ثبت بیوگرافی در گوگل
ثبت بیوگرافی در ویکی پدیا
تبلیغات

در این مطلب جدید در سال 1403 و سال 2024 ، احترام به والدین در نهج البلاغه و احترام به پدر و مادر در نهج البلاغه و احادیث احترام به پدر و مادر در نهج البلاغه و احترام به پدر و مادر از دیدگاه امام حسین و حقوق والدین و فرزندان از دیدگاه امیرالمومنین و سخنان حضرت علی در مورد نیکی به پدر و مادر و حدیث در مورد بی احترامی به پدر و مادر و پیام قرآنی کوتاه در مورد احترام به پدر و مادر و داستان در مورد احترام به پدر و مادر برای کودکان و حدیث عربی در مورد مادر و حدیث امام سجاد در مورد پدر و مادر در نم نمک.

احادیث درباره احترام به پدر و مادر در نهج البلاغه

«فحق الوالد علی الولذ ان یطیعه فی کل شیء الا فی معصیه الله سبحانه»احترام به پدر و مادر در نهج البلاغه[احادیث]احترام به پدر و مادر در نهج البلاغه[احادیث]

در کلمات قصار 391 می فرماید : پس حق پدر بر فرزند آنست که پدر را در هر چیز اطاعت و پیروی نماید مگر در نافرمانی از خداوند سبحان «که در نافرمانی خدا طاعت پدر واجب نیست».

احادیث درباره احترام به والدین در نهج البلاغه

یکی از ضروریات دین نیکی به پدر و مادر ، و اطاعت آن دو ، و نیازردن ایشان است که صریح قرآن کریم است که در چندین آیه پس از امر به پرستش پروردگار و شریک قرار ندادن برای او ، امر باحسان به پدر و مادر فرموده ، که احسان معنی لغوی آن نیکویی کردن درباره کسی و نیکی کردن و نیکی و بخشش است اما درباره پدر و مادر چند معنی شده است نیکو با ایشان معاشرت کردن ، به مشقت نینداختن آن دوست به چیزی که احتیاج به آن دارند بلکه قبل از احتیاج حاجت ایشان را بر آوردن ، بزرگ داشتن آن دو ، و مهربانی کردن و دعای خیر و انفاق نیکو در حق ایشان رعایت کردن و گفتار نیکو و تواضع و فروتنی برای ایشان کردنست که در این جا به یک آیه اکتفا می کنم.البته مسأله احترام به پدر و برخورد خاضعانه و متواضعانه با او و مصاحبت به معروف هرچند مسلمان نباشد مسأله جداگانه ای است که در آیات قرآن به آن اشاره شده است آن جا که می فرماید : «(وَاخفِض لَهُمَا جَنَاحَ الذُلِ مِنَ الرَحمَةِ وَقُل رَبِ ارحَمهُمَا کَمَا رَبَیَانِی صَغِیرا); و بال های تواضع خویش را از محبت و لطف ، در برابر آنان فرود آر! و بگو : «پروردگارا! همان گونه که آن ها مرا در کوچکی تربیت کردند ، مشمول رحمتشان قرار ده!».[1]

و در سوره لقمان می فرماید : «(وَإِن جَاهَدَاکَ عَلی أَن تُشرِکَ بِی مَا لَیسَ لَکَ بِهِ عِلمٌ فَلاَ تُطِعهُمَا وَصَاحِبهُمَا فِی الدُنیَا مَعرُوفا); و هرگاه آن دو ، تلاش کنند که تو چیزی را همتای من قرار دهی ، که از آن آگاهی نداری (بلکه می دانی باطل است) ، از ایشان اطاعت مکن ، ولی با آن دو در دنیا به طرز شایسته ای رفتار کن».[2]

این آیات و مانند آن که در قرآن مجید آمده به خوبی نشان می دهد که تا چه حد حق پدر و مادر زیاد است و تا چه اندازه احترام آن ها بر فرزندان لازم می باشد.

سپس امام(علیه السلام) به سراغ حقوق سه گانه فرزند بر پدر رفته ، می فرماید : «و حق فرزند بر پدر آن است که نام نیک بر او نهد و ادب و تربیتش را به خوبی انجام دهد و قرآن را به او بیاموزد»; (وَ حَقُ الوَلَدِ عَلَی الوَالِدِ أَن یُحَسِنَ اسمَهُ ، وَ یُحَسِنَ أَدَبَهُ وَ یُعَلِمَهُ القُرآنَ).

نامگذاری ممکن است در نظر بعضی ، امر ساده ای باشد در حالی که چنین نیست. نام ، چیزی است که هر روز بارها انسان با آن مخاطب می شود و طبعا اثر تلقینی دارد. اگر به فرض ، پدر نام «ظالم» بر پسر بگذارد و هر روز او را به این نام خطاب کنند اگر روح ستمگری بر او غالب شود جای تعجب نیست.

و به عکس اگر نام محسن و حسن یا حسین بر او نهند و همواره آن را در خطابات تکرار کنند حقیقت نیکوکاری به تدریج در او راسخ می شود. همچنین نام عبدالله و عبدالرحیم و عبدالرحمان که همگی حکایت از عبودیت انسان در برابر خدا دارد.

احادیث درباره احترام به والدین در نهج البلاغه

در روایات اسلامی نیز درباره نامگذاری دقت زیادی شده است حتی در روایتی داریم که اگر نام زشتی بر انسان ها و یا حتی شهرها گذاشته شده آن را تغییر دهید : «کَانَ رَسُولُ اللَهِ(صلی الله علیه وآله) یغَیرُ الأَسمَاءَ القَبِیحَةَ فِی الرِجَالِ وَ البُلدَانِ; پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) اسماء زشتی را که بر مردان و شهرها گذاشته بودند تغییر می داد»[3] و به یقین کار پیغمبر(صلی الله علیه وآله) برای ما الگو و اسوه است.

حتی از روایات استفاده می شود که برای فرزندان قبل از تولد اسم انتخاب شود و از امیرمومنان(علیه السلام) روایت شده که فرمود : «سَمُوا أَولاَدَکُم فَإِن لَم تَدرُوا أَ ذَکَرٌ أَو أُنثَی فَسَمُوهُم بِالأَسمَاءِ الَتِی تَکُونُ لِلذَکَرِ وَ الاُنثَی فَإِنَ أَسقَاطَکُم إِذَا لَقُوکُم فِی القِیامَةِ وَ لَم تُسَمُوهُم یقُولُ السِقطُ لاَِبِیهِ أَلاَ سَمَیتَنِی وَ قَد سَمَی رَسُولُ اللَهِ(صلی الله علیه وآله) مُحَسِنا قَبلَ أَن یولَدَ; برای فرزندانتان نام انتخاب کنید (حتی پیش از تولد) و اگر نمی دانید پسر است یا دختر برای آن ها نام هایی انتخاب کنید که هم می توان آن ها را بر پسر گذاشت و هم دختر زیرا فرزندانی از شما که سقط می شوند هنگامی که روز قیامت با شما ملاقات می کنند و نامی برای آن ها انتخاب نکرده اید به پدرش می گوید : چرا نامی بر من نگذاشتی در حالی که رسول خدا(صلی الله علیه وآله) نام محسن را (برای فرزند حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام)) انتخاب کرد پیش از متولد شدنش».[4]عجب این که عرب در عصر جاهلیت و حتی بعد از آن نیز نام های خشن برای فرزندانش انتخاب می کرد مانند کلب (سگ) و نمر (پلنگ) و فهد (یوزپلنگ) و امثال آن.

در حدیثی از امام رضا(علیه السلام) می خوانیم : این انتخاب به دلیل این بود که دشمنان را به وسیله آن بترسانند و به عکس ، نام غلامان خود را مبارک و میمون و امثال

آن می گذاشتند.[5]

از بعضی از روایات استفاده می شود که هرگاه نام های بسیار خوبی مانند نام محمد برای فرزند خود انتخاب کردید احترام بیشتری به فرزند بگذارید. رسول خدا(صلی الله علیه وآله) می فرماید : «إِذَا سَمَیتُمُ الوَلَدَ مُحَمَدا فَأَکرِمُوهُ وَ أَوسِعُوا لَهُ فِی المَجلِسِ وَ لاَ تُقَبِحُوا لَهُ وَجها; هنگامی که فرزند خود را محمد نام نهادید او را گرامی دارید و در مجالس به آن ها جای دهید و چهره خود را در مقابل آن ها درهم نکشید».[6]

و اما مسأله تعلیم و تربیت : امام(علیه السلام) تربیت را مقدم داشته و همگان را سفارش می کند که فرزندان را به خوبی تربیت کنند و ادب بیاموزند.

می دانیم که روح و ذهن انسان در کودکی بسیار تأثیرپذیر است و طبق حدیث معروف ، علم در «صغر» همچون نقش بر «حجر» است و بسیار پررنگ و پردوام خواهد بود. ازاین رو اگر پدر و مادر در تعلیم و تربیت فرزند کوتاهی کنند خسارت عظیمی ، هم دامان پدر و مادر را می گیرد و هم فرزند را ، به خصوص اگر وسوسه های شیطانی بر فرزند غلبه کند یا افراد ناباب یا رسانه های آلوده با آن ها ارتباط برقرار کنند و تعلیمات زشت و ناپسند خود را در روح کودک فرو ریزند.

به همین دلیل در نامه ای که امام(علیه السلام) به فرزند دلبندش امام حسن(علیه السلام) نوشت و آنچه خیر دنیا و آخرت در آن است در آن نامه ریخت و به فرزندش هدیه کرد می خوانیم : پسرم! چون احساس کردم به سن پیری رسیده ام و قوایم رو به سستی نهاده به این وصیت مبادرت ورزیدم و بخش هایی از آن را برای تو بیان کردم مبادا اجلم فرا رسد در حالی که آنچه در درون سینه داشته ام بیان نکرده باشم... ازاین رو پیش از آن که هوی و هوس و فتنه های دنیا به تو هجوم آورد و همچون مرکبی سرکش شوی ، به تعلیم و تربیت تو روی آوردم زیرا «إِنَمَا قَلبُ الحَدَثِ کَالاَرضِ الخَالِیةِ مَا أُلقِی فِیهَا مِن شَیء قَبِلَتهُ فَبَادَرتُکَ بِالأَدَبِ قَبلَ أَن یقسُوَ قَلبُکَ وَیشتَغِلَ لُبُک; قلب جوان همچون زمین خالی است و هر بذری در آن بیفشانند آن را می پذیرد. به همین دلیل پیش از آن که قلبت قساوت یابد و فکرت به امور دیگر مشغول گردد (گفتنی ها را گفتم)».[7]

این مطلب پیش از همه از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) شنیده شده است که فرمود : «مَن تَعَلَمَ فِی شَبَابِهِ کَانَ بِمَنزِلَةِ الرَسمِ فِی الحَجَر وَ مَن تَعَلَمَ وَ هُوَ کَبِیرٌ کَانَ بِمَنزِلَةِ الکِتَابِ عَلَی وَجهِ المَاءِ; کسی که در جوانی (و نوجوانی) چیزی را فراگیرد همچون مطلبی است که بر سنگ ترسیم می شود و کسی که در بزرگسالی چیزی را فراگیرد همچون نقشی است که برآب زنند».[8]

سپس امام(علیه السلام) از میان تمام آداب و تعلیمات به تعلیم قرآن توجه کرده و بر آن تأکید می کند. چرا که قرآن مجموعه بی نظیری است که تمام درس های زندگی مادی و معنوی در آن جمع است. توحید و معاد به صورت گسترده در آن تجلی می کند ، بخش مهم احکام الهی در آن بیان شده و دستورات اخلاقی اش فوق العاده موثر و پربار است و تاریخ عبرت انگیز انبیاء پیشین نیز در جای جای آن دیده می شود. آری باید قبل از هرچیز به فرزندان قرآن تعلیم داد.

به همین دلیل در حدیثی از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) می خوانیم : «وَ مَن عَلَمَهُ القُرآنَ دُعِی بِالاَبَوَینِ فَیکسَیانِ حُلَتَینِ یضِیءُ مِن نُورِهِمَا وُجُوهُ أَهلِ الجَنَةِ; کسی که به فرزندش قرآن تعلیم دهد او و همسرش (پدر و مادر آن فرزند) را در روز قیامت می آورند و دو لباس فاخر نورانی بر آن ها می پوشانند که از نور آن ها صورت بهشتیان روشن می شود».[9]

در حدیثی از اصبغ بن نباته می خوانیم که می گوید : امیرمومنان علی(علیه السلام) فرمود : «إِنَ اللَهَ لَیهُمُ بِعَذَابِ أَهلِ الاَرضِ جَمِیعا حَتَی لاَ یحَاشِی مِنهُم أَحَدا إِذَا عَمِلُوا بِالمَعَاصِی وَ اجتَرَحُوا السَیئَاتِ فَإِذَا نَظَرَ إِلَی الشِیبِ نَاقِلِی أَقدَامِهِم إِلَی الصَلَوَاتِ وَالوِلدَانِ یتَعَلَمُونَ القُرآنَ رَحِمَهُم فَأَخَرَ ذَلِکَ عَنهُم; خداوند گاه اراده می کند همه اهل زمین را هلاک کند و یک نفر را باقی نگذارد و این در زمانی است که غرق گناهان می شوند و آلوده انواع معاصی. هرگاه در این زمان پیرمردانی را ببیند که (لنگان لنگان) به سوی نماز (در مسجد) گام برمی دارند و کودکانی که مشغول فراگرفتن قرآن اند به آن ها رحم می کند و عذابشان را به تأخیر می اندازد».[10]

این نکته نیز حائز اهمیت است که همان گونه که فرزندان براثر عدم ادای حق پدران و مادران ، عاق پدر و مادر می شوند پدر و مادر نیز براثر عدم ادای حق فرزندان عاق فرزندان خواهند شد همان گونه که در حدیثی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)آمده است : «یلزَمُ الوَالِدَینِ مِنَ العُقُوقِ لِوَلَدِهِمَا مَا یلزَمُ الوَلَدَ لَهُمَا مِن عُقُوقِهِمَا».[11]

احادیث درباره احترام به والدین در نهج البلاغه

نکته ها :

چه حقوقی پدر و مادر بر فرزندان دارند؟

آنچه در این کلام حکیمانه امام(علیه السلام) آمد در واقع اشاره به مهمترین حقوق پدران و مادران بر فرزندان است و در روایات اسلامی حقوق متعدد دیگری نیز برای آن ها ذکر شده است ازجمله :

1. هیچ گاه پدر را با نام خطاب نکند. بلکه بگوید «یا ابتاه; پدر جان» زیرا خطاب بزرگ تر با اسم توسط کوچکتر ، خلاف آداب است.

2. به هنگام راه رفتن از او جلوتر نرود.

3. به هنگام ورود در مجلس پیش از او ننشیند.

4. کاری نکند که مردم پدرش را دشنام دهند یا لعن کنند.

این چهار موضوع در حدیثی از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) در پاسخ سوالی درباره حق پدر بر فرزند ذکر شده است; (لاَ یسَمِیهِ بِاسمِهِ وَ لاَ یمشِی بَینَ یدَیهِ وَ لاَ یجلِسُ قَبلَهُ وَ لاَ یستَسِبُ لَهُ).[12]

«یستسب» از ماده «سب» به معنای طلب کردن سب و دشنام و لعن برای کسی است.

5. هنگامی که پدر عصبانی می شود عکس العمل نشان ندهد و تواضع و خشوع کند. همان گونه که در حدیثی از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) نقل شده است : «مِن حَقِ الوالِدِ عَلی وَلَدِهِ أن یخشَعَ له عند الغَضَبِ».[13]

6. تشکر کردن در هر حال و خیرخواه آن ها بودن در آشکار و پنهان. امام صادق(علیه السلام) می فرماید : «یجِبُ لِلوَالِدَینِ عَلَی الوَلَدِ ثَلاَثَةُ أَشیاءَ شُکرُهُمَا عَلَی کُلِ حَال ... وَ نَصِیحَتُهُمَا فِی السِرِ وَ العَلاَنِیة».[14]

7. توجه به این نکته که پدر (و مادر) اصل و ریشه انسان هستند. بنابراین هرگاه امتیازی در خود ببیند باید بداند اساس این نعمت از آن هاست پس خدا را شکرگزاری کند. (فَأَن تَعلَمَ أَنَهُ أَصلُکَ وَ أَنَهُ لَولاَهُ لَم تَکُن فَمَهمَا رَأَیتَ فِی نَفسِکَ مِمَا یعجِبُکَ فَاعلَم أَنَ أَبَاکَ أَصلُ النِعمَةِ عَلَیکَ فِیهِ فَاحمَدِ اللَهَ وَ اشکُرهُ عَلَی قَدرِ ذَلِکَ).[15] و شاید به همین دلیل خداوند شکرگزاری در برابر پدر و مادر را به دنبال شکرگزاری نعمت های خود ذکر کرده است : (أَنِ اشکُر لِی وَلِوَالِدَیکَ إِلَیَ المَصِیرُ).[16]

8 . احسان و نیکی به پدر و مادر. در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) می خوانیم که بعضی از یاران آن حضرت درباره تفسیر آیه شریفه (وَبِالوالِدَینِ إِحسانا)[17] سوال کردند که مراد از احسان چیست؟ امام(علیه السلام) فرمود : «الاِحسَانُ أَن تُحسِنَ صُحبَتَهُمَا وَأَن لاَ تُکَلِفَهُمَا أَن یسأَلاَکَ شَیئا مِمَا یحتَاجَانِ إِلَیهِ وَ إِن کَانَا مُستَغنِیین; برخورد خود را با آن ها نیکو کن و اگر چیزی نیاز داشتند پیش از آن که از تو بخواهند برای آن ها فراهم کن تا ناچار نشوند از تو درخواست کنند هر چند خودشان هم بتوانند مشکل خویش را حل کنند».[18]

9. اگر آن ها بدهکاری دارند و در حیات خود نتوانستند دین خویش را ادا کنند فرزند دین آن ها را ادا کند و برای گناهان آن ها استغفار نمایند همان گونه که در حدیثی از امام باقر(علیه السلام) می خوانیم : «وَ إِنَهُ لَیکُونُ عَاقا لَهُمَا فِی حَیاتِهِمَا غَیرَ بَار بِهِمَا فَإِذَا مَاتَا قَضَی دَینَهُمَا وَ استَغفَرَ لَهُمَا فَیکتُبُهُ اللَهُ عَزَ وَ جَلَ بَارا; گاه فرزند در حیات پدر و مادر عاق آنهاست و نیکی در حق آن ها نکرده اما بعد از وفات آن ها بدهی آن ها را ادا می کند و برای آن ها استغفار می نماید. خدا او را جزء نیکوکاران (نه عاق) محسوب می دارد».[19]

10. یکی دیگر از حقوق مهم پدران و مادران بر فرزندان این است که به هنگام ضعف و پیری و ناتوانی که نیاز شدید به کمک و حمایت دارند آن ها را فراموش نکنند و مشکلات آن ها را تا آن جا که در توان دارند حل کنند به عکس آنچه در دنیای امروز دیده می شود که به محض این که پدر و مادر پیر و ناتوان شدند فرزندان از آنان فاصله می گیرند و حداکثر کاری که درباره آن ها می کنند این است که آن ها را به خانه های سالمندان می سپارند و گاه حتی از این کار نیز خودداری می کنند. در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) می خوانیم که یکی از یارانش خدمت آن حضرت رسید و عرض کرد : پدرم بسیار پیر و ناتوان شده به گونه ای که برای قضای حاجت باید او را بر دوش بگیریم. امام(علیه السلام) فرمود : «إِنِ استَطَعتَ أَن تَلِی ذَلِکَ مِنهُ فَافعَل وَ لَقِمهُ بِیدِکَ فَإِنَهُ جُنَةٌ لَکَ غَدا; اگر توانستی این کار را برای او انجام دهی انجام ده حتی لقمه غذا را با دست خود به دهان او بگذار که این کار سپری است برای تو در فردای قیامت (در برابر آتش دوزخ)».[20]

قرآن مجید نیز اشاره ای به این امر دارد آن جا که می فرماید : «(إِمَا یَبلُغَنَ عِندَکَ الکِبَرَ أَحَدُهُمَا أَو کِلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَهُمَا أُف وَلاَ تَنهَرهُمَا وَقُل لَهُمَا قَولا کَرِیما); هرگاه یکی از آن دو ، یا هر دوی آنها ، نزد تو به سن پیری رسند ، کمترین اهانتی به آن ها روا مدار! و بر آن ها فریاد مزن! و گفتار لطیف و سنجیده و بزرگوارانه به آن ها بگو! (و مشکلات آن ها را حل کن)».[21]

احادیث درباره احترام به والدین در نهج البلاغه

فرزندان بر پدران و مادران چه حقوقی دارند؟

در روایات اسلامی همان گونه که موارد فراوانی از حقوق پدران و مادران بر فرزندان ذکر شده موارد زیادی نیز از حقوق فرزندان بر پدران و مادران بیان گردیده است که سه قسمت مهم آن را امام امیرمومنان علی(علیه السلام) در گفتار حکیمانه مورد بحث بیان فرموده است : اسم نیکو نهادن ، تربیت خوب و تعلیم قرآن.

در روایات ، حقوق دیگری نیز ذکر شده ازجمله :

خواندن و نوشتن را به آن ها بیاموزند.

شنا و تیراندازی را به آن ها تعلیم دهند. (شنا برای جلوگیری از غرق شدن و تیراندازی برای جهاد).

غذای حلال به او بدهند.

این سه حق در حدیثی از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) نقل شده که فرمود : «حَقُ الوَلَدِ علی والِدِهِ أن یُعَلِمَه الکِتابَةَ وَالسِباحَةَ والرِمایةَ وأن لا یَرزُقَه إلا طَیِبا».[22]

به هنگام بلوغ (و آمادگی برای ازدواج) وسیله ازدواج او را فراهم کنند. در حدیثی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) می خوانیم که فرمود : یکی از حقوق فرزندان این است که «یزَوِجُهُ إِذَا بَلَغَ».[23]

نماز (و فرائض دینی) را به آن ها بیاموزند (و آن ها را به تدریج عادت دهند) و هنگامی که بالغ شدند آن ها را وادار به نماز کنند. در غررالحکم از امیرمومنان علی(علیه السلام) نقل شده است که فرمود : «عَلِموا صِبیانَکُم الصلاةَ وخُذوهُم بِها إذا بلَغوا الحُلُمَ».[24]

عدالت را در میان فرزندان رعایت کنند. در حدیثی از امیرمومنان علی(علیه السلام) نقل شده که می فرماید : پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) مردی را دید که دو فرزند دارد ، یکی را بوسید و دیگری را نبوسید. پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمود : «فَهَلاَ وَاسَیتَ بَینَهُمَا; چرا میان آن ها عدالت را رعایت نکردی؟».[25]

به فرزندانشان در کارهای نیک کمک کنند (و آن ها را تشویق نمایند). در روایات متعددی که مرحوم محدث نوری در مستدرک الوسائل نقل کرده به این معنا توصیه شده ازجمله این که پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) فرمود : «رَحِمَ اللَهُ وَالِدَینِ أَعَانَا وَلَدَهُمَا عَلَی بِرِهِمَا»[26]. [27]

پی نوشت :

[1]. اسراء ، آیه 24.

[2]. لقمان ، آیه 15.

[3]. بحارالانوار ، ج 101، ص 127، ح 4.

[4]. بحارالانوار ، ج 101، ص 128، ح 6.

[5]. همان ، ح 7.

[6]. همان ، ح 8.

[7]. نهج البلاغه ، نامه 31

[8]. بحارالانوار ، ج 1، ص 222، ح 6.

[9]. کافی ، ج 6، ص 49، ح 1.

[10]. وسائل الشیعه ، ج 4، ص 835، ح 2.

[11]. کافی ، ج 6، ص 48، ح 5.

[12]. کافی ، ج 2، ص 158، ح 5.

[13]. کنزالعمال ، ح 45512 (بنا به نقل میزان الحکمة).

[14]. بحارالانوار ، ج 75، ص 236، ح 107

[15]. بحارالانوار ، ج 71، ص 6.

[16]. لقمان ، آیه 14.

[17]. بقره ، آیه 83.

[18]. کافی ، ج 2، ص 157، ح 1.

[19]. همان ، ص 163، ح 21.

[20]. کافی ، ج 2، ص 163، ح 13.

[21]. اسراء ، آیه 23.

[22]. کنزالعمال ، ح 45340 (طبق نقل میزان الحکمة).

[23]. بحارالانوار ، ج 71، ص 80.

[24]. غررالحکم ، ح 3345.

[25]. بحارالانوار ، ج 71، ص 74، ح 94.

[26]. مستدرک ، ج 10، ص 168، ح 2.

[27]. سند گفتار حکیمانه : راغب اصفهانی در محاضرات الادباء شبیه این کلام را نقل کرده است. (مصادر نهج البلاغه ، ج 4، ص 285)

بیوگرافی

پیج اینستاگرام نم نمک

این مطلب مفید بود؟
(3 رای)
100%

نظر دادن