داستان شیخ بهایی و امام رضا + ماجرای طلسم

داستان شیخ بهایی و امام رضا + ماجرای طلسم

در این مطلب جدید در سال 1405 و سال 2026 ، داستان شیخ بهایی و امام رضا و داستان قدیمی شیخ بهایی و امام رضا و نگاه به گنبد امام رضا و داستان ایوان طلا امام رضا و شعر شیخ بهایی در مورد امام رضا و چرا شیخ بهایی در مشهد دفن شد و داستان شیخ بهایی و امام زمان و متن سنگ قبر شیخ بهایی و داستان های عجیب حرم امام رضا و تعداد خشت های گنبد امام رضا در نم نمک.

داستان خواندنی شیخ بهایی و امام رضا و ماجرای طلسم

عالم بزرگ ، شیخ بهایی (قدس سره) که مزارش در صحن آزادی آستان مقدس و ملکوتی حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) قرار دارد ، یکی از شخصیت های برجسته تاریخ اسلام است. ایشان به جز آنکه در علوم دینی به درجه اجتهاد رسیده و مرجع تقلید زمان خود بوده اند ، در بسیاری از علوم دیگر از جمله طراحی و معماری ساختمان نیز مهارت داشته اند؛ چنان که حرم مطهر امام رضا (علیه السلام) را ایشان طراحی کرده اند و خود در ساخت آن نظارت کامل داشته اند.داستان شیخ بهایی و امام رضا + ماجرای طلسمداستان شیخ بهایی و امام رضا + ماجرای طلسم

داستان شیخ بهایی و امام رضا

در زیر داستانی از کتاب دلشدگان ، نوشته محمد لک علی آبادی پیرامون چگونگی ساخت حرم مطهر رضوی را از نظر می گذرانید. 

در این کتاب آورده اند که ، در مورد نقشه و ساخت حرم مطهر و ملکوتی امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام) توسط شیخ بهایی (قدس سره) یکی از مسولین آستان قدس رضوی تعریف می کرد : شیخ بهایی پس از طراحی حرم ، در هنگام ساخت آن ، خود بر کلیه امور نظارت داشته اند و تمام مراحل ساخت حرم نیز تحت نظارت و کنترل ایشان انجام می شده است. قبل از آنکه ساخت حرم به اتمام برسد ، برای جناب شیخ ، سفر مهمی پیش می آید.

طلسم شیخ بهایی در حرم امام رضا علیه السلام

شیخ سفارش های لازم را به معماران و مسولان ساخت حرم کرده ، بسیار سفارش می کنند که کار را متوقف نکنند و ساخت حرم را پیش برده به اتمام برسانند؛ به جز سر در دروازه اصلی حرم (دروازه ورودی به حرم و ضریح مقدس ، نه دروازه صحن). چرا که شیخ در نظر داشته روی آن کتیبه ای را که از اشعار خودش بوده نصب نماید. رسم است بر سر در اصلی یا دروازه ورودی به حرم ائمه اطهار (ع) و حتی امامزادگان مطهر ، کتیبه ای نصب می شود و در شأن آن بزرگوار روایت ، جمله یا شعری نوشته می شود. گاهی نیز روایت یا حدیثی از خود آن بزرگوار روی کتیبه نوشته می شود. به هر حال ، سفر شیخ به درازا می کشد و بیش از زمان پیش بینی شده در سفر می ماند. هنگامی که از سفر باز می گردد و جهت سرکشی کارهای ساخت و ساز به حرم مطهر می رسد ، با تعجب بسیار می بیند که ساخت حرم به پایان رسیده ، سر در اصلی تمام شده و مردم در حال رفت و آمد به حرم مقدس هستند. شیخ با دیدن این صحنه ، بسیار ناراحت می شود و به معماران اعتراض می کند که «چرا منتظر آمدن من نماندید؟ چرا صبر نکردید؟»

مسول ساخت عرض می کند : «ما می خواستیم صبر کنیم تا شما بیایید ، اما تولیت حرم نزد ما آمدند و بسیار تأکید کردند که باید ساخت حرم هر چه سریع تر به پایان برسد. هرچه به او گفتیم که باید شیخ بیاید و خود بر ساخت سر در دروازه نظارت مستقیم داشته باشد ، قبول نکردند. وقتی زیاد اصرار کردیم ، گفتند : کسی دستور اتمام کار را داده که از شیخ خیلی بالا تر و بزرگ تر است. ما باز هم اصرار کردیم و خواستیم صبر کرده ، منتظر شما بمانیم.

در این زمان تولیت حرم گفتند : خود آقا علی بن موسی الرضا (علیه السلام) دستور اتمام کار را داده اند. شیخ بهایی قدس سره هم راه مسول ساخت پروژه و معماران نزد تولیت حرم می روند و از تولیت در این مورد توضیح می خواهند.

تولیت حرم نقل می کند : چند شب پی در پی آقا امام رضا (علیه السلام) به خواب من آمده و فرمودند : «کتیبه شیخ بهایی ، به در خانه ما زده نشود ، خانه ما هیچ گاه به روی کسی بسته نمی شود و هر کس بخواهد می تواند بیاید».

شیخ با شنیدن این حرف ، اشک از چشمانش جاری می شود و به سمت ضریح می رود و ذکر «یا ستار العیوب» بر لبانش جاری می شود. سپس در کنار ضریح آن قدر گریه می کند تا از هوش می رود. پس از به هوش آمدن خود چنین تعریف می کند : من می خواستم یکی از طلسم ها را به صورت کتیبه ای بر سر در ورودی حرم بزنم ، با این اثر که افرادی که آمادگی لازم را ندارند ، نمی توانند وارد حرم مطهر و حریم مقدس حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) شوند ، اما خود آقا نپذیرفتند و در خواب به تولیت آستان از این اقدام ابراز نارضایتی فرمودند. آری در خانه این بزرگواران ، نه تنها برای ما شیعیان که به روی همه ، حتی غیر مسلمانان باز است و هر ساله شاهدیم که کرامات امام هشتم (علیه السلام) به غیر شیعیان و حتی غیر مسلمانان نیز شامل می شود و از این خوان گسترده کرم به همه خواهندگان و جویندگان می رسد.

داستان شیخ بهایی و امام رضا

شعر شیخ بهایی در مورد امام رضا

در رابطه با سفر شاه عباس در سال 1008 جریان زیر از نظر می گذرد :

شاه عباس در زمستان 1008 ق. به خراسان آمده و در طول زمستان به عنوان خدمت گذار آستان قدس حرم رضوی به مرمت و بازسازی و زیباسازی حرم پرداخت و ضمن انجام کارها ، حتی به تنظیف و جارو کردن و اصلاح شمع ها و چراغ های حرم ، اشتغال داشت؛روزی بزرگترین عالم و دانشمند جهان تشیع مرحوم شیخ بهائی او را در حال اصلاح کردن شمع های حرم دیده فی البداهه رباعی ذیل را سرود :

پیوسته بود ملائک علیین پروانه شمع روضه خلد آئین

مقراض به احتیاط زن ای خادم

ترسم ببری شهپر جبرئیل امین

شاه عباس اول همچنین در سال 1009 ق. بنابر نذری که کرده بود پیاده به مشهد رفته و در طول 28 روز آن مسافت را طی نمود و مولف کتاب تاریخ عالم آرای عباسی اشعار ذیل را در آن مورد سرود :

غلام شاه مردان شاه عباس

شه والا گهر خاقان امجد

بطوف مرقد شاه خراسان

پیاده رفت با اخلاص بی حد

پیاده رفت شد تاریخ رفتن

ز اصفاهان پیاده تا به مشهد

و در این سفر بود که حرم را توسعه داده و برای اولین بار طلا کاری گنبد منور حضرت ثامن الحجج (علیه السلام) را آغاز کرده و در سال 1016 ق. به پایان رسانید

(اسکندر بیگ منشی ، تاریخ عالم آرای عباسی ، ج1: 206.و 425 شیخ عباسی قمی ، مفاتیح الجنان : 925)

شیخ بهایی کیست؟

بهاءالدین ، محمدبن حسین عاملی ، عالم و دانشمند بزرگ و گرانقدر جهان اسلام ، روز هشتم اسفندماه سال 925 (ه. ش) در منطقه «رودان» جبل عامل ، واقع در لبنان امروزی و در روستایی به نام «جباع» متولد شد. وی در 13 سالگی همراه پدرش به ایران آمد. شیخ بهایی در ایران عصر صفوی بالید و در اندک زمانی به دلیل هوش و فراست ذاتی ، پله های ترقی را در عرصه علم ودین پیمود. وی از 53 سالگی تا زمان وفاتش ، در هشتم شهریور سال 1000 (ه. ش) ، منصب شیخ الاسلامی اصفهان را ، در عهد شاه عباس صفوی ، بر عهده داشت. شیخ بهایی عالمی جامع و پرکار بود. بیش از صد اثر تألیف شده او نشان می دهد که شیخ بهایی بر بیشتر علوم دوران خود تسلط کافی داشته است. ویژگی برجسته آثار او ، پرداختن به اصل و دوری از حاشیه است. به همین دلیل آثارش همواره مورد استقبال طلاب و دانش پژوهان ، در دوره های پس از او قرار می گرفته است. وی افزون بر آموزش و تربیت دانشمندانی مانند ملاصدرا ، محمدتقی مجلسی و ملامحسن فیض کاشانی؛ چند مدرسه در اصفهان تأسیس کرد و کوشید با دعوت از دانشمندان بنام برای تدریس در آن ها ، بر غنای این مراکز آموزشی بیفزاید.

نظرات
نظرات