انشا ضرب المثل باد آورده را باد می برد و باد آورده را باد میبرد انشا کوتاه و شعر کوتاه در مورد باد آورده را باد میبرد و انشا در مورد باد اورده را باد میبرد پایه هشتم و حدیث درباره باد اورده را باد میبرد و تاریخچه ضرب المثل باد آورده را باد میبرد و نتیجه باد اورده را باد میبرد و گسترش ضرب المثل باد آورده را باد میبرد در نم نمک.

انشا درباره ی باد آورده را باد می برد

ضرب المثل ها شاید یک جمله ی کوتاه باشند اما معانی عمیقی را همراه دارند ، مثلا همین ضرب المثل “باد آورده را باد می برد” یعنی چیزی که آسان به دست بیاید آسان هم از دست خواهد رفت.انشا کوتاه ضرب المثل باد آورده را باد می بردانشا کوتاه ضرب المثل باد آورده را باد می برد

شاید از خود این سوال را بپرسیم چرا باید چیزی که به دست می آوریم را از دست بدهیم هر چند که آسان به دست آمده باشد؟!

به نظر من دلیل این موضوع می تواند این باشد که ما تا چه حد می توانیم قدر داشته هایمان را بدانیم و آن ها را حفظ کنیم… اگر برای رسیدن به خواسته هایمان تلاش بسیاری کرده باشیم پس می دانیم که هدف به دست آمده چقدر با ارزش است اما اگر برای چیزی که داریم تلاشی نکرده باشیم آن هدف یا داشته ارزش زیادی برای ما نخواهد داشت و ممکن است حتی در مواقعی داشتن آن را نیز فراموش کنیم یا به خوبی از آن استفاده نکنیم و در نتیجه آن را از دست بدهیم.

سعی و تلاش برای به دست آوردن خواسته ها مسئله ای است که بارها و بارها گذشتگان ما ، با شعر ، داستان و ضرب المثل به ما یاد آور شده اند ، پس باید اهمیت این موضوع را دریابیم و بکوشیم که زندگی مان را بر پایه درستکاری بسازیم تا به خوشی و سعادت دست پیدا کنیم.

سعادت آدمی در داشتن ثروت زیاد نیست بلکه تلاش برای به دست آوردن و قدر دانی از داشته هایی است که با زحمت به دست آمده ، در این صورت است که انسان احساس خوشبختی و رضایت از زندگی ، دارد.

برداشت : بدون تلاش و زحمت نمی توان به چیزی دست پیدا کرد و اگر هم کسی دست پیدا کند هیچ وقت ارزش واقعی آن را نمی داند به همین خاطر است که به زودی آن را از دست خواهد داد.

انشا ضرب المثل باد آورده را باد می برد

انشا ضرب المثل باد آورده را باد می برد

در روزگاران قدیم در گوشه ایی از این دنیا در شهری شلوغ و پر رفت و آمد جوانی در حال گذر از کوچه ها بود و از روی بیکاری سنگی کوچکی را با پای خود به بازی گرفته بود. چنان که می رفت ناگهان اسکناس پولی را باد به صورت آن جوان مانند شلاقی فرود آورد.

پسرک که از درد صورتش را گرفته بود و چشمانش را از درد بسته بود ابتدا متوجه ی پول نشد اما هم اینکه چشمان خود را باز کرد متوجه ی پول شد. بسیار هیجان زده شد و زود پول را برداشت و از آنجا دور شد و بابت پولی که باد برایش هدیه آورده بود زیر لب شکر می گفت و با خود می گفت که امروز روز شانس او است و امروز را می تواند با این پول به خوش گذرانی بپردازد.

در حالی که با پول در دستش بازی می کرد به سمت بازار شهر رفت تا آنجا برای خود خرید کند و به نوبه ی خودش وسایل خوش گذرانی خود را فراهم کند به مقصد خود رسید و وسایل مورد نیازش را برداشت و پول خود را روی پیشخوان مغازه گذاشت اما هم اینکه فروشنده قصد داشت پول را بردارد باد دوباره وزید و پول را با خود برد و پسرک ماند و پول بر باد رفت و با خود گفت پولی را که باد بیاورد باد نیز می برد.

آنجا بود که به فکر کار افتاد تا پولی را که به دست می آورد حاصل تلاش و دست رنج خودش باشد زیرا که همیشه گفته اند مال حلال باز می گردد ، اما پولی را که به آسانی به دست بیاوریم به همان آسانی از دست می دهیم.

داستان کوتاه درباره باد آورده را باد می برد

ریشه ی تاریخی این ضرب المثل به خوبی بیانگر معنی آن است. داستان تاریخی که باید آن را در خاطر سپرد و از آن درس گرفت.

گفته می شود که در زمان پادشاهی خسرو پرویز بین ایرانیان و رومیان جنگی آغاز شد و رومیان که شکست خورده بودند تمام طلاها و ثروت هایشان را برای در امان نگه داشتن از دست ایرانیان ، در کشتی هایی نهادند تا به مکانی امن و دور بفرستند و در زمانی مناسب دوباره به آن دست یابند.

اما از بخت بد آن زمانی که کشتی ها به حرکت در آمدند و روانه ی دریا شدند ، طوفانی برخاست و کشتی ها را به طرف ساحل برگرداند و تمام طلاها نصیب ایرانیان شد.

نام گنج به دست آمده را “باد آورده” نهادند زیرا که به مدد باد به دست آمده بود. چندی از این ماجرا نگذشته بود که از خزانه ی خسرو پرویز دزدی شد و اموال به غارت رفت و در میان اموال غارت زده طلاهای باد آورده هم بود و پس از آن بود که گفتند باد آورده را باد می برد.

باد آورده حاصل و هدفی ست که بی تلاش و سختی به دست آمده و آنچه که به این شکل به دست آید از دست خواهد رفت مانند گنج باد آورده خسرو پرویز که به چشم هم زدنی از دست رفت.

نابرده رنج گنج میسر نمی شود

مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد

مزد را کسی خواهد گرفت که کار کرده باشد ، تلاش کرده باشد در مسیری که می خواسته و به دست آورد آنچه که می خواسته و سپس ارزش آن را نیز بداند.

بی رنج و بی سختی چیزی حاصل نخواهد شد و چه انتظار بی موردی ست چیزی را داشتن بدون آن که تلاشی کرده باشیم و زحمتی کشیده باشیم و در واقع رنج مسیر است که لذت داشتن گنج را برای ما شیرین خواهد ساخت .

این مطلب مفید بود؟
(0 رای)
0%

نوشتن نظرات

توجه : نظرات حاوی الفاظ نامناسب ، تهمت و افترا منتشر نخواهد شد.