دلیل دیده نشدن خدا چیست؟

دلیل دیده نشدن خدا چیست؟

در این مطلب جدید در سال 1405 و سال 2026 ، شرط رویت مواجهت است یا در حکم آن مثل رویت در آئینه و خداوند در جهت واقع نشود و محیط به همه جهات است ، زیرا جهت از لوازم جسم است و جزء امکان.

چرا خدا را نمی بینیم؟

چون رویت از لوازم جسم است و خداوند از مجردات است و امکان رویت ندارد ، دیگر آنکه شرط رویت مواجهت است یا در حکم آن مثل رویت در آئینه و خداوند در جهت واقع نشود و محیط به همه جهات است ، زیرا جهت از لوازم جسم است و جزء امکان. دیگر آنکه در قرآن مجید خداوند خطاب به حضرت موسی می فرماید : «لن ترانی یا موسی» و «لن» از برای نفی ابدی است و دیگر آنکه خداوند ذات اقدس خود را مدح فرموده « لا یُدرکه الأبصار» و دیگر آنکه خداوند مذمت فرمود کسانی را که طلب رویت کردند ، بقوله تعالی« و قد سَألوا موسی اکبر من ذلک فقالوا ارنا الله جهرة فأخذتهم الصاعقة» و قوله تعالی « و قال الذین لا یرجون لقائنا لو لا أنزل علینا الملائکة او نری ربنا لقد استکبروا فی انفسهم و اعتَوا عُتوا کبیرا» پس این ادله پنجگانه بر بطلان رویت از عقل و سمع می باشد.دلیل دیده نشدن خدا چیست؟دلیل دیده نشدن خدا چیست؟

دلیل دیده نشدن خدا چیست؟

ما در سوره ابراهیم داریم که حضرت می فرمایند که من خدایانی راکه ناپدید می شوند را دوست ندارم و نمی پرستم. پس حالا ما و ایشان چگونه خدایی رامی پرستیم که او را نمی بینیم؟

در پاسخ به این سوال باید اولاً معنا و تفسیر دقیق آیه را مد نظر قرار داد و ثانیاً بحث رویت خداوند را از منابع معتبر موشکافانه بررسی خواهیم کرد.

1. معنا و تفسیر آیه :  

فَلَمَّا جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ رَأی کَوْکَباً قالَ هذا رَبِّی فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الآفِلین‏(انعام : 76) : حضرت ابراهیم علیه السلام در حالی که یقین استدلالی و فطری به یگانگی خدا داشت برای ابطال اعتقاد کسانی که به ربوبیت خورشید و ستارگان اعتقاد داشتند اینگونه عمل کرد؛«هنگامی که پرده تاریک شب جهان را در زیر پوشش خود قرار داد ، ستاره‏ای در برابر دیدگان او خودنمائی کرد ، ابراهیم صدا زد این خدای من است؟! اما به هنگامی که غروب کرد با قاطعیت تمام گفت : من هیچ گاه غروب‏کنندگان را دوست نمیدارم» و آنها را شایسته عبودیت و ربوبیت نمیدانم. 

در حقیقت این کار ابراهیم استدلالی است بر توحید خداوند اینگونه که پروردگار و مربی موجودات (آن چنان که از کلمه «ربّ» استفاده میشود) باید همیشه ارتباط نزدیک با مخلوقات خود داشته باشد ، لحظه‏ای نیز از آنها جدا نگردد ، بنابراین ، چگونه موجودی که غروب میکند و ساعت‏ها نور و برکت خود را برمیچیند و از بسیاری موجودات به کلی بیگانه میشود ، میتواند پروردگار و ربّ آنها بوده باشد؟!

ثانیاً موجودی که دارای غروب و طلوع است ، اسیر چنگال قوانین طبیعت است ، چیزی که خود محکوم این قوانین است چگونه میتواند حاکم بر آنها و مالک آنها بوده باشد؟

ثالثاً موجودی که دارای حرکت است ، حتماً موجود حادثی خواهد بود؛ زیرا همان طور که مشروحاً در فلسفه اثبات شده است ، حرکت همه جا دلیل بر حدوث است؛ زیرا حرکت ، خود ، یک نوع وجود حادث است و چیزی که در معرض حوادث است یعنی دارای حرکت است نمیتواند یک وجود ازلی و ابدی بوده باشد. 

روشن شد که منظور از آفلین غروب کردن خورشید و ستارگان بعد از طلوع آنها است و این مطلب دلیلی است بر ضعف و کوچکی آنها است. و اینگونه ناپدید شدن نمی تواند دلیلی بر عدم ربوبیت خداوند باشد که در قسمت دوم بحث به این مطلب می پردازیم. (تفسیر نمونه ، ج‏5، ص : 386 تا 390)

2. رویت خداوند :

اگر چه ، بعضی از شبه دانشمندان خرافی از بعضی آیات و روایات ، چنین استفاده کرده‏اند که : خدا را در این جهان یا جهان دیگر میتوان دید ، و ملاقات را به معنی ملاقات حسی تفسیر نموده‏اند.ولی بدیهی است : ملاقات حسی لازمه‏اش جسمیت ، و جسمیت لازمه‏اش محدود بودن ، نیازمند بودن و فنا پذیر بودن است ، و هر عاقلی میداند خداوند نمیتواند دارای چنین صفاتی باشد.

بنابراین ، بدون شک منظور از «ملاقات» یا «رویت» در آیات مختلف قرآن هنگامی که به خدا نسبت داده میشود ، ملاقات حسّی نیست بلکه ، شهود باطنی است.

یعنی انسان در قیامت چون آثار خدا را بیشتر و بهتر از هر زمان مشاهده میکند او را با چشم دل آشکارا میبیند ، و ایمان او نسبت به خدا یک ایمان شهودی میشود. (تفسیر نمونه ، ج‏12، ص : 612)

قرآن با صراحت میگوید : لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ ، هیچ چشمی خدا را نمیبیند» 

در خطبه اشباح این مسأله به وضوح بیان شده است ، آنجا که میفرماید :

«و الرّادع أناسیّ الابصار عن ان تناله أو تدرکه أو تبصره ، آن کس که‏ چشمها را از مشاهده ذات پاکش و رسیدن به او بازداشته است». در خطبه دیگری با بیان فصیح و رسایش میفرماید : «الحمد للّه الّذی لا تدرکه الشّواهد و لا تحویه المشاهد و لا تراه النّواظر و لا تحجبه السّواتر ، حمد و سپاس خدایی را سزاست که حواس ، او را درک نکند و مکانها وی را در بر نگیرد دیده‏ها او را نبیند و پوشش‏ها او را مستور نسازد». به علاوه این عقاید ، مخالف صریح حکم عقل است ، چرا که اگر خدا قابل مشاهده باشد به یقین دارای جسم و مکان و جهت خواهد بود و نتیجه آن محدودیّت و دستخوش تغییر بودن است و به این ترتیب از اوج واجب الوجود بودن سقوط میکند و در ردیف ممکنات در میآید. (پیام امام امیرالمومنین علیه‏السلام ، ج‏1، ص : 108)

اینکه میفرماید : چشم او را نمیبیند ، دلیلش روشن است؛ زیرا انسان با چشم ، رنگ‏ها و نورها را میبیند و به تَبَع آنها اجسام را ، و چون رنگ و نور از خواصّ جسم است و جسم دارای زمان و مکان و اجزاء است ، نتیجه آن ، نیازمند بودن و ممکن‏الوجود بودن است و خداوند برتر و بالاتر از آن است. هر چند جمعی از علمای اهل سنّت به خاطر بعضی از روایات- که یا سندش مخدوش است و یا دلالتش- معتقدند ، خداوند با همین چشم ظاهر در قیامت دیده میشود ، که این سخنی است بسیار زننده و شرک‏آلود؛ زیرا مفهومش آن است که : خداوند جسم باشد و زمان و مکان و جهت و رنگ داشته باشد و ما به پیروی از امامان اهل بیت علیهم السلام معتقدیم که محال است خداوند دیده شود ، نه در این جهان و نه در جهان دیگر؛ و دلائل عقلی که در بالا به گوشه‏ای از آن اشاره شد ، این حقیقت را ثابت کرده. و دلیل عقلی هم استثنا بردار نیست. (پیام امام امیرالمومنین علیه‏السلام ، ج‏3، ص : 487)

جالب این که : در روایات اهل بیت علیهم السلام شدیداً این عقیده خرافی نفی شده و با تعبیرات کوبنده‏ای از معتقدین آن انتقاد گردیده است از جمله این که : یکی از یاران معروف امام صادق علیه السلام به نام «هشام» میگوید : نزد امام صادق علیه السلام بودم که «معاویه بن وهب»- یکی دیگر از دوستان آن حضرت- وارد شده ، گفت : ای فرزند پیامبر صلی الله علیه و آله چه میگوئی در مورد خبری که درباره رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شده که او خداوند را دید؟

به چه صورت دید؟!

و همچنین در خبر دیگری که از آن حضرت نقل شده : مومنان در بهشت پروردگار خود را میبینند ، به چه شکل خواهند دید؟!

امام صادق علیه السلام تبسم (تلخی) کرده ، فرمود : ای معاویة بن وهب! چقدر زشت است که انسان هفتاد ، هشتاد سال عمر کند ، در ملک خدا زندگی نماید و نعمت او را بخورد ، اما او را درست نشناسد.

ای معاویه! پیامبر صلی الله علیه و آله هرگز خداوند را با این چشم مشاهده نکرد ، مشاهده بر دو گونه است : مشاهده با چشم دل و مشاهده با چشم ظاهر.

هر کس مشاهده با چشم دل را بگوید درست گفته و هر کس مشاهده با چشم ظاهر را بگوید دروغ گفته و به خدا و آیات او کافر شده است؛ زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «هر کس خدا را شبیه خلق بداند کافر است». (بحار الانوار ، جلد 4، صفحه 54، و جلد 36، صفحه 406- المیزان ، جلد 8، صفحه 255، انتشارات جامعه مدرسین قم).

و در روایت دیگری که در کتاب «توحید صدوق» از «اسماعیل بن فضل» نقل شده ، میگوید : از امام صادق علیه السلام پرسیدم : آیا خدا در قیامت دیده میشود؟

فرمود : منزّه است خداوند از چنین چیزی و بسیار منزّه است … إِنَّ الأَبْصارَ لا تُدْرِکُ إِلَّا ما لَهُ لَوْنٌ وَ کَیْفِیَّةٌ وَ اللَّهُ خالِقُ الأَلْوانِ وَ الْکَیْفِیَّاتِ :

«چشم‏ها جز چیزهائی را که رنگ و کیفیتی دارند نمیبینند ، در حالی که خداوند آفریننده رنگ‏ها و کیفیت‏ها است». (المیزان ، جلد 7، صفحات 310 و 311، انتشارت جامعه مدرسین قم‏)(تفسیر نمونه ، ج‏5، ص : 474)

نظرات
نظرات