جنایت هولناک / در زمانی که بیهوش بودم حمید مرا آزار داد

جنایت هولناک / در زمانی که بیهوش بودم حمید مرا آزار داد

در این مطلب جدید در سال 1405 و سال 2026 ، پسر جوان که در یکی از بوستان های تهران دست به جنایت زده بود دیروز پای میز محاکمه ایستاد و گفت به خاطر بچگی دست به چنین خطایی زده است.

شامگاه بیست و چهارم اسفند ماه سال 94 به مأموران کلانتری 102 پاسداران خبر رسید پسر جوانی در پارک شب بودر منطقه لویزان چاقو کشیده و یک مرد 40 ساله به نام حمید را کشته است. ماموران به پارک مورد نظر رفتند و با جنازه حمید روبه رو شدند.جنایت هولناک / در زمانی که بیهوش بودم حمید مرا آزار دادجنایت هولناک / در زمانی که بیهوش بودم حمید مرا آزار داد

به این ترتیب ردیابی عامل جنایت آغاز و با اطلاعاتی که دوست قربانی که شاهد ماجرا بود به پلیس داد حسن 22ساله بازداشت شد.

وی در بازجویی مقدماتی گفت : مدتی پیش حمید مرا به خانه یکی از دوستانش دعوت کرد تا با هم قمار بازی کنیم. وقتی به آنجا رفتم یکباره بی هوش شدم. چون قبلا هم سابقه بیهوشی داشتم گمان کردم شاید در زمانی که بیهوش بودم حمید مرا آزار داده است. این فکر مرا رها نمی کرد و حتی درباره آن با حمید هم صحبت کردم و کینه او را به دل گرفتم.

وی در تشریح جزییات جنایت ادامه داد : دو روز قبل از کشته شدن حمید او برای خرید مواد مخدر از من پول قرض گرفته بود اما پولم را پس نمی داد. آن شب من و دوست مشترکی که با حمید داشتم به نام فرید در پارک نشسته بودیم و مشروب می خوردیم.ماجرای پول را به فرید گفتم و از او خواستم تا با حمید تماس بگیرد . فرید با حمید تماس گرفت و از او خواست به پارک بیاید و پولم را پس بدهد. آخر شب بود که حمید به پارک آمد. او یک پایپ خالی در دست داشت که آن را از او گرفتم و شکستم. سر همین موضوع و به خاطر کینه ای که از قبل از حمید داشتم با او درگیر شدم و او را با چاقو زدم.به دنبال بازسازی صحنه جرم حمید دیروز در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستاد.

در ابتدای این جلسه پدر قربانی برای حمید حکم قصاص خواست. سپس متهم جوان روبه روی قضات ایستاد و گفت : حمید دوستم بود و من قصدی برای کشتن او نداشتم.وقتی حمید به پارک آمد پایپ را از دستش گرفتم اما پایپ ناخواسته از دستم روی زمین افتاد و شکست. من به او گفتم شکستن پایپ اتفاقی بوده اما قبول نکرد .به همین خاطر با هم درگیر شدیم. من حرف بدهی او را پیش کشیدم و از حمید خواستم تا پولم را پس بدهد که به سمت من حمله کرد.

وی ادامه داد : پارک شب بو ، پاتوق همیشگی ما بود. چند روز قبل حمید می خواست چاقویی را به من بدهد تا برایش نگه دارم اما چون آن را قبول نکردم چاقو را زیر بوته ها در پارک جاساز کرد. وقتی درگیری من و حمید بالا گرفت به یاد چاقوی مخفی شده زیر بوته ها افتادم. من چاقو را برداشتم و یک ضربه به پهلوی حمید زدم. او چند قدمی راه رفت اما یکباره روی زمین افتاد و من از ترسم فرار کردم. فکر می کردم فرید او را به بیمارستان می رساند و حمید زنده می ماند.

این متهم در حالی که سرش را پایین انداخته بود گفت : من در آن زمان مشروب خورده و حال طبیعی نداشتم. به همین خاطر جزییات درگیری را به خاطر ندارم. من در آن زمان کم سن بودم و به خاطر بچگی دست به چنین اشتباهی زدم. حالا هم از پدر حمید و قضات دادگاه تقاضای بخشش دارم.

در پایان این جلسه هیات قضایی وارد شور شد تا رای صادر کند.

برگرفته از رکنا

نظرات
نظرات