داود اسماعیلی راد ، بازیگر ایرانی ، ساکن شهر قزوین و اصالتاً اهل شمال کشور و شهر تالش است. او در عرصه بازیگری فعالیت دارد و به سبک سنتی در موسیقی علاقه مند است.
زندگینامه داود اسماعیلی راد بازیگر ایرانی (Davood Esmaeili Rad)
داود اسماعیلی راد متولد 5 اسفند 1358 است. او ساکن قزوین است ، اما اصالتاً اهل شمال کشور و شهر تالش است. متأهل است و یک دختر سیزده ساله به نام سوین دارد.![]()
او دارای مدرک کارشناسی مهندسی صنایع شیمیایی و کارشناسی ارشد مدیریت صنعتی گرایش تولید است.
داود اسماعیلی راد ورزش را بیشتر با هدف حفظ سلامت و آمادگی جسمانی دنبال کرده و هیچ گاه به صورت حرفه ای در این زمینه فعالیت نداشته است. در عرصه هنر نیز بیشتر به موسیقی و بازیگری گرایش داشته و همواره به این دو حوزه علاقه مند بوده است.
به دلیل اصالت شمالی ، به گویش های گیلکی و تالشی تسلط دارد و با زبان آذری نیز تا حدودی آشنا و مسلط است.
از آنجا که فعالیت اصلی او در حوزه تولید است ، در زمینه تولید انواع محصولات آرایشی و بهداشتی نیز تخصص و تجربه دارد.

چطور شد که بین هزاران نفر شما توانستید در تست بازیگری(جناب آقای نیما هاشمی)قبول شوید و شما را بپذیرند؟
من پیج آقای نیما هاشمی عزیز را دنبال می کردم. به محض اینکه فراخوانی مبنی بر جذب بازیگر در پیج ایشان منتشر شد ، حدود ساعت ده شب آن را دیدم. همان لحظه با خودم گفتم یک بار شانس خودم را امتحان کنم و در این تست ثبت نام کنم.
من در زندگی کلاً انسان ریسک پذیری هستم و همیشه سعی می کنم در موقعیت های مختلف ، اتفاقات و تجربه های جدیدی را امتحان کنم. همیشه در ذهنم این بوده و هست که شانس یک بار درِ خانه را می زند؛ حالا این انتخاب من است که در را به روی آن باز کنم یا نه.
به همین دلیل ، هر وقت در زندگی ام فرصتی پیش آمده یا پیشنهادی به من شده ، سعی کرده ام به سمتش بروم و «نه» نگویم. حداقل به این شکل ، حسرت چیزی در قلبم نمی ماند و می دانم که تلاش خودم را کرده ام.
بازیگری هم یکی از همان فرصت هایی بود که بلافاصله پس از دیدن فراخوان ، در آن ثبت نام کردم؛ البته واقعیت این است که خیلی امیدوار نبودم که تیم آقای هاشمی پیگیر ثبت نام من باشد و انتخاب شوم.
اما بعد از مدتی با من تماس گرفتند و برای تست حضوری دعوت شدم. من هم برای تست حضوری خدمت اساتید رسیدم. قبل از آن ، متنی برای تست در اختیار ما قرار گرفته بود و من پس از دریافت متن ، تمام توان و تلاشم را به کار گرفتم تا بتوانم بهترین اتودی را که از عهده اش برمی آیم را اجرا کنم.
خدا را شکر ، با وجود استرسی که داشتم ، توانستم در مقابل اساتیدی همچون آقای نیما هاشمی عزیز و آقای داریوش سلیمی اجرا کنم و نظر مثبتشان را جلب کنم. برای من ، همین اتفاق شروع یک مسیر تازه و بسیار ارزشمند بود.

مشوق اصلی شما چه شخصی بوده است؟
بازیگری اتفاقی بود که واقعاً برای اولین بار و به صورت کاملاً ناگهانی در زندگی من رقم خورد؛ اتفاقی که نه خودم و نه خانواده ام از قبل آمادگی روبه رو شدن با آن را نداشتیم.
حتی بعد از ثبت نام ، به همسرم هم چیزی نگفته بودم که چنین اقدامی انجام داده ام. تصمیم داشتم اگر در فراخوان انتخاب شدم ، آن موقع موضوع را با ایشان در میان بگذارم.
وقتی با من تماس گرفتند ، موضوع را به همسرم اطلاع دادم. ایشان هم خیلی استقبال کردند و به من گفتند : «حالا که این اتفاق پیش آمده ، حتماً برو و شانس خودت را امتحان کن.»
همین حمایت و دلگرمی ایشان باعث شد با انگیزه بیشتری این مسیر را دنبال کنم.
شما دوست دارید با کدام بازیگر چهره و در چه سبکی ، در آینده هم بازی شوید؟
بازی کردن در مقابل پیشکسوتان بازیگری ، که دنیایی از تجربه و پختگی هستند ، برای من افتخار بزرگی است. فرقی نمی کند این شخص چه کسی باشد؛ همین که سال ها تجربه بیشتری از من دارد ، قطعاً می تواند راهنما و آموزگار خوبی برایم باشد.
بنابراین ، برای من ثانیه به ثانیه همکاری با پیشکسوتان ، فارغ از اینکه در چه سبکی؛ طنز ، درام یا اجتماعی باشد ، باعث افتخار است. مهم این است که در کنار این عزیزان حضور داشته باشم و از تجربه و دانششان بیشتر بیاموزم.
اما اگر بخواهم شخصاً کسی را انتخاب کنم ، بازی آقای جواد عزتی عزیز را بسیار دوست دارم. همچنین بازی آقای حامد بهداد عزیز را هم تحسین می کنم و امیدوارم روزی این افتخار نصیب من شود که در کنار این عزیزان بازی کنم و از تجربه شان بیاموزم.

چطور شد که شما به بازیگری علاقه مند شدید؟
خب ، همه انسان ها در دوران کودکی با اولین چیزی که سرگرم می شوند ، تلویزیون است. من نیز بیشتر اوقاتم را به تماشای فیلم ها و سریال ها می گذراندم. می دیدم که یک نفر در مقابل من در حال ایفای نقش است و ما به تماشای او می نشستیم؛ حتی با خنده اش می خندیدیم و با گریه اش به گریه می افتادیم. این ارتباطی که یک بازیگر می توانست با مخاطب خود ایجاد کند ، برای من بسیار شگفت انگیز بود.
همین موضوع باعث شده بود ناخودآگاه خودم را جای آن شخصیت بگذارم و شروع کنم به گفتن دیالوگ هایش و اجرای نقش. بعدها ، در دوران نوجوانی و جوانی ، علاقه به دیده شدن نیز به این علاقه اضافه شد و خب ، احساس می کردم بازیگری هنری است که می تواند بیش از هر هنر دیگری باعث دیده شدن و شناخته شدن یک فرد شود.
از همان زمانی که اولین فیلم ها و سریال ها را دیدم ، علاقه ام به بازیگری شکل گرفت. هر چیزی که در ذهنم تداعی می شد و آن را اجرا می کردم ، باعث می شد علاقه ام به بازیگری بیشتر و بیشتر شود.
با دیدن سریال «خانه سبز» این علاقه در من پررنگ تر شد؛ سریالی با بازی استاد خسرو شکیبایی و خانم مهرانه مهین ترابی عزیز. یادم هست در آن سنین کم ، زمانی که این سریال را همراه خانواده تماشا می کردم ، از تأثیری که این اثر بر خانواده ها می گذاشت ، متعجب بودم. برایم بسیار جالب بود که یک بازیگر چگونه می تواند خالق احساسات مختلف در مخاطب خود باشد و او را بخنداند ، تحت تأثیر قرار دهد یا حتی به گریه بیندازد.
در نهایت ، تصمیم گرفتم این علاقه قلبی را که مدت ها در گوشه ای از قلبم خاک می خورد ، دنبال کنم. با خودم گفتم شاید برای من هم این اتفاق بیفتد و شاید بتوانم از طریق بازیگری ، مسیر زندگی ام را تغییر دهم.
هدف شما از بازیگری چیست؟
پیرو صحبت های قبلی ، واقعاً از نظر جایگاه شغلی به آن چیزی که باید می رسیدم ، رسیده ام و به همین دلیل ، مسائل مادی در این هنر برایم اهمیت چندانی ندارد.
اما همیشه نگاه من به بازیگری ، «تأثیرگذاری» بوده است؛ چرا که معتقدم در بازیگری می توانیم با ایفای یک نقش ، روی مخاطبان تأثیر بگذاریم و یک کاراکتر را به گونه ای باورپذیر به آنها منتقل کنیم.
یکی از اصلی ترین اهداف من در این هنر ، همین تأثیرگذار بودن است. دوست دارم در آثاری ایفای نقش کنم که از نگاه روان شناسی و اجتماعی ، کمتر به موضوعاتشان پرداخته شده و بتوانند بخشی از مشکلاتی را که در زندگی افراد و خانواده ها به وجود می آید ، به تصویر بکشند.
به اعتقاد من ، بسیاری از مشکلاتی که در زندگی انسان ها به وجود می آید ، به این دلیل است که گاهی مسیر درست را انتخاب نمی کنیم یا روش صحیح مواجهه با مسائل را نمی دانیم. من دوست دارم از تریبونی که بازیگری در اختیارم قرار می دهد ، برای انتقال این مفاهیم و نشان دادن مسیر درست زندگی استفاده کنم.
شاید بتوانم نقشی را ایفا کنم که باور یا نگرشی تازه در مخاطب ایجاد کند؛ به گونه ای که آن مخاطب ، تحت تأثیر آن نقش ، تصمیم بگیرد مسیر زندگی یا حتی مسیر شغلی خود را تغییر دهد.
به همین دلیل ، علاقه بیشتری دارم در آثاری با مضمون اجتماعی فعالیت کنم؛ آثاری که علاوه بر سرگرمی ، حرفی برای گفتن داشته باشند و بتوانند تأثیری ماندگار بر مخاطب بگذارند.
همان طور که گفتم ، من انسان ریسک پذیری هستم و همیشه سعی کردم بعضی از ریسک ها را تجربه کنم. خوشبختانه در بیشتر این اتفاقات نیز موفق بودم. شاید در بعضی از تصمیم ها و ریسک هایی که کردم تمام اطرافیانم با من هم نظر نبودن ، اما من همیشه سعی کردم مسیر خودم را بروم و به انتخاب هایم ایمان داشته باشم.
در اینجا دوست دارم یک تشکر ویژه از همسر عزیزم داشته باشم؛ کسی که در تمام ریسک ها و تصمیم های مهم زندگیم در کنارم بوده است. با اینکه می دانم گاهی نگران من و تصمیم هایم است ، اما همیشه همراه من بوده و در هر مرحله سعی کرده کنارم باشد.
از خانوادم ، به خصوص خواهرام ، هم بسیار ممنونم که همیشه پیگیر بودند و با انرژی مثبتشان من را دلگرم کردند.
امیدوارم بتوانم در این مسیر موفق باشم و این تجربه را نیز با موفقیت پشت سر بگذارم. تمام سعی و تلاشم را میکنم تا به این هدف برسم.