پیگیری های حقوقی فاجعه میناب توسط یک دانشمند جوان بین المللی

پیگیری های حقوقی فاجعه میناب توسط یک دانشمند جوان بین المللی

اکنون در این گفت وگوی اختصاصی ، روایت دست اول دکتر پوریا زرشناس را از آن صبح مرگبار ، مکاتبات با 6 نهاد بین المللی از جمله سازمان ملل ، و چرایی امیدواریِ او به عدالتِ دیرهنگام اما نه هرگزفراموش شده می خوانید.

دکتر پوریا زرشناس : من هم در میناب بودم!

9 اسفند 1404، برای همیشه در حافظه تاریخی ایران و جهان ثبت شد. صبح آن روز ، در حالی که دانش آموزان مدرسه شجره طیبه در میناب ، مشغول زمزمه درس و دعای صبحگاهی بودند ، آسمان آرام هرمزگان با شلیک دو موشک کروز تاماهاوک از خاک بحرین شکافت. مدرسه هدف قرار گرفت. 168 تن ، عمدتا دختران نوجوان و معلمانشان ، جان باختند و 95 نفر زخمی شدند. اصابت دومین موشک دقیقا به نمازخانه ای که بازماندگان به آن پناه برده بودند ، هر تردیدی را درباره عمدی بودن فاجعه از بین برد. در روزها و ماه های بعد ، مقامات ایرانی ، سازمان ملل ، یونسکو و حتی برخی سناتورهای آمریکایی این حمله را محکوم کردند.پیگیری های حقوقی فاجعه میناب توسط یک دانشمند جوان بین المللیپیگیری های حقوقی فاجعه میناب توسط یک دانشمند جوان بین المللی

پیگیری های پوریا زرشناس برای فاجعه میناب

پنتاگون ابتدا سکوت کرد ، سپس به جای عذرخواهی ، رئیس جمهور وقت آمریکا ادعایی بی سند و مدرک مطرح کرد : «ایران خودش موشک تاماهاوک در اختیار دارد!» ادعایی که حتی سخنگوی کاخ سفید نتوانست از آن دفاع کند و نیویورک تایمز آن را «دروغ محض» خواند.

اما در میان این هیاهوی سیاسی ، یک روایت متفاوت و تأمل برانگیز وجود دارد : روایت کسی که خود در صبح حادثه در حیاط آن مدرسه بوده؛ کسی که با چشمان خود آتش و خون و فرار کودکان را دیده؛ و بعد از آن ، نه اسلحه ، بلکه قلم به دست گرفته و برای شش نهاد بین المللی نامه نوشته است. او کسی نیست جز دکتر پوریا زرشناس ، دبیرکل بنیاد بین المللی نلسون ماندلا؛ نامه های زرشناس بی پاسخ نماند. آنتونیو گوترش ، دبیرکل سازمان ملل ، در پاسخی تاریخی ، ده تعهد عملی برای پیگرد حقوقی ، شفاف سازی و پیشگیری از تکرار چنین جنایاتی داد؛ تعهداتی که از ارسال پرونده به دیوان کیفری بین المللی تا تشکیل هیئت حقیقت یاب و بازبینی اسناد طبقه بندی شده پرواز 655 ایران ایر را شامل می شود.

اکنون در این گفت وگوی اختصاصی ، روایت دست اول دکتر پوریا زرشناس را از آن صبح مرگبار ، مکاتبات با 6 نهاد بین المللی از جمله سازمان ملل ، و چرایی امیدواریِ او به عدالتِ دیرهنگام اما نه هرگزفراموش شده می خوانید.

پوریا زرشناس کیست؟!

دکتر پوریا زرشناس ، محقق ، نویسنده و چهره جوان برجسته علمی ایران ، یکی از استثنایی ترین نمادهای پیوند دانش بنیادین با مسئولیت اجتماعی در عصر حاضر است زرشناس با انبوهی از مدارج علمی کم نظیر از جمله سه مدرک فوق دکتری در حوزه های مدیریت توسعه اقتصادی در انرژی های تجدیدپذیر (در قطر ، لوکزامبورگ و آفریقای جنوبی) ، دکتری اقتصاد انرژی های تجدیدپذیر و دکتری شیمی معدنی ، به همراه چندین فوق لیسانس و لیسانس در رشته های شیمی ، اقتصاد انرژی و مدیریت تکنولوژی ، یکی از چندوجهی ترین شخصیت های علمی ایرانی در عرصه بین الملل به شمار می رود. او صاحب سه نظریه علمی در حوزه زلزله شناسی ، انتقال داده و توسعه پایدار است و سال گذشته در پاریس موفق به نقض نظریه «بی نهایت بودن ذرات» پروفسور حسابی شد؛ اقدامی که در محافل علمی موجی از بحث و تحسین را برانگیخت. وی با حضور در بیش از 170 کنفرانس علمی بین المللی ، نگارش بیش از 200 مقاله علمی و تألیف بیش از 100 عنوان کتاب تخصصی (که 70 عنوان آن به زبان انگلیسی و به 6 زبان زنده جهان ترجمه شده) ، زرشناس یکی از پربارترین نویسندگان علمی ایران محسوب می شود. او پیش از 30 سالگی برنده بیش از 40 جایزه علمی بین المللی ، دارنده 7 ثبت اختراع جهانی و صاحب 3 مدال از مسابقات اختراعات سوئیس ، کره جنوبی و کانادا است. عضویت در هیئت تحریریه 5 ژورنال تخصصی ، 7 آکادمی و انستیتوی علمی بین المللی و بیش از 40 انجمن تخصصی ، و نیز راهیابی به تالار مشاهیر دانشگاه شهید بهشتی در سال 1401، تنها بخشی از افتخارات علمی اوست. برخلاف بسیاری از دانشمندان که در برج عاج آکادمی باقی می مانند ، زرشناس همکاری های عملیاتی گسترده ای با نهادهای بین المللی داشته است :

پیگیری های پوریا زرشناس برای فاجعه میناب

سازمان ملل متحد ، صلیب سرخ و هلال احمر ، سازمان جهانی بهداشت ، یونیسف ، صندوق بین المللی پول ، بانک جهانی و ....

اما آنچه زرشناس را از بسیاری دانشمندان هم تراز خود متمایز می کند ، عبور از مرزهای دانشکده به قلب بحران های انسانی است. او باور دارد که دانشمند نمی تواند در برابر رنج بی گناهان سکوت کند. به همین دلیل ، پس از فاجعه فرضی حمله به مدرسه شجره طیبه در میناب -جایی که خود وی در زمان وقوع حادثه حضور داشت- نه اسلحه ، بلکه قلم به دست گرفت و به عنوان دبیرکل بنیاد بین المللی نلسون ماندلا برای 6 نهاد جهانی نامه نوشت. پاسخ آنتونیو گوترش ، دبیرکل سازمان ملل ، با ده تعهد عملی برای پیگرد حقوقی و شفاف سازی ، نشان دهنده اعتبار و تأثیرگذاری منحصربه فرد او در بالاترین سطوح دیپلماسی جهانی است. نامه های دیگر زرشناس هم بی پاسخ نماند. آنتونیو گوترش ، دبیرکل سازمان ملل ، در پاسخی تاریخی ، ده تعهد عملی برای پیگرد حقوقی ، شفاف سازی و پیشگیری از تکرار چنین جنایاتی داد؛ تعهداتی که از ارسال پرونده به دیوان کیفری بین المللی تا تشکیل هیئت حقیقت یاب و بازبینی اسناد طبقه بندی شده پرواز 655 ایران ایر را شامل می شود.

حالا دکتر پوریا زرشناس ، در آستانه 35 سالگی ، نه فقط یک شیمیدان یا یک مدیر بین المللی ، که نمونه ای از روشنفکری عمومی و متعهد در عصرِ «بی تفاوتیِ نخبگان» است. کسی که هم در پیچ های نظریه کوانتوم و هم در کوچه های خاک گرفته اردوگاه های پناهندگان ، حقیقت را جستجو می کند و وقتی پیدایش می کند ، از گفتن آن هراس ندارد!

در میان این هیاهوی سیاسی ، یک روایت متفاوت و تأمل برانگیز وجود دارد : روایت کسی که خود در صبح حادثه در حیاط آن مدرسه بوده؛ کسی که با چشمان خود آتش و خون و فرار کودکان را دیده؛ و بعد از آن ، نه اسلحه ، بلکه قلم به دست گرفته و برای شش نهاد بین المللی نامه نوشته است. اکنون در این گفت وگوی اختصاصی ، روایت دست اول دکتر زرشناس را از آن صبح مرگبار ، مکاتبات پنهان با سازمان ملل ، و چرایی امیدواریِ او به عدالتِ دیرهنگام اما نه هرگزفراموش شده می خوانید.

آقای دکتر ، از اینکه قبول کردید درباره آن صبح دلخراش نهم اسفند 1404 صحبت کنید ، سپاسگزاریم. به عنوان سوال اول : شما دقیقاً در زمان حمله کجا بودید؟!

متشکرم. من در حیاط مدرسه شجره طیبه در میناب بودم. اصل ماجرا این بود که من به همراه دوستم بودم که دانشجوی ارشد جامعه شناسیست و قرار بود پرسش نامه های پژوهشی توزیع کند. در این سفر علمی-سیاحتی ، که به شکلی معجزه آسا ، در آن روز خاص و ساعت خاص ، در محل معراج دسته گل های این سرزمین حضور داشتم ، خوشبختانه من آسیب دیدگی جسمی نداشتم ، اما جان های بی گناه زیادی از دست رفت و گل های این سرزمین پر پر شدند و البته همان دوستم نیز پای خود را از دست داد. روز حمله آمریکا به مدرسه شجره طیبه «آخرالزمانی» بود؛ بچه ها همه تکه تکه شده بودند. صحنه هایی را در روزهای پس از حمله دیدم که فکر نکنم هیچ جای دنیا به خود دیده باشد ؛ روز بمباران مدرسه شجره طیبه ، واقعا یکجور فضای کربلایی بود؛ نمی دانیم الان با کدوم خانواده حرف بزنیم ؛ دلداری بدیم... بابا این بچه ها حق زندگی داشتند!

چند لحظه قبل از اصابت موشک ها چه می گذشت؟

صبحی عادی به نظر می رسید. من از دست دوستم شاکی بودم که اینجا کجای شهر است؟! او با خنده پاسخ داد میناب هنوز نیاز به توسعه دارد؛ ان شاالله همین بچه هایی که در مدرسه خواهی دید ، به زودی اینجا را به یک شهر مدرن تبدیل خواهند کرد. خب دانش آموزان به کلاس ها رفته بودند و من هم در حیاط مدرسه ، مشغول مطالعه و نوشتن مطالبی بودم که به عنوان مقدمه پایان نامه دوستم ، محمودرضا ، به کار رود. ناگهان اولین انفجار همه چیز را در هم ریخت. من واقعا شوکه شده بودم؛ اتفاقا شب قبل ، در قطار مشغول تماشای فیلم جنگی دانکرک بودیم؛ حس کردم انگار هنوز خواب صبحگاهی از سرم نپریده... این چه اتفاقی بود؟! اگر انفجار است ، چرا اینجا؟! مگر در مدرسه نیستیم!؟ نکند کپسول گاز ترکیده؟! اصلا نکند هنوز خواب باشم!!!

صدای محمودرضا من را به خود آورد که بلند شو... انفجار شده؛ بلند شو پناه بگیر! باید بچه هارو نجات بدیم... بعد از آن ، وحشت بچه ها که صدای جیغ و فریاد کودکانه شان ، دل هر انسانی را نگران و مضطرب می کرد ، بلند شد. متوجه شدم به سمت نمازخانه می روند. گویی دلم آرام گرفته بود که ناگهان موشک دوم دقیقا همانجا را هدف گرفت! احساس می کردم مشغول دیدن یک فیلم ترسناک جنگی هستم ، آن هم با عینکی سه بعدی!

پس از انفجار دوم بی هوش شدم و چند روز بعد در بیمارستان سیدالشهدای بندرعباس به هوش آمدم و متوجه شدم که دقیقا چه اتفاقی افتاده است.

خاطرتان هست که چند موشک اصابت کرد و از چه نوعی بودند؟

بله؛ تا زمانی که من به هوش بودم ، دو موشک اصابت کرد که بعدا متوجه شدم موشک های کروز آمریکایی از نوع تاماهاوک هستند. شواهد میدانی و بعداً تحلیل های کارشناسی تأیید کردند که این موشک ها از خاک بحرین شلیک شده بودند.

در نامه ها و اظهارات تان ، بر عمدی بودن و بی دلیل بودن این اصابت ها صحبت کردید. چرا معتقدید حمله عمدی بود؟ 

ببینید؛ اصابت دو موشک مجزا به یک مدرسه ، آن هم با فاصله زمانی کوتاه ، فرضیه اشتباهی بودن و اتفاقی بودن و غلط بودن مختصات و این اباطیل را کاملا رد می کند. پس از اصابت اول ، بچه ها به نمازخانه پناه بردند و موشک دوم دقیقا همان نقطه را زد. این یک الگوی هدف گیری هوشمندانه است. در اصطلاح نظامی ها ، به این سبک شلیک ، دابل تپ می گویند. من تعجبم از این است که با توجه به بررسی پرونده های مختلف تروریستی در دنیا ، این الگوی تروریست هاست؛ مثل القاعده ، طالبان ، جیش العدل و .... یک انفجار رقم می زنند ، تعدادی کشته می گیرن. حالا دسته ای از مردم میرن برای کمک؛ شلوغ میشه. حالا انفجار دوم رقم می خوره و تلفات دو چندان میشه... تروریست ها ، بزدل ترین آدمان! آیا واقعا این بود روش جنگ قوی ترین ارتش دنیا؟!؟!؟ اینطوری میخواست جمهوری اسلامی رو ساقط کنه؟! اینا با چنتا کودک معصوم ، اینطوری برخورد می کنن! مثل یه گروهک بزدل...حرفی ندارم!

پیگیری های پوریا زرشناس برای فاجعه میناب

واقعا انگیزه احتمالی چه می توانست  باشد؟

خب گمانه زنی ها متفاوته؛ از آیین های شیطانی مرتبط با بعل تا درگیر کردن نیروهای سپاه پاسداران در داخل کشور. به این خاطر که مثلا تعدادی از دانش آموزان فرزندان کارکنان نیروی دریایی سپاه ، با هدف ضربه زدن به روحیه خانواده های نظامی و پراکندن نیروهای دفاعی ، آسمانی بشن...

در هر صورت ، هر هدفی که داشته باشن ، برام مهم نیست؛ همه شون برن به جهنم! تعدادی از کودکان بی گناه مملکت من کشته شدن؛ تعدادی از معلمان زحمتکش این سرزمین ، آسمونی شدن! تعداد کشته شده ها را ضربدر 2 کن! به همین تعداد ، پدر مادر عزادار شدن! این مهمه... بقیه اش رو بریز توی سطل آشغال....

 واکنش مقامات آمریکایی چه بود؟

دونالد ترامپ بدون مدرک مدعی شد ایران خودش موشک تاماهاوک دارد! چاک شومر این ادعا رو «فراتر از حماقت» دونست و نیویورک تایمز هم با استفاده از مستندات دقیق نظامی ، یک دروغ اعلام کرد چون انتقال تاماهاوک به کشوری دیگه ، فقط با اجازه وزارت خارجه آمریکا میسره! ایران ، پس از انقلاب اگر میتونست تاماهاوک های شماره سریال دار رو بخره ، خب هواپیما میخرید!

پنتاگون چه پاسخی داد؟

خب ابتدا سخنگو گفت «تحت بررسی است». حتی تا اردیبهشت 1405 ، هگست ، وزیر جنگ در کنگره به ارتکاب جنایت اعتراف کرد ، اما هنوز جزئیات را پنهان می کنند. پنج مقام سابق آمریکایی از پنتاگون به خاطر عدم شفافیت انتقاد کرده اند. پنتاگون رو خیلی جدی نگیر... این پنتاگون ، پنتاگون زمان ریگان نیست! بجای یه سری تظامی حرفه ای ، یه مشت دلقک رو استخدام کردن؛ فک کردی هگست کیه؟! رامسفلد یا کالین پاول؟! یه پیرمرد حکیم ، که به فکر منافع کشورشه!؟ نه عزیزم؛ این یه دلقکه که توی یکی از کازینوهای ترامپ ، ژتون قمار پخش می کرد! بعدشم به شکل مشکوکی ، سر از فاکس نیوز در آورد! حالا هم شده وزیر جنگ...

ذهن آدما ، صفر و صده! فکر میکنن چون از آمریکا داریم انتقاد می کنیم ، پس حتما داریم یه حقوق تپل از دولت جمهوری اسلامی میگیریم!!! در حالی که اتفاقا حرف ما همینه که این دلقک های خودشیفته و عاشق دوربین و دیده شدن ، دست آخر کاری میکنن که کل دنیا بیفته دست چینیا و روس ها... اون موقع وقتی کل دنیا برگشت به قرن بیستم ، می فهمن که اداره شدن دنیا ، توسط یک آمریکای منطقی و پیش بینی پذیر ،  به مراتب بهتر از اسارت و بردگی به دست حزب کمونیسته!

 آیا اسرائیل هم در این حمله نقش داشت؟

 وزارت دفاع آمریکا و ارتش اسرائیل هر دو ادعای بی اطلاعی کردند ، اما طبق گزارش ها ، این حملات در چارچوب عملیات مشترک انجام شده بود. ولی مگه اصلا مهمه؟! چه حسن کچل ، چه کچل حسن! 168 تا هموطن غیر نظامی کشته شدن که 90 درصدشون ، زیر سن قانونی ان... کودکن! اصلا نفهمیدن دنیا چی هست!؟ موشک چیه؟! جنگ چیه؟! حالا بیایم بحث کنیم آمریکا بوده یا اسرائیل؟! 6 ماه توی رسانه ها داد میزدن : کمک ها تو راهه! کمک ها رسید آقای ترامپ! خیلی ممنون... کاش کمک نکنی... کاش زندگیتو بکنی؛ قر بدی ، مصاحبه های جنجالی بکنی ، دیده بشی و کیف کنی! ولی «کمک» نکنی!

اون موشک دوم 10 متر اینور تر اصابت کرد بود ، الان دیگه من هم نبودم که بخوام شرح ما وقع رو بگم؛ و ای کاش من می مردم و اون 168 نفر توی این دنیا می موندن... بزرگ میشدن ، میرفتن دانشگاه سر کار ، عاشق می شدن ازدواج می کردن و طعم شیرین زندگی رو میچشیدن! ولی خب... «کمک» ها تو راه بود... رسید.... و لعنت به اون کمک ها.

 سازمان ملل چه کرد؟

طبق معمول ، پیرمرد چاق اومد جلوی دوربین و ابراز نگرانی کرد! (همین یه کار رو بلده مرتیکه خرس!) ولی خب... گوترش در نامه ای به من ده تعهد عملی داد؛ از ارسال پرونده به دیوان کیفری بین المللی تا تشکیل هیئت حقیقت یاب و بازبینی اسناد طبقه بندی شده پرواز 655.

یعنی شما مستقیما با دبیرکل سازمان ملل مکاتبه کردید؟

 بله. به عنوان دبیرکل بنیاد نلسون ماندلا ، برای 6 نهاد نامه نوشتم. چهار تای آن ها پاسخ دادند؛ از جمله گوترش ، یونسکو ، سازمان همکاری اسلامی و دیده بان حقوق بشر. که خب 4 نهاد پاسخ نامه من رو دادند.

پیگیری های پوریا زرشناس برای فاجعه میناب

گوترش دقیقا چه تعهداتی داد؟

ثبت رسمی شکایت با شماره OSG/2026/MINAB/001، ارسال به دادستان ICC ، فعالسازی سازوکار «کودکان و درگیری های مسلحانه» ، درخواست تصاویر ماهواره ای از یونوست ، و یادداشت دیپلماتیک به نمایندگی های آمریکا و اسرائیل.

در مورد هیئت حقیقت یاب چه گفت؟

مدعی شد که در صورت وجود شواهد اولیه کافی ، از شورای حقوق بشر می خواد که یک هیئت حقیقت یاب مستقل برای میناب مأمور کند و خودش هم شخصا از اون ها حمایت می کند. نامه ای که من فرستادم ، حدودا 9 صفحه است. ولی مدارک پیوست این نامه ، یه پرونده حدودا 150 صفحه ایست. مدارک کافی و متقن هست و از یک تیم حقوقی کمک گرفته شده.

تعهد درباره مدارس به عنوان «مناطق امن» چیست؟

گوترش قول داد در مجمع عمومی قطعنامه ای ارائه کند که مدارس «مناطق غیرنظامی شده امن» باشند و هر حمله به مدرسه ، به شکل خودکارا به ICC ارجاع شود. قرار است از همین نامه و مدارکی که که بنده ارسال کردم ، به عنوان سند محرک این قطعنامه ذکر شود.

ظاهرا درباره پرواز 655 ایران ایر که توسط ناو آمریکایی مورد اصابت قرار گرفت هم اقداماتی شود. گوترش و سایر نهادها ، قرار است که چه اقدامی انجام دهند؟

دستور داد اسناد طبقه بندی شده مربوط به سرنگونی هواپیمایی 655 ایران ایر را ظرف 90 روز منتشر کنند و در اختیار بنیاد ما و پژوهشگران قرار دهند.

آیا گوترش از شما برای همکاری دعوت کرد؟

بله؛ از من خواست به عنوان سخنران افتتاحیه «گفتگوی سالانه جامعه مدنی در مورد پاسخگویی» در نیویورک حضور پیدا کنم و قول نامزدی من برای یک جایزه صلح سازمان ملل را داد!!! فکر کرده هر کسی صداش دربیاد ، مثل ترامپ ، شهوت جایزه و تقدیر داره!

 من دارم درباره خون های پایمال شده ای حرف می زنم ، که اساسا نیازی به حمله نظامی در اون منطقه نبوده ، اون پاسخ رو در قالب جایزه میده! پیرمرد ، یک زمانی نخست وزیر یک کشور معتبر اروپایی مثل پرتغال بود؛ حقوق مفت این سال های سازمان ملل ، کاری کرده که فکر کنه مدیر مهدکودکه!

واکنش عفو بین الملل به نامه شما چه بود؟

آمریکا را مسئول مستقیم حمله معرفی کرد و خواستار محاکمه عاملان شد.

پس بر این اساس ، و با توجه به رابطه خوب عفو بین الملل با کنگره و سنا ،  سناتورهای آمریکایی چه موضعی داشتند؟

کریس ون هولن ، سناتور دموکرات ، ترامپ و وزیر جنگش را مسئول دانست. جان کندی ، سناتور جمهوری خواه ، حمله را محکوم کرد اما آن را «اشتباه» وحشتناک خواند که باز هم نوعی توجیه است. اصلا جنایت حقوق بشری ، اصلا جنایت هولناک یا هر کثافت دیگه ای... ما با این قبرستونی که بالای سر هر قبر ، یه مادر بی تاب داره جون میده چیکار کنیم!؟چندبار دیگه بای داز این دست جنایت های جنگی اتفاق بیفته ، تا این روند بیمار متوقف بشه؟!

چرا پنتاگون مانند گذشته شفافیت نشان نمی دهد؟

ریچل ون لندینگهام ، مشاور حقوقی پیشین سنتکام ، گفت این وضعیت «به طرز چشمگیری با پاسخ های استاندارد گذشته متفاوت است.» دولت های قبل حداقل تعهد خود به قوانین جنگ را نشان می دادند ، اما این دولت حتی به آن هم تن نمی دهد! استانداردهای گذشته؟!؟!؟ وقتی یک دلقک رو به عنوان رییس جمهور انتخاب میکنی ، باید انتظار همین سیرک رو هم داشته باشی! استاندرد دیگه چه لجنیه؟!

اما اگر بخواهیم این ماجرا رو با حمله به بیمارستان قندوز افغانستان مقایسه کنیم ، چه نظری دارید؟!

در قندوز ، ظرف پنج روز فرمانده نیروهای آمریکایی در کنگره شهادت داد و کاخ سفید عذرخواهی کرد. در میناب ، ماه ها گذشته و هنوز عذرخواهی رسمی هم نشده است! حالا اصلا عذرخواهی هم بشه؛ بچه ها زنده میشن؟!

رنج بسیار برده ایم از جنگ

رنج ها بی ثمر نمی گردند...

می رسد روزهای بهروزی

دیگر از این بتر نمی گردند!

لیکن افسوس کاین شهیدانند

رفتگانی که برنمی گردند...

نظرتون درباره بمباران پناهگاه العامریه بغداد در 1991 چیه؟!

ببیم توی العامریه ، آمریکا از ابتدا اذعان کرد حمله را انجام داده و غیرنظامیان کشته شده اند. در میناب ، حتی پذیرش مسئولیت هم با تردید و دروغ همراه است! اول مدعیه تاماهاوک مال ایرانه! ولی بذار یه چیزی بهت بگم که هیچ نظامی بهت نمیگه! :

مدرسه ای غیرنظامی با موشک های پیشرفته تاماهاوک (Tomahawk) هدف قرار گرفت. این موشک ها مجهز به دوربین هستند و تا لحظه برخورد توسط یک اپراتور نظامی رهگیری و کنترل می شوند. این جنایت دارای سه عنصر انکارناپذیر جنایت جنگی است :

1. هدف قرار دادن عمدی مدرسه

موشک اول به طبقه پایین مدرسه اصابت کرد. معلمان فداکار با سرعت دانش آموزان را به طبقه پایین و نمازخانه منتقل کردند. اما نه یک بار ، بلکه دو موشک دیگر دقیقاً به همان مدرسه شلیک شد. انفجار دوم و سوم در فاصله کوتاهی پس از انفجار اول رخ داد. اپراتور موشک که از طریق دوربین ، هدف را به وضوح می دیده ، نه تنها مسیر را تغییر نداده ، بلکه حملات بعدی را نیز هدایت کرده است. این الگو مصداق بارز «تکنیک دابل تپ (Double-Tap)» است که در حقوق بشردوستانه به عنوان جنایت جنگی به شدت محکوم می شود : زدنِ بازماندگان یک حمله با حمله دوم.

2. قربانیان غیرنظامی منحصرا کودکان و معلمان

گزارش نجاتگر هلال احمر میناب حاکی است که : «80 تا 90 کودک با سوختگی شدید و قطع عضو همچنان در بیمارستان هستند... سری روی پیکر معلم ها نبود... بچه هایی را دیدم که زنده بود اما دست و پایش قطع شده بود... پیکر برخی بچه ها از کمر قطع شده بود... دست و پاهای قطع شده دانش آموزان و تکه های کنده شده از موی سرشان را در کیسه پلاستیکی جمع کردیم.» حدود 10 نفر از معلمان ، مدیر مدرسه و ده ها دانش آموز به شهادت رسیدند. پیکر یک معلم اصالتاً لر هنوز پیدا نشده است.

3. عدم وجود هرگونه هدف نظامی

مدرسه ، نمازخانه و کودکان بی گناه آن ، هیچ نقش نظامی نداشتند. هدف صرفاً «گرفتن قربانی های بیشتر و بیشتر از غیرنظامیان» بوده است ، چنانکه راویان حادثه تصریح می کند.

پس چرا ترامپ ایران را متهم کرد؟

چون نیاز داشت افکار عمومی را منحرف کند. اما سخنگوی کاخ سفید هم نتوانست از این ادعا دفاع کند. حتی یک مقام سابق پنتاگون به BBC گفت : «آن ها از قبل می دانند آمریکا مسئول بوده ، فقط نمی خواهند بپذیرند.»

واکنش یونسکو چه بود؟

یونسکو در پاسخ به نامه بنده ، حمله به مدرسه را محکوم کرد و خواستار حفاظت از فضاهای آموزشی در درگیری ها شد و مثل گوترش ، یک سری قول های حقوقی هم دادند.

چرا دموکرات های کنگره نتوانستند کاری کنند؟

 آدام اسمیت ، عضو ارشد دموکرات کمیته نیروهای مسلح ، پاسخ پنتاگون را «اسفناک و کاملا ناکافی» خواند. اما جمهوری خواهان حاضر به اظهارنظر نشدند و 15 نفر از آن ها تماس BBC را بی پاسخ گذاشتند. یه مشت آدم ابن الوقت ، که فقط فکر منفعت شون هستن؛ نه حتی در فکر منافع ملی مملکت خودشون! چی انتظار داری ازینا؟!

احساس شما پس از این فاجعه چیست؟

خشم و اندوه عمیق. دیدن دختران نوجوانی که قطعه قطعه شدند در حالی که فقط می خواستند درس بخوانند ، چیزی نیست که به این سادگی بتوان فراموش کرد. مخصوصاً وقتی می بینید عاملان جنایت نه تنها مجازات نمی شوند ، بلکه مدال هم می گیرند!!! واقعا این چرخ سفله پروره!

 اشاره کردید به اعطای مدال به ویلیام راجرز فرمانده یواس اس وینسنس؟

دقیقا. او نه تنها محاکمه نشد ، بلکه مدال شجاعت گرفت و ارتقا یافت. این یعنی تشویق جنایتکاران جنگی. فاجعه میناب در ادامه همان الگو رخ داد! پس نتیجه میگیریم چه کنیم؟! آدم بکشیم ، مدال بگیریم! عالیه!

پیام شما به جامعه جهانی چیست؟

دیگه کافیه. نمی شه جان کودکان ایرانی را کم ارزش تر از جان کودکان اوکراینی یا فلسطینی دانست. قوانین بین المللی یا برای همه اجرا می شود یا برای هیچ کس.

حرف آخر؟

ما با پدیده ای روبرو هستیم که در دوربین زُل می زند و به مردم دروغ می گوید اما این بار این دوربین را ، دنیا تماشا می کند و تاریخ قضاوت خواهد کرد. ما هم فقط نامه نوشتیم ، اسلحه برنداشتیم! اسلحه برداشتن ، کار متخصصین آن بود؛ خیلی ها فکر می کنند پای منافعی وسط است؛ اما نه... من حتی برای اخذ گرین کارت نخبگان ایالات متحده اقدام هم نکردم! چون اینطوری مثل خیلی از سیاستمدارها ، بای ددائم بخاطر حق گویی ، ترس لغو تابعیت داشته باشم! یادمان باشد : سکوت یک انتخاب است و بی عملی یک تصمیم. هر دو عواقب دارند... عواقبی سنگین!

گفت وگوی ما با دکتر پوریا زرشناس ، روایتگر ابعادی از فاجعه میناب بود که کمتر در خبرها دیده شد. روایت یک شاهد عینی که جای درس و خنده دانش آموزان ، ترکش و فریاد و قطع شدن پای دوستش را به خاطر می آورد. روایت کسی که به جای مهاجرت به حاشیه امن سکوت ، راهی دشوار اما شرافتمندانه را انتخاب کرد : مستندسازی رنج و پیگیری قانونی از طریق نهادهای بین المللی. از لابه لای پاسخ های او ، چند نکته به روشنی خودنمایی می کند :

1. اول : هماهنگی و تکرار حملات به غیرنظامیان ایرانی (از پرواز 655 تا مدرسه میناب) الگویی را نشان می دهد که در آن پاسخگویی قربانی می شود و گاه عاملان ، تشویق هم می شوند.

2. دوم : سازمان ملل اگرچه همواره به ناکارآمدی متهم است ، اما نامه یک شهروند عادی توانست سازوکارهای فراموش شده ای مثل هیئت حقیقت یاب ، فعال سازی پرونده کودکان در درگیری های مسلحانه و حتی انتشار اسناد 38 سال مخفی شده را به حرکت درآورد. این نشان می دهد صدای فردی ، اگر مستند و پیگیرانه باشد ، می تواند دیپلماسی مرده را تکان دهد.

3. سوم : کتمان و دروغ پردازی مقامات آمریکایی - از ادعای مضحک «ایران موشک تاماهاوک دارد» تا طفره رودن پنتاگون زیر سوال «تحت بررسی است» - نه فقط باعث فراموشی نشده ، بلکه بی اعتمادی جامعه جهانی به وعده های آمریکا را دوچندان کرده است و اما آنچه شاید مهم تر از همه باشد ، سخن پایانی زرشناس است :

« ما نامه نوشتیم ، قلم برداشتیم : نه اسلحه! »

در جهانی که خشونت با خشونت پاسخ داده می شود ، او راهی متفاوت برگزید؛ راهی که نلسون ماندلا و گاندی آزموده اند : افشاگری ، مستندسازی ، و واداشتن نهادهای بین المللی به انجام وظیفه قانونی شان. حالا آیا تعهدات ده گانه گوترش به سرانجام می رسد؟ آیا دیوان کیفری بین المللی جرأت خواهد داشت جنگ افروزان متحد آمریکا را محاکمه کند؟ و آیا مدارس روزی واقعاً به «مناطق امن» تبدیل خواهند شد؟ پاسخ این پرسش ها در آینده ای رقم می خورد که امروز با نامه هایی مثل نامه دکتر زرشناس ساخته می شود.

اما یک حقیقت تلخ و روشن در همین حالا هم قابل بیان است : دختران مدرسه شجره طیبه میناب ، به اندازه هر کودک اوکراینی ، غزه ای یا اروپایی حق زندگی داشتند. اگر جامعه بین المللی برای حفاظت از جان کودکانِ دچار «گذرنامه جغرافیایی اشتباه» اقدامی جدی نکند ، فردا مدارس شهر دیگری در کشور دیگری زیر آتش همان موشک ها خاکستر خواهد شد. به قول خود زرشناس : سکوت یک انتخاب است و بی عملی یک تصمیم. این مصاحبه ، یادآوری است که می توان انتخاب دیگری کرد.

نظرات
نظرات