در این مطلب جدید در سال 1405 و سال 2026 ، ضرب المثل کار از محکم کاری عیب نمی کند و داستان ضرب المثل کار از محکم کاری عیب نمی کند و حکایت ضرب المثل کار از محکم کاری عیب نمی کند و کار از محکم کاری عیب نمی کند کنایه از چیست و گسترش ضرب المثل کار از محکم کاری عیب نمی کند و داستان واقعی ضرب المثل کار از محکم کاری عیب نمی کند و جریان ضرب المثل کار از محکم کاری عیب نمی کند چیست و کاربرد ضرب المثل کار از محکم کاری عیب نمی کند و ضرب المثل کار از محکم کاری عیب نمی کند کجا استفاده می شود و داستان پند آموز ضرب المثل کار از محکم کاری عیب نمی کند در نم نمک.
کاربرد ضرب المثل کار از محکم کاری عیب نمی کند
ضرب المثل کار از محکم کاری عیب نمی کند برای تشویق به محکم کاری و احتیاط درکارها به کار می رود.

زمینه پیدایش
ظریفی در باغچه خانه اش تعداد زیادی قلمه مو نشانده بود. غروب به غروب آنها را از خاک بیرون می کشید و در اتاقی می گذاشت و قفلی سنگین بر در آن می زد و صبح به صبح آنها را می برد و در جای خود می کاشت. چون حکمت کارش را از او پرسیدند ، گفت : والله با این همه دزد که این دور و اطراف پرسه می زنند ، کار از محکم کاری عیب نمی کند.(1)

داستان کار از محکم کاری عیب نمی کند درباره ملانصرالدین
در حکایتی آمده است که ملانصرالدین گل های متنوع و مختلفی داشت که هرروز به آن ها رسیدگی می کرد؛ مانند مادری که بچه هایش را تر و خشک می کند و مراقب است حتی خار در دستانشان نرود! مثلا ملا وقتی ساقه گیاهی را قلمه می زد ، چشم از گیاه برنمیداشت تا جان بگیرد و رشد کند.
با طلوع آفتاب ، گلدان ها را به باغچه می برد و با غروب آفتاب ، به خانه! انقدر کار مراقبت از گل ها را با ظرافت و دقت انجام می داد که تعجب اطرافیان را هم برانگیخته بود. یک روز که یکی از دوستانش به منزلش آمده بود ، وقتی دید ملا ساعت ها مشغول رسیدگی به گیاهان است ، پرسید : خسته نمی شوی؟ این مقدار که تو به گل ها میرسی بیشتر باعث خراب شدنشان می شود تا رشدشان!
ملا که می دانست کارش را اصولی انجام می دهد و ایرادی بر او وارد نیست گفت : کار از محکم کاری عیب نمی کنه! من اگر به این گل هایی که تازه قلمه زدم رسیدگی نکنم ، خشک می شوند و می میرند. آن وقت باید بنشینم و غصه بخورم. پس همین الان باید کاری کنم که فردا روزی پشیمان نشوم.

حکایت طنز کار از محکم کاری عیب نمی کند
ملانصرالدین با زنی ازدواج کرد که خیلی صحبت می کرد به طوری که به لحاظ پر حرفی زبان زد همه اهالی محل بود. به همین خاطر در طول زندگی زناشویی ، هر زمانی که ملا برای کار کردن ، به بیرون می رفت زنش هم فورا چادر می پوشید و از خانه بیرون می اومد و سراغ همسایه ها می رفت و با همدیگر یک عالمه صحبت می کردند.
آنقدر سرگرم صحبت می شدند که ملا خسته و کوفته از سرکار بر می گشت و در خانه منتظر می ماند تا زنش به خانه برگردد. و در این مدت زمان هم ، خانه نامرتب و شلوغ و بدون بوی غذا را تماشا می کرد. گرچه ملا چندین مرتبه زنش را نصیحت کرده بود که تا حد امکان به جای این همه صحبت کردن ، به کارهای خانه رسیدگی کند اما فایده ای نداشت و این حرف ها به گوش زن نمی رفت.
به همین خاطر عاقبت یک روز به طور جدی عصبانی شد و به زنش گفت : «من که نمی توانم همیشه گرسنه و تشنه توی خانه منتظرت بمانم تا تو بیایی و تازه آشپزی ات را شروع کنی و به کارهای خانه برسی. اگر فقط یک بار دیگر بدون اجازه از خانه بیرون بروی ، بلایی به سرت می آورم که مسلمان نشنود ، کافر نبیند.»
به هر حال ، فردای همان روز باز ملانصرالدین ظهر خسته و تنشه به خانه برگشت. گرچه این بار خیالش راحت بود که حتما موقع برگشت به خانه بوی زندگی و غذای خوشمزه در خانه پیچیده و خانه هم مرتب و تمیز است. ملا پیش خودش می گفت : «خداروشکر حداقل امروز سیر می شوم و نیازی نیست که ساعت ها منتظر غذا بمانم .»
به همین خاطر به محضی که وارد خانه شد ، با صدای بلند گفت : «سلام ، امروز ناهار چی درست کردی؟» اما متاسفانه هیچ جوابی نشینید.

زن ملانصرالدین دوباره در کنار دوستانش گرم صحبت کردن و خندیدن بود. ظاهراً کلاً فراموش کرده بود که باید از امروز زودتر به خانه برود و کارهای خانه را انجام دهد. به همین خاطر فوراً تصمیم گرفت که به خانه برگردد. غافل از این که ملا از شدت عصبانی در خانه منتظرش بود. به محضی که زن به خانه برگشت ، داد و بیدادی راه انداخت که همه همسایه ها خبردار شدند.
ملا بلافاصله طنابی آورد و یک سر آن را به پای زنش و سر دیگرش را محکم به درخت قدیمی در حیاط بست. جیغ و داد زنش بلند شد ، و همسایه ها بدو بدو آمدند و داخل حیاط خانه ملا جمع شدند و گفتند : «جناب ملا؟ معنی این کارها چیست؟ این زن گناه دارد! از شما بعید است!»
ملا دیگر طاقت نیاورد و تمام ماجرا را برای همسایه هایش تعریف کرد.
هر کدام از همسایه ها حرفی زد و تمام تلاششان را کردند تا ملا را پشیمان کنند تا شاید راضی شود و این بار هم زنش را ببخشد و طناب را از پای زنش باز کند. اما ملا به حرف هیچ کس گوش نداد. بالاخره یکی از همسایه ها که دید ملا خیلی عصبانی است ، زنش هم زار زار اشک می ریزد ، دلش به حال همسر ملا سوخت و گفت : «لااقل حالا پای او را باز کن ، خودت که فعلا توی خانه هستی و او با بودن تو نمی تواند از خانه برود.»
ملا بلافاصله گفت : « حرف شما درست است. اما این طوری خیالم خیلی راحت تر است و کار از محکم کاری عیب نمی کند.»
حدیث درباره محکم کاری
پیامبر خدا صلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند : إنَّ اللّه َ تَعالی یُحِبُّ مِنَ العامِلِ إذا عَمِلَ أن یُحسِنَ : خداوند متعال از کننده کار این را دوست دارد که وقتی کاری می کند آن را به خوبی انجام دهد.
پیامها
احتیاط و محکم کاری در هر کاری ، موجب به سامان رسیدن آن کار می شود. کاربرد : این مثال برای تشویق به محکم کاری و احتیاط درکارها به کار می رود.
ضرب المثل های هم مضمون
تو نیکی طلب کن ، نه زودی کار؛ محکم آغاز ، هر چه آغازی.(2)
اشعار هم مضمون
اگر خواهی که بر ریشت نخندند * بفرما تا خرت محکم ببندند(3) (مجمع الامثال)
ریشه های قرآنی حدیثی
رسول خدا(صلی الله علیه وآله) : «اِذا عَمِلَ اَحَدُکُم عَمَلا فَلیُتقِن؛ هرگاه کسی از شما کاری کرد ، محکم کاری کند».(4)
پی نوشت ها :
1. حسن ذوالفقاری ، داستان های امثال ، تهران ، مازیار ، 1385، چ 2، ص 692.
2. غلامرضا حیدری ابهری ، حکمت نامه پارسیان ، قم ، نشر جمال ، 1385، چ 1، ص 523.
3. همان.
4. حر عاملی ، وسائل الشیعه ، ترجمه : عبدالرحیم ربانی شیرازی ، بیروت ، دار احیاء التراث العربی ، 1402 ه.ق ، چ 5، ج 2، ص 883.


![چهره های متولد و درگذشته 15 خرداد [عکس و بیوگرافی]](/media/k2/items/cache/e40c7cc0570d68438767e8d118402df7_XL.jpg)
![بیوگرافی بازیگران سریال صفا با خانواده [داستان و نقش]](/images/up/231/506.jpg#joomlaImage://local-images/up/231/506.jpg?width=290&height=290)

![بیوگرافی بازیگران سریال گل سنگ [داستان و نقش]](/images/up/230/11.jpg#joomlaImage://local-images/up/230/11.jpg?width=290&height=290)


![بیوگرافی بازیگران سریال گذرگاه [داستان و نقش]](/images/up/230/8.jpg#joomlaImage://local-images/up/230/8.jpg?width=290&height=290)





