در شبکه های اجتماعی ، قابلیت بیشتری دارند.
دردسر همیشه هم بد نیست!
وقتی برنامه ای در تلویزیون تولید می شود ، زنجیره ای از عوامل ، از تهیه کننده و مدیر گروه گرفته تا سازوکارهای نظارتی ، در انتخاب و انتشار محتوا نقش دارند. اما در یک برنامه شخصی در فضای اینترنت ، بخش بیشتری از این مسئولیت مستقیماً بر عهده سازنده برنامه است.
اگر گفت وگو با شایع یا شهرام شب پره به دلیل انتخاب مهمان خبرساز شود ، این اتفاق می تواند بخشی از مزیت برنامه باشد. اما اگر یک مهمان ادعایی اقتصادی یا سیاسی را بدون سند مطرح کند ، دیگر فقط مسئله جذابیت گفت وگو مطرح نیست.
اتفاق اخیر «باضیا» دقیقاً در همین نقطه قابل تأمل است. همان مدلی که برای یک برنامه اینترنتی مزیت ایجاد می کند ، می تواند مسئولیت و حساسیت بیشتری نیز برای سازنده آن به همراه داشته باشد.
علی ضیا؛ از مجری تلویزیونی تا صاحب یک برند شخصی
شاید علی ضیا را بتوان یکی از آخرین مجریانی دانست که بخش مهمی از شهرت خود را از تلویزیون به دست آورد ، اما برای ادامه مسیر ناچار شد قواعد رسانه جدید را یاد بگیرد.
دیگر خبری از آن مجری جوانی نیست که از اجرای برنامه های کنکوری به سمت رقابت با مجریان قدیمی تر حرکت می کرد و برای دیده شدن کافی بود اجرای خوبی داشته باشد. ضیا امروز باید بداند چه کسی را دعوت کند ، درباره چه چیزی حرف بزند و کدام بخش از یک گفت وگو ظرفیت تبدیل شدن به کلیپ و انتشار در شبکه های اجتماعی را دارد.
این تغییر ، در واقع تغییر جایگاه یک مجری است : از کسی که بخشی از یک شبکه تلویزیونی است به کسی که خودش باید مخاطب ، برنامه و در نهایت برند رسانه ای خود را بسازد.
جذابیت «اسمش را نبرها» برای توسعه برند شخصی
«باضیا» بخشی از مسیر مهاجرت یک مجری تلویزیونی به سمت ساختن «برند شخصی» خودش است؛ مسیری که طبیعتاً می تواند گاهی برای او دردسر هم ایجاد کند.
با این حال ، مرور اتفاقات سال های اخیر نشان می دهد حاشیه ها لزوماً برای ضیا به معنای کاهش دیده شدن نبوده اند. برعکس ، در نهایت بسیاری از این اتفاقات به افزایش دنبال کنندگان صفحه اینستاگرام و تعداد مشترکان کانال یوتیوب او منجر شده اند.
ضیا حالا قواعد زمین بازی جدید را بهتر از گذشته می شناسد. انتخاب مهمان های «اسمش را نبر» و دیگر چهره هایی که هر کدام به دلیلی می توانند گفت وگو را به اتفاقی فراتر از خود برنامه تبدیل کنند ، نشان می دهد او به یک نکته مهم در رسانه امروز رسیده است :
در فضای جدید ، همیشه لازم نیست بهترین یا پیچیده ترین سوال را داشته باشی؛ گاهی مهم تر این است که آدمی را روبه رویت بنشانی که حرف زدنش برای مخاطب جذاب باشد.
و شاید دقیقاً همین جا است که مسیر علی ضیا از یک «مجری» به یک «برند رسانه ای شخصی» کامل تر می شود؛ برندی که بخشی از قدرتش را نه فقط از کیفیت اجرا ، بلکه از انتخاب آدم ها ، موضوعات و حتی حاشیه هایی می گیرد که بعد از پایان برنامه هم ادامه پیدا می کنند.
بیوگرافی علی ضیا(Ali Zia)
سید علی ضیاء متولد 26 شهریور 1364 در کاشان ، مجری برنامه های صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است.