متن کامل شعر شد خزان گلشن آشنایی رهی معیری

متن کامل شعر شد خزان گلشن آشنایی رهی معیری

در این مطلب جدید در سال 1405 و سال 2026 ، متن کامل شعر شد خزان گلشن آشنایی رهی معیری و متن شد خزان گلشن آشنایی رهی معیری و اهنگ شد خزان شجریان و دانلود آهنگ شد خزان ایرج بسطامی و شد خزان مرضیه و اهنگ به رهی دیدم برگ خزان بنان و شد خزان بهرام حصیری و شد خزان مارون بند و صدای استاد غلامحسین بنان در نم نمک.

متن کامل شعر شد خزان گلشن آشنایی رهی معیری

از شعرهای معروف رهی معیری ، خزان عشق یا به عبارتی همان تصنیف مشهور «شد خزان گلشن آشنایی» است که جواد بدیع زاده در دستگاه همایون اجرا کرده است و در سال 1313 برای اولین بار اجرا شده است.متن کامل شعر شد خزان گلشن آشنایی رهی معیریمتن کامل شعر شد خزان گلشن آشنایی رهی معیری

شد خزان گلشن آشنایی رهی معیری

متن ترانه " شد خزان" :

شد خزان گلشن آشنایی بازم آتش به جان زد جدایی

عمر من ای گل طی شد بهر تو وز تو ندیدم جز بدعهدی و بی وفایی

با تو وفا کردم تا به تنم جان بود عشق و وفاداری با تو چه دارد سود

آفت خرمن مهر و وفایی نوگل گلشن جور و جفایی

از دل سنگت آه

دلم از غم خونین است روش بختم این است

از جام غم مستم دشمن می پرستم

تا هستم

تو و مست از می به چمن چون گل خندان از مستی بر گریه من

با دگران در گلشن نوشی می من ز فراقت ناله کنم تا کی

تو و می چون لاله کشیدن ها من و چون گل جامه دریدن ها

به رقیبان خواری دیدن ها

دلم از غم خون کردی چه بگویم چون کردی

دردم افزون کردی

برو ای از مهر و وفا عاری برو ای عاری ز وفاداری

که شکستی چون زلفت عهد مرا

دریغ و درد از عمرم که در وفایت شد طی

ستم به یاران تا چند جفا به عاشق تا کی

نمی کنی ای گل یک دم یادم که همچو اشک از چشمت افتادم

تا کی بی تو بود از غم خون دل من

آه از دل تو

گر چه ز محنت خوارم کردی با غم و حسرت یارم کردی

مهر تو دارم باز

بکن ای گل با من هر چه توانی ناز

کز عشقت می سوزم باز

شد خزان گلشن آشنایی رهی معیری

محمدحسن «بیوک» معیری ، با تخلص رهی از غزل سرایان معاصر ایران و از تصنیف سرایان بنام کشورمان که در موسیقی هم ذوق و مهارت داشت به سال ‍‍1288 در تهران متولد شد و 24 آبان ‍1347 بدرود حیات گفت. او از طرف پدر نوه معیرالملک (نظام الدوله) وزیر خزانه و از طرف مادر نواده میرزا عباسخان قوام الدوله تفرشی وزیر خارجه دوره ناصری بود.

رهی معیری پس از تحصیلات متوسطه وارد خدمات دولتی شد و به مناصبی هم دست یافت. در سال های آغازین سلطنت پهلوی دوم ، ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر را در دست گرفت و در چارچوب سازمان های دولتی کارهایی انجام داد.

 رهی معیری در آغاز شاعری در انجمن ادبی حکیم نظامی به ریاست حسن وحید دستگردی شرکت می کرد. او در سایر انجمن های ادبی ، انجمن موسیقی ملی ، جامعه باربد ، انجمن ادبی فرهنگستان ایران و انجمن روابط فرهنگی ایران و شوروی نیز عضویت داشت.

«رهی تا سال 1313 تخلص شعری نداشت و کلمه «رهی» را که در انتخاب آن نیز مانند سرودن شعر وسواسی عجیب داشت بالاخره به ترجیح من بر سایر تخلص هایی که یافته بود برگزید.»

 خود رهی معیری می گفت در انواع و اقسام شعر آثاری دارد اما به غزل علاقه بیشتری دارد ، زیرا در این لباس آدم بهتر می تواند احساسات و عواطف عاشقانه اش را بیان کند.

مثنویات رهی تا آن حد از کمال فصاحت برخوردار است که اغلب با ابیات برگزیده ایرج میرزا مشتبه می شود و بعضی از آن ها از مثنوی بیشتر گویندگان قدیم و جدید به زبان حکیم نظامی نزدکتر می نماید ، غزلیاتش از حیث فصاحت الفاظ از ترکیبات فصیح سعدی و حافظ و از جهت بلاغت معنایی از دقت و رقت سبک صائب بهره ای تمام داشت ، قصایدش در کمال سادگی و شیرینی و تقلیدی درست از کلام فرخی و اساتید غزنوی بود ، سبک شناسی و توجه او به چنین تفصیل بود که سخنانش از دیگر گویندگان مشخص و ممتاز و به همین درست اندیشگی و ظرافت پیشگی از سایر متعین به امتیاز شد ، شیرین ترین و لطیف تر از همه این ها اشعار انتقادی و فکاهی (غیر از آنچه به نام (زاغچه) و (شاه پریون) در روزنامه های فکاهی سابق منتشر می شد) و اهاجی و اخوانیات او بود که همه آن ها از صنعت ایهام و توریه برخوردار و در حد کمال شوایی و رسایی بود ، در حالی که کمتر کسی از وجود این اشعار که حلاوت و شیرینی آن ها پهلو به پهلوی قطعات سوزنی و شهاب ترشیزی می زند اطلاع دارد.

 از وقتی که به ترانه سازی و تصنیف پردازی در برنامه های رادیو شروع به کار کرد همه کس متوجه شد که اشعار ترانه ها از دستی دیگر و از گفته غیر او به زبان فصیح غزلی نزدیک تر است تا آنجا که دیگران هم از او سرمشق گرفتند و به نبعیت از وی بالنسبه شعر درست و متناسب با موضوع ساختند.»

آثار سیاسی ، فکاهی و انتقادی او در روزنامه «باباشمل» و مجله «تهران مصور» انتشار می یافت. رهی در اشعار فکاهی و انتقادی از نام مستعار «زاغچه» ، «شاه پریون» ، «گوشه گیر» و «حق گو» استفاده می کرد.

ترانه های «نوای نی» ، «دارم شب و روز» ، «شب جدایی» ، «یار رمیده» ، «لاله خونین» ، «مرغ حق» ، «به کنارم بنشین» ، «من از روز ازل دیوانه بودم» و «کاروان» از  ساخته های اوست.

این شاعر سفرهای متعددی به ترکیه ، اتحاد جماهیر شوروی سابق ، افغانستان ، ایتالیا ، فرانسه و انگلستان داشت. او در آخرین سفر خارجی خود نیز در سال 1346 برای عمل جراحی به انگلستان رفت.  رهی معیری بیست وچهارم آبان ماه در سال 1347 خورشیدی و در سن 59 سالگی بر اثر بیماری سرطان در تهران درگذشت و پیکرش در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد.

نظرات
نظرات