پیتر هگمان (Peter Hegemann) زیست فیزیک دان و عصب شناس آلمانی و استاد زیست فیزیک تجربی در دانشگاه هومبولت برلین است. بخش مهمی از شهرت علمی او به پژوهش درباره گیرنده های حساس به نور در میکروجلبک ها و به ویژه کانال رودوپسین ها (Channelrhodopsins) بازمی گردد؛ پروتئین هایی که نقش مهمی در شکل گیری و توسعه فناوری اپتوژنتیک داشتند. این فناوری امکان کنترل فعالیت سلول های عصبی با استفاده از نور را فراهم می کند و به یکی از ابزارهای مهم علوم اعصاب مدرن تبدیل شده است.
بیوگرافی پیتر هگمان (Peter Hegemann)؛ پیشگام اپتوژنتیک
پیتر هگمان زاده 11 دسامبر 1954 در شهر مونستر آلمان است و محل اشتغال در زمان دریافت جایزه «دانشگاه هومبولت برلین»(Humboldt University of Berlin) واقع در شهر برلین آلمان است.![]()
پیتر هگمان پژوهشگری در حوزه بیوفیزیک ، بیوشیمی و علوم اعصاب است که بخش عمده فعالیت علمی خود را به مطالعه سازوکارهای مولکولی دریافت و تبدیل نور به سیگنال های سلولی اختصاص داده است.
تمرکز او بر سیستم های حساس به نور در میکروجلبک ها در نهایت به شناسایی گروهی از پروتئین ها انجامید که بعدها به عنوان ابزارهای نوری برای کنترل سلول های تحریک پذیر ، از جمله نورون ها ، مورد استفاده قرار گرفتند. دانشگاه هومبولت برلین از هگمان به عنوان یکی از دانشمندانی یاد می کند که کشف کانال رودوپسین ها توسط او و همکارانش زمینه ساز شکل گیری حوزه اپتوژنتیک شد.
تحصیلات و آغاز فعالیت علمی
هگمان در مونستر و سپس در دانشگاه لودویگ ماکسیمیلیان مونیخ (LMU Munich) در رشته شیمی تحصیل کرد. او دوره دکتری خود را در موسسه ماکس پلانک برای بیوشیمی در مونیخ و زیر نظر دیتر اوسترهلت (Dieter Oesterhelt) گذراند. پس از یک دوره پژوهشی در دانشگاه سیراکیوز در ایالات متحده ، در سال 1986 به موسسه ماکس پلانک برای بیوشیمی بازگشت و یک گروه پژوهشی را بر عهده گرفت.
او در سال 1992 موفق به دریافت درجه Habilitation شد و یک سال بعد به عنوان استاد بیوشیمی در دانشگاه رگنسبورگ منصوب شد. هگمان از سال 2004 استاد زیست فیزیک تجربی در دانشگاه هومبولت برلین بوده است.
پژوهش های پیتر هگمان درباره جلبک ها
یکی از مهم ترین موضوعات پژوهشی هگمان ، بررسی نحوه واکنش میکروجلبک ها به نور بود. او به طور ویژه روی جلبک تک سلولی Chlamydomonas مطالعه کرد؛ جانداری که برای حرکت و جهت یابی خود از سیستم های حساس به نور استفاده می کند.
در ساختار این جلبک ، گیرنده های نوری در ناحیه ای به نام چشمک یا لکه چشمی (Eyespot) قرار دارند. تحقیقات هگمان نشان داد که این سیستم های حساس به نور از نظر مولکولی می توانند اطلاعات مهمی درباره نحوه تبدیل نور به پیام های الکتریکی در سلول ارائه دهند.
کشف کانال رودوپسین ها
نقطه عطف فعالیت علمی هگمان ، شناسایی نوع خاصی از گیرنده های نوری به نام کانال رودوپسین ها بود.
هگمان و همکارش گئورگ ناگل (Georg Nagel) در سال 2002 این گیرنده های نوری را شناسایی و ویژگی های آنها را بررسی کردند. برخلاف بسیاری از گیرنده های نوری شناخته شده ، کانال رودوپسین ها مستقیماً به عنوان کانال یونی عمل می کنند؛ یعنی با تابش نور می توانند عبور یون ها از غشای سلول را کنترل کنند.
این ویژگی بعدها اهمیت بسیار زیادی برای علوم اعصاب پیدا کرد ، زیرا می توان از چنین پروتئین هایی به عنوان نوعی کلید نوری برای کنترل فعالیت سلول های عصبی استفاده کرد.
نقش پیتر هگمان در شکل گیری اپتوژنتیک
اپتوژنتیک ترکیبی از روش های ژنتیک و نورشناسی است که به دانشمندان اجازه می دهد فعالیت سلول های خاص را با نور کنترل کنند.
کشف کانال رودوپسین ها یکی از پایه های مولکولی این فناوری بود. پژوهشگران دریافتند که می توان ژن مربوط به این پروتئین های حساس به نور را به سلول های عصبی منتقل کرد و سپس با تاباندن نور ، فعالیت الکتریکی نورون ها را تحریک یا کنترل کرد.
به این ترتیب ، تحقیقات بنیادی هگمان درباره جلبک ها به توسعه ابزاری منجر شد که بعدها در مطالعات مربوط به مدارهای عصبی ، رفتار ، حافظه و بیماری های مغزی کاربرد گسترده پیدا کرد. دانشگاه هومبولت این کشف را یکی از عوامل اصلی شکل گیری حوزه اپتوژنتیک معرفی می کند.
همکاری با کارل دایسرات و دیگر دانشمندان
توسعه اپتوژنتیک حاصل کار یک دانشمند واحد نبود و پژوهشگران متعددی در شکل گیری آن نقش داشتند. کارل دایسرات (Karl Deisseroth) در دانشگاه استنفورد از دانشمندانی بود که از پروتئین های حساس به نور برای کنترل نورون ها استفاده کرد و این روش را به طور گسترده وارد علوم اعصاب کرد.
هگمان ، دایسرات و گروه دیگری از پژوهشگران از جمله گئورگ ناگل در مسیر توسعه این فناوری نقش های مکملی داشتند. دانشگاه هومبولت همچنین اشاره کرده است که هگمان ، دایسرات و دیتر اوسترهلت در سال 2021 جایزه Albert Lasker Award for Basic Medical Research را برای کشف رودوپسین های میکروبی حساس به نور و توسعه اپتوژنتیک دریافت کردند.
کاربردهای اپتوژنتیک
اهمیت تحقیقات هگمان تنها به یک کشف زیست شناختی محدود نمی شود. اپتوژنتیک امروزه ابزاری مهم برای مطالعه عملکرد مغز است.
پژوهشگران با استفاده از این فناوری می توانند فعالیت انواع مشخصی از نورون ها را در زمان مشخص تحریک یا مهار کنند. این قابلیت امکان بررسی دقیق تر ارتباط میان فعالیت مدارهای عصبی و رفتار را فراهم کرده است.
اپتوژنتیک همچنین در تحقیقات مربوط به بیماری های عصبی و روان پزشکی مورد استفاده قرار گرفته و زمینه هایی مانند پارکینسون ، صرع و برخی اختلالات عصبی را تحت تأثیر قرار داده است؛ هرچند بسیاری از کاربردهای درمانی آن همچنان در مرحله پژوهش قرار دارند.
تحقیقات کنونی پیتر هگمان
فعالیت پژوهشی هگمان همچنان بر مطالعه و مهندسی پروتئین های حساس به نور متمرکز است. در پروژه های ثبت شده در سامانه پژوهشی دانشگاه هومبولت ، موضوعاتی مانند بهبود کانال رودوپسین ها برای کاربردهای عصبی ، مهندسی مولکولی آنها ، بررسی دینامیک انتقال یون و توسعه ابزارهای اپتوژنتیکی جدید دیده می شود.
این پژوهش ها به دنبال آن هستند که پروتئین های حساس به نور را دقیق تر ، سریع تر و کاربردی تر کنند تا بتوان از آنها برای مطالعه سیستم عصبی و سایر فرایندهای زیستی استفاده کرد.
مهم ترین جوایز و افتخارات پیتر هگمان
هگمان در طول فعالیت علمی خود جوایز مهمی دریافت کرده است. از جمله :
- Gairdner Award در سال 2018
- Otto Warburg Medal در سال 2018
- Louis-Jeantet Prize for Medicine
- Albert Lasker Award for Basic Medical Research در سال 2021، به همراه دیتر اوسترهلت و کارل دایسرات
- Louisa Gross Horwitz Prize در سال 2022، به همراه کارل دایسرات و گئورگ مایزنبوک
این جوایز نشان دهنده اهمیت تحقیقات او در حوزه گیرنده های نوری ، کانال رودوپسین ها و اپتوژنتیک است.
پیتر هگمان و جایزه نوبل 2026
در سال 2026 نام پیتر هگمان در ارتباط با جایزه نوبل فیزیولوژی یا پزشکی مطرح شد و تحقیقات او درباره پروتئین ها و کانال های حساس به نور بار دیگر مورد توجه جهانی قرار گرفت.
اهمیت این دستاورد در این است که پژوهش های بنیادی انجام شده درباره سازوکارهای دریافت نور در میکروجلبک ها ، در ادامه به ایجاد یک فناوری قدرتمند برای مطالعه و کنترل سیستم عصبی منجر شد.
چرا پیتر هگمان دانشمند مهمی است؟
اهمیت علمی هگمان را می توان در پیوند میان پژوهش بنیادی و فناوری پزشکی مشاهده کرد. او در ابتدا به دنبال شناخت نحوه دریافت نور توسط یک جلبک تک سلولی بود؛ اما کشف پروتئین های حساس به نور در این موجودات ، بعدها به یکی از پایه های فناوری اپتوژنتیک تبدیل شد.
این مسیر نمونه ای از اهمیت تحقیقات بنیادی در علم است؛ پژوهشی که در ابتدا ممکن است کاربرد مستقیمی نداشته باشد ، اما سال ها بعد می تواند به ایجاد ابزارهای جدید برای مطالعه بیماری ها و عملکرد بدن منجر شود.