در این مطلب جدید در سال 1405 و سال 2026 ، غلامحسین سلمانی و فوت غلامحسین سلمانی و بیماری غلامحسین سلمانی و بیوگرافی غلامحسین سلمانی ختنه و اخبار غلامحسین سلمانی و حواشی غلامحسین سلمانی و غلامحسین سلمانی کیست و غلامحسین سلمانی کجاست و چه خبر از غلامحسین سلمانی و غلامحسین سلمانی اهل کجاست و غلامحسین سلمانی در بیمارستان و علت مرگ غلامحسین سلمانی و درگذشت غلامحسین سلمانی در نم نمک.
غلامحسین سلمانی آرایشگر قدیمی درگذشت
14 فروردین 1398 استاد غلامحسین سلمانی ، آخرین آرایشگر از نسل آرایشگران سنتی گراش ، در 92 سالگی درگذشت.![]()

غلامحسین سلمانی هستم و 86 سال سن دارم و تا شصت سالگی آرایش گری می کردم. آن زمان ، مکان مشخصی برای آرایش گری نبود و آرایش گر یا به خانه ها می رفت ، یا در جایی مثل کنار مسجد دروازه بساط خود را پهن می کرد. رسم بر این بود که فقط پنج شنبه ها و جمعه ها آرایش گری کنند.
در ناساگ من و برادرم آهن و در برق روز حاج مداکبر و شکرالله کار سلمانی و ختنه را انجام می دادیم.
بیشتر مردم موهایشان فر و بلند بود. موهایشان را با قیچی پیتاژ و شانه چوبی و صورت شان را با ماشین دستی می تراشیدم. تیغ کچل ها هم جدا بود! به ازای کاری که می کردم یک قران تا دو قران به من می دادند. یادم هست زمانی که می خواستند خیابان کشی کنند ، من داشتم سر پیرمردها را می تراشیدم که الله قلی خان می گفت : «اینجا سر نتراشید که ما داریم خیابان درست می کنیم و راه بندان می کنید.» بعدها که خیابان درست شد ، ساباتی درست کرد و به آنجا رفتم. ولی دیگر نمی توانستم در شهر بگردم و سرهای بیشتری را بتراشم.
در کنار آرایش گری ، ختنه هم می کردم. ختنه کردن را هم از پدرم یاد گرفته بودم. آن زمان دکتری نبود که بچه ها را ختنه کند. ماده بی حس کننده ای هم نبود. با یک تیغ مخصوص ختنه ، که آن را از قبل در نجاری تیز کرده بودم ، بچه های ده ساله تا بیست ساله را ختنه می کردم. ماهی یک بار هم با الاغ از اینجا تا زینل آباد می رفتم و در چهار پنج روزی که آنجا بودم ، سر می تراشیدم و ختنه می کردم و بعد برمی گشتم.
این که می گویند ما کاسه می گذاشتیم روی سر و بعد موها را کوتاه می کردیم ، درست نیست. معمولاً جلو پیشانی را بیشتر برمی داشتیم تا برای مسح کشیدن راحت تر باشد. همه از کوچک تا بزرگ یک مدل مو داشتند. مردها قیافه مردانه داشتند و بچه ها هم زغال برمی داشتند و برای خودشان سبیل می گذاشتند تا شبیه پدرشان شوند؛ نه مثل الآن که ابرو برمی دارند تا شبیه مادرشان شوند!
رسم بود که داماد در روز دامادی اش و در جلو همه سر بتراشد و همه نُقل بر سر داماد بریزند. همه می خواندند : «اُسا غلامحسین سر تراش ، سر دوماد بتراش ، چَشِ دَسِّ خوت بوکو ، صیرت اُش مَبی خَراش. می گفتند «هر چه اُسا ببرد حلال است.» بعد هم دست و پای داماد را حنا می بستم و وقتی کارم تمام می شد ، به من یک کله قند یا شیرینی می دادند. بعضی وقت ها هم چیزی نمی دادند ولی من چیزی نمی گفتم. آن زمان دل ها به هم نزدیک تر بود.


![چهره های متولد و درگذشته 20 مرداد [عکس و بیوگرافی]](/images/up/235/496.jpg#joomlaImage://local-images/up/235/496.jpg?width=290&height=290)
![بیوگرافی بازیگران سریال کوری [داستان و نقش]](/images/up/232/337.jpg#joomlaImage://local-images/up/232/337.jpg?width=290&height=290)

![بیوگرافی بازیگران فیلم غریزه [داستان و نقش]](/images/up/219/658.jpg#joomlaImage://local-images/up/219/658.jpg?width=290&height=289)
![بیوگرافی بازیگران فیلم زن و بچه [داستان و نقش]](/media/k2/items/cache/ad6006e235a6d3bff8a4bd99d46a36fa_XL.jpg)




















