در این مطلب جدید در سال 1405 و سال 2026 ، در ادامه با بیوگرافی کامل حمیدرضا بصیرت خواننده ، شاعر و موسیقی دان به همراه عکس های خانوادگی و شخصی حمیدرضا بصیرت با شما در نم نمک خواهیم بود.
زندگینامه دکتر حمیدرضا بصیرت(Hamidreza Basirat)
- نام اصلی : حمیدرضا بصیرت
- متولد : 17 مهر 1354 تهران
- زمینه فعالیت : موسیقی
- پیشه : خواننده ، شاعر و موسیقی دان
- مدرک تحصیلی : دکترای حرفه ای مدیریت کسب و کار و فارغ التحصیل دانشگاه حفظ و اشاعه موسیقی ایران
- فرزندان : ماهور
بیوگرافی کامل حمیدرضا بصیرت
حمیدرضا بصیرت متولد 17 مهر 1354 در تهران خواننده ، شاعر و موسیقی دان ایرانی است.![]()

خانواده و اصالت
هفدهم مهرماه سال 54 بی آن که بدانم و بخواهم در بیمارستان پارس تهران چشمم به دنیا باز شد.
پدربزرگ و جد پدری ام اصالتا از اهالی با صفای منطقه یوش بلده و روستای نیکنامده در شهر نور مازندان بودند. دارای صدای و خط خوش و علاقه مند به شعر و ادبیات و موسیقی ایرانی با روحیات و سبک زندگی مذهبی که از قضا از کسبه بازار تهران و همزمان در تهران و شهر کرج سکونت داشتند.
اما از سمت مادری اصالتا به شهر هنرپرور اصفهان می رسم. که ذوق شعر و موسیقی در خانواده همیشگی بوده و مادرم علاوه بر پرداختن به هنرهای دستی ، صدای خوشی هم دارد. پدر و مادرم هر دو اما متولد تهران هستند.
پدرم در جوانی بدون آن که معلم داشته باشد سنتور می نواخت و اندکی خطاطی می کرد و با این که صدای خدادادی کم نظیری هم داشتند ولی هیچ وقت به سمت دنیای حرفه ای موسیقی و آواز نرفت و ترجیح داد یک معلم ساده سرکلاس درس باشد. پدرم یک موسیقیدان و شعر شناس تجربی عالی در ادبیات کلاسیک ایران است.
فرزند اول خانواده ام و یک خواهر و برادر دارم که هیچکدام گرایش و علاقه ای به هیچ رشته هنری در هیچ زمانی نداشتند و من انگار به تنهایی وارث ژن هنری از دو سمت پدری و مادری بودم و تاکنون برای ادامه دادن مقاومت کردم.

تحصیلات و دوره ها
- دکترای حرفه ای مدیریت کسب و کار (DBA) - مدیریت برنامه ریزی استراتژیک کسب و کار (Lulea علمی و کاربردی)
- کارشناس ارشد مدیریت اجرایی (MBA) - بازاریابی و فروش حرفه ای (Lulea علمی و کاربردی)
- کارشناس ارشد روانشناسی صنعتی و سازمانی (دانشگاه آزاد اسلامی تهران مرکزی)
- دوره های تخصصی بین المللی
- دوره حرفه ای مدیریت بازاریابی و فروش مدرسه بازاریابی فیلیپ کاتلر (ارمنستان) - تحت آموزش مستقیم آقای کاتلر (پدر بازاریابی جهان)
- دوره حرفه ای اصول و فنون مذاکرات حرفه ای تحت نظر اساتید بزرگ دنیا در بحث مذاکره (مسکو - باکو)
- سه دوره فوق حرفه ای مدیریت اجرایی و استراتژیک (کمپ مدیریت) - ابوظبی امارات - استانبول ترکیه - ایروان ارمنستان
- دوره دیجیتال مارکتینگ و کسب و کار الکترونیک (مجازی دانشگاه LULEA سوئد)
- دوره مدیریت برند و تبلیغات (تهران خانه برند ایران)

از خوشنویسی تا موسیقی
کلاس پنجم دبستان شهید ادیبی جهانشهر کرج بودم که به توصیه معلمان مدرسه ، مادرم من را در کلاس های خوشنویسی انجمن خوشنویسان کرج ثبت نام کرد و به اساتید درجه یک سپرد. هنوز دیپلم نگرفته بودم که مراحل عالی و ممتاز انجمن را در دو بخش نستعلیق و شکسته نستعلیق طی کردم اما بعدها شعر و موسیقی چندان مجال نداد تا خوشنویسی را بصورت حرفه ای دنبال کنم. و همیشه از این بابت ناراحتم و افسوس می خورم.

خوشنویسی ذوق ادبی ام را بیدار کرد
شاید همین پرداختن به خوشنویسی بود که ذوق ادبی و شعری را در من بیدار کرد. و طبیعی بود که به واسطه خطاطی با اشعار حافظ و سعدی و ... بعدها با اشعار نو نیمایی و سپید شاملویی آشنا شدم. ساعت ها در روز کار کردن روی ابیات شعر قدما و معاصر در خطاطی کم کم شوق نوشتن را در من بیشتر و بیشتر کرد. و به همین جهت در درس انشاء همیشه جلوتر از بقیه بودم و از ابتدا یک استعداد خاصی در نوشتن داشتم.
به هر حال خوشنویسی اولین رشته ای بود با آن وارد دنیای هنر شدم و باید از این بابت هم خوشحال باشم و هم مدیون آن هستم. اگرچه در حقش کوتاهی و جفا کردم.

یادگیری نگارش نثر و نظم تا شاعری
من از دوران دبیرستان نثرنویسی و کم کم نوشتن شعر موزون را بصورت کاملا آماتور شروع کرده بودم و چون کتاب و مجلات و روزنامه زیاد می خواندم این نوشتن در من پیاپی تقویت می شد بی آن که اصولش را بدانم. اما رشته ادبیات و علوم انسانی در دبیرستان واقعا به من کمک کرد تا کم کم اصول نگارش نثر و نظم را یاد بگیرم و بعدها البته نزد استاد رفتن و مطالعه کتاب ها و مقالات تخصصی باعث شد که به اندازه ظرفیت و توان یادگیری ام بیشتر بفهمم و بیاموزم و البته تا امروز این یادگیری متوقف نشده و همچنان خودم را دانش آموز ادبیات و هنر می دانم.
به هر حال ، در دوران دبیرستان موفق شدم چند غزل و مثنوی و دو بیتی و رباعی بنویسم که تماما دارای ایرادهای فنی و عروضی بود ولی همین که می توانستم بنویسم لذت می بردم. من اصولا از کار هنری لذت فراوان می برم و به همین خاطر چندین دوره سکوت و خاموشی هنری داشتم در طی سه دهه فعالیت جدی هنری. چون هر زمان و به هر دلیلی احساس کنم که از شعر یا موسیقی یا نوشتن لذت نمی برم ، انجامش نمی دهم و ترجیح می دهم کار دیگری کنم تا حال روحی ام مساعد شود. کار هنری با زجر و فشار و زور ارزشی ندارد و زایش و خلاقیت در آن نیست.

ورود جدی به عرصه موسیقی
تقریبا از همین دوران بود که رشته موسیقی هم به دنیای هنری من اضافه شد که داستان های بسیار دارد. تصور کنید یک دانش آموز دبستانی که نسبت به هم کلاسی های خود صدای بهتری دارد و هم در مدرسه قاری قرآن است و هم در گروه های سرود تک خوان گروه است ، چگونه بتواند وارد عرصه موسیقی نشود؟! آن هم با آن پیشینه خانوادگی و حضور همیشگی موسیقی در منزل و شنیدن آوازهای ایرانی برنامه های گلهای تازه و رنگارنگ با جادوی صداهای ماندگاری چون اکبر گلپایگانی و ایرج یا بنان و شجریان و .... و طنین ملکوتی صدای ساز بزرگانی چون جلیل شهناز و حسن کسایی یا فرهنگ شریف و پرویز یاحقی ... و بعدها آهنگ ها و خوانندگان پاپ ایرانی خوش صدا با آثار ماندگارشان! و در نهایت آشنایی با موسیقی غرب بوِیژه از نوع کلاسیک آن بیشتر باعث شد به شعر جهان و مکاتب ادبی هم نزدیک تر شوم.

خوش شانس بودم
واقعا من خوش شانس بودم که اولا پدر و مادرم عاشق و شیفته شعر و موسیقی ایرانی بودند و دوم آن که بسیار مشوق و همراه من و در شکل گیری علاقه و ادامه جدی هنر نقش مهمی داشتند. و این که در مجاورت پایتخت زندگی کردن مزایای بسیاری برایم داشت. به هر حال من کم کم داشتم بصورت جدی وارد عرصه هنر می شدم و این مقارن با اولیل دهه هفتاد بود و گرایشم به شعر حالا بیشتر نیمایی بود ولی غزل و رباعی همچنان دست از سرم بر نمی داشتند. در این ایام و به خاطر رفت و آمدهای تابستانه به منطقه یوش بلده و روستا یک کشش عجیبی در شعر و موسیقی در من ایجاد شده بود که همچنان هم وجود دارد.

شروع با آواز ایرانی
موسیقی را با آواز ایرانی شروع کرده بودم و تصنیف ها و ترانه های مورد علاقه ام را حفظ می کردم در کنار آن ساز زدن باعث شد کم کم ریتم و ژوست خواندن و شناخت گام ها و پرده های صدا و نیز تلفیق شعر و موسیقی را دقیق تر بیاموزم. گاهی اجراهای خانوادگی و محفلی هم با دوستان داشتیم. همین کارها شعرنویسی و حتی ترانه نویسی را هم در من پیاپی تقویت می کرد.

از تار و ویولن تا نی
تقریبا 18 ساله بودم که یادگیری ساز تار و سه تار را زیر نظر استاد شروع کردم و مدتی هم ویولن و کمانچه هم کار کردم اما هرگز تصور نمی کردم در نهایت ساز اصلی من « نی » باشد. یک کشش عجیب و بی اختیار و شگفت انگیز که با شنیدن قطعه چهارگاه معروف استاد کسایی در من ایجاد شد و تا کنون ادامه دارد.

پنج تن آل هنر
از خوشنویسی شروع شد ، با شعر ادامه پیدا کرد و رسید به آواز و بعد ساز و در نهایت این «پنج تن آل هنر» در من با نویسندگی تکمیل شد و اقرار می کنم غیر از اینها از هنرهای دیگرکاملا بی بهره ام. مثلا در نقاشی و هنرهای تجسمی به غایت بی استعدادم و هیچ علاقه و کششی به سینما و بازیگری نداشتم و ندارم و فکر می کنم در این مورد هم بی استعدادم. اگرچه از دیدن برخی فیلم های تاریخی و اجتماعی و همچنین تماشای تیاترهای جدی فلسفی لذت می برم.

ورود به دانشگاه
وقتی سال 73 وارد دانشکده روانشناسی شدم و در دانشگاه بیشتر با فضای شعر و موسیقی جدی آشنا شدم. گاهی در شب شعرها شرکت می کردم اما جرات و تمایلی به شعرخواندن نداشتم و یکی دو اجرای موسیقی هم داشتم که اعتماد به نفسم را بالا برد.

اساتید
خیلی زود فهمیدم که باید حتما زیر نظر اساتید کار شعر و موسیقی را ادامه بدهم و نیاز به یادگیری اصولی و منسجم دارم. با کمک پدرم به کلاس آواز استاد محمود مخدوم رفتم و مدت کوتاهی خدمت ایشان بودم. حدودا اواخر سال 74 بود و بعد از آن سال 76 خدمت استاد منوچهر گودرزی که از اساتید بنام ویولن بود ، ردیف های آوازی را کار می کردم و در همین ایام شعر کلاسیک می نوشتم. قبل از ورود به دانشگاه یادیگری ساز نی را پیش استاد ناصری نیا شروع کرده بودم و می توانستم قطعات زیادی را بنوازم. و غزل و مثنوی و رباعی غالب های مورد علاقه ام بود و به همان سبک و سیاق و زبان حافظ و سعدی و از شاعران معاصر به ابتهاج و قیصر امین پور و منزوی گرایش داشتم و بعدها با اشعار احمد عزیزی و سیمین بهبهانی در کلاسیک هم آشنا شدم.

کتابی که منتشر نشد
کم کم با خواندن اشعار فروغ ، سپهری و اخوان و تا حدودی مشیری با سبک نیمایی بیشتر مانوس شدم و سال 76 یک مجموعه شعر نیمایی با حدود 90 شعر سرودم و این دفتر شعر با نام «از زمستان تنها تو بودی که آب می شد» را در سال 1403 با نشر واج منتشر کردم.

از کلاس های آواز تا اجرای کنسرت
به هر حال پرداختن به موسیقی و شعر همزمان در یادگیری هم سختی های فراوان داشت و هم لذت. و سال 76 با کمک و راهنمایی استاد مهیار فیروزبخت که از نوازندان و آهنگسازان بنام و از دوستان قدیمی پدرم بودند ، در آزمون ورودی مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ملی ایران که تنها مرکز معتبر و رسمی بود شرکت کردم و بعد از طی کردن مراحل دشوار پذیرش ، موفق شدم به کلاس های آواز دو استاد بزرگ آواز ، استاد کریم صالح عظیمی و شاپور رحیمی بروم که بسیار از این دو استاد گرانقدر آموختم. که تا سال 80 ادامه داشت و فارغ التحصیل شدم. در این مدت چند دوره ردیف های آوازی را کار کردم اما فقط مدت کوتاهی توانستم از کلاس استاد فروهری در نی بهره ببرم. بعد از آن این شانس بزرگ را داشتم که به کلاس های دو استاد بزرگ نی معاصر ، استاد حسن ناهید و جمشید عندلبیبی راه پیدا کنم و ردیف های سازی و نت خوانی و سبک ها و مکاتب را بیاموزم. و یکی دو اجرای کنسرتی هم برگزار کردیم با دوستان در کرج و تهران.
در همین ایام و سالها بود که اتفاقا بیشتر به یادگیری شعر هم می پرداختم اما کمتر در شب شعرها شرکت می کردم و بیشتر تمرین و آموختن بود. ظاهرا آن روزها شعر نسبت به موسیقی برایم دشوارتر بود و همیشه یک ترس درونی از شعر داشتم.

سبک و شعر شاملو
حالا سبک و شعر شاملو هم داشت به من نزدیک تر می شد و من با شعر آزاد و سپید داشتم به خوبی آشنا می شدم اما همچنان غزل و نیمایی برایم مهم و در اولویت بودند و پیوسته می نوشتم تا این که پیشامدی ناخواسته چندین سال من را از شعر و موسیقی دور کرد. یا شاید دست تقدیر بود که با نگرش و نگاه دیگری بعدها وارد حرفه ادبیات و موسیقی بشوم.

مبارزه با سرطان
سرطان! .. فروردین سال 80 بعد از آزمایش های فراوان معلوم شد که باید به مقابله با سرطان بروم و اگرچه بر آن غلبه کردم اما این این نبرد کم و بیش تا الان ادامه دارد. که بیشتر ایام درمان با شعر و خوشنویسی گذشت و از موسیقی خبر چندانی نبود ... یعنی توانش نبود و ضعف جسمانی مانع از پرداختن جدی به موسیقی می شد.
در دیماه سال 81 و در اوج بیماری ، درگذشت مهمترین آدم زندگی ام یعنی مادربزرگم که بیشترین سهم و نقش را در تربیت و سلوک فردی من داشت بسیار غمگینم کرد و باعث فشار روحی سنگینی روی من شد که تاکنون سوگوارم.
به خاطر شدت شیمی درمانی و آسیب های جدی به حنجره ام تا اوایل سال 87 امکان تمرین آواز و خواندن و حتی ساز زدن جدی را تا حدودی نداشتم. در همین سال اولین تجربه ضبط آهنگ را با با ترانه ای از خودم و آهنگسازی دوست عزیزم حسین بهادری که از آهنگسازان صداوسیما بود داشتم ، قطعه خاتون که برای دخترم ماهور اجرا کردم که حالا نزدیک به یکسالش بود.

وضعیت ازدواج و همسر حمیدرضا بصیرت
حمیدرضا ازدواج کرده و یک دختر به نام ماهور دارد.

تولد ماهور فقط بزرگترین اتفاق شیرین زندگی ام نبود ، با ورود ماهور به زندگی ام ، تحولی عمیق در فضای شعریم ایجاد شد. بدون شک اگر ماهور نبود شاید شعر برایم تمام می شد. با آمدن ماهور انگار پنجره دیگری از شعر برایم باز شد و آن هم شعر سپید یا آزاد بود. به طرز حیرت انگیزی این قالب شعر در من بارور شد. حالا با جهان جدید و متفاوتی از شعر روبرو شده بودم. یک تجربه ناب و جذاب که به سرعت داشت روح و ذهن من را تصاحب می کرد. من که تا قبل از آن صرفا به شعر و ادبیات کلاسیک و نیمایی پرداخته بودم ، حالا باید برای پرورش این نیاز شعری ، اساتید دیگری رو تجربه می کردم. و این شروع ماجراهای شعر آزاد بود تا امروز ...

ورود به چهل سالگی
با ورود به چهل سالگی ، قالب شعر آزاد به سرعت دنیای شعری من را احاطه کرد ولی کشش به شعر کلاسیک تاکنون رهایم نکرده است. به خصوص آن که فعالیت حرفه ای در موسیقی و خوانندگی باعث شده که برای برخی آهنگ هایم غزل ترانه بنویسم. و معتقدم ادبیات کلاسیک بسیار کمک کرد تا درک و فهم درست تری از شعر آزاد و منثور پیدا کنم.
با آغاز دهه نود و ظهور و سرعت گیری هرچه بیشتر اینترنت و شبکه های اجتماعی و بعدها شبکه اینستاگرام ، اصلا فضای شعر در ایران به سرعت تغییر کرد. به ناگاه مواجه شدیم با هزاران شاعر ریز و درست از نقاط مختلف. دنیایی جدید و ناشناخته و سراسر مبهم و کمی ترسناک که هنرمندان را مجبور می کرد در ابتدا با احتیاط پا به آن بگذارند. و برای من البته هم جذاب بود و هم آزاردهنده که درحال حاضر از جذابیت آن برای من خیلی کم شده و جنبه آزاری اش بیشتر. به هرحال فضای مجازی با تمام نقاط مثبت و منفی آن در دهه نود مهمترین سکو و بستر معرفی و خودنمایی هنرمندان در همه رشته ها شد و هر سال بر عمق آن اضافه می شود. حالا من هم طبیعتا باید حضور جدی می داشتم و این حضور مزایا و معایبی برایم داشته است.

انتشار اولین دفتر شعر
از سال 95 شروع به نگارش و جمع آوری یک مجموعه شعر جدید در قالب آزاد کردم. ولی همچنان در انتشار کتاب مصمم نبودم و علاقه چندانی نشان نمی دادم تا این که با توصیه و تشویق اساتید و بزرگان در نهایت اولین دفتر شعرم به نام « از زمستان تنها تو بودی که آب می شد » را در زمستان 93 منتشر با نشر واج و همراهی شاعر خوب هم عصر ، دکتر لیلا کردبچه و با نقد و مقدمه ، منتقد و محقق بزرگ معاصر ، استاد عزیز جناب فیض شریفی گرانقدر منتشر کردم که در سی و ششمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران طی مراسمی با حضور اساتید و شاعران رونمایی گردید.
و دو مجموعه دیگر شعر آزاد و یک مجموعه شعر هایکو با نقد استاد فیض نازنین هم آماده چاپ دارم که به زودی منتشر خواهد شد.

ورزشکار حرفه ای
حضور پر فراز و نشیب هنری من در طی بیش از سه دهه ، البته باعث نشد که از کارها و فعالیت های دیگر دور بمانم. شاید جالب باشد که مخاطبین عزیز بنده کمترین بدانند که از همان دوران دبستان و نوجوانی ، یک ورزشکار حرفه ای هم بودم. یک فوتبالیست و هندبالیست قهار که بعدها به ورزش های رزمی و البته بازی شطرنج هم روی آورد. استعداد عجیبی در فوتبال داشتم به طوری همه خانواده تقریبا مطمئن بودند روزی یک بازیکن معروف و بزرگ خواهم شد که دست تقدیر از دوران دبیرستان من را به سمت تکواندو و سپس بوکس کشاند تا جایی که دارای چند مقام استانی و کشوری هم شدم اما تحصیلات تکمیلی در دانشگاه و اولویت فعالیت های هنری دیگر مجالی برای ادامه ورزش حرفه ای را نداد و خیلی زود خودم را در ورزش حرفه ای بازنشسته کردم تا با فرصت و فراغ بال بیشتری کارهای هنری و علمی در دانشگاه را ادامه دهم.

تحصیلات
در دو رشته علوم انسانی روانشناسی و مدیریت تا مقطع ارشد و دکترا در داخل و خارج از کشور ادامه تحصیل دادم و همزمان بنا بر ضروریات شغلی و علاقه مندی های شخصی و نیازهای روحی ، در رشته ادیان و الهیات و فلسفه و عرفان و علوم شناختی زیر نظر اساتید مجرب در مراکز علمی و پژوهشی به تحصیل و تحقیق پرداختم که همچنان ادامه دارد. و تاکنون مقاللات و سخنرانی های متعددی در این موضوعات داشته ام. و یک مرکز علمی و پژوهشی با فعالیت های مشاوره و کوچ فردی و تعالی سازمانی از ابتدای دهه نود تاسیس کردم و مشغول آموزش و مشاوره به افراد و مجموعه های صنعتی و بازرگانی می باشم. و در کنار آن ، تحقیق و پژوهش در ادبیات ایران و جهان و تهیه و تولید و انتشار آثار موسیقی همچنان بی وقفه در حال انجام است.

به اهدافم فکر می کنم
اصولا فرد پرکار و پرانگیزه ای هستم و علی رغم وجود مشکلات و موانع فراوان اما بدون ترس و خستگی به اهداف خودم فکر می کنم و امیدوارانه این راه دشوار و پرفراز و نشیب را ادامه می دهم. از ابتدای شروع فعالیت های هنری ام از دوران دبستان تاکنون حدودا 30 استاد مستقیم و 50 استاد غیرمستقیم ایرانی و غیر ایرانی داشته ام که بعد از پدر و مادرم ، مدیون و قدردان تک تک شان هستم. که مهمترینشان در شعر و ادبیات عرفانی استادان شفیعی کدکنی ، کریم زمانی ، الهی قمشه ای ، در شعر سپید و مدرن شمس لنگرودی ، محمدرضا عبدالملکیان ، احمدرضا احمدی ، هرمز علی پور ، علی باباچاهی ، سیدعلی صالحی ، فیض شریفی ، و در کلاسیک مرحوم ابتهاج ، قیصر امین پور و حسین منزوی را می توانم نام ببرم که هر کدام بر حسب سبک و سیاق و جهان بینی شان در شعر من تاثیرات شگرفی داشتند. که سهم استاد شمس لنگرودی و هرمز علی پور و تاحدودی سیدعلی صالحی از بقیه بیشتر است. از شاعران بزرگ قدما ، سعدی ، حافظ ، مولوی ، عطار ، خیام و ابوسعید ابوالخیر بیشترین تاثیر را در اندیشه ورزی و نگاه شاعرانه به انسان و جهان هستی در من داشته اند و در این میان سعدی بزرگ برایم قله شعر و ادبیات است. و در شعر و ادبیات خاورمیانه و جهان باید از تاثیرات محمود درویش ، نزار قبانی و ناظم حمکت ، بودلر ، بورخس ، نرودا ، آخماتوا ، بوکوفسکی ، آلن پو و مالارمه نام ببرم و از فقدان شاعر کم نظیر هم عصر خودم مرحوم غلامرضا بروسان که در اوج جوانی و پختگی شعر از دنیا رفتند همواره افسوس می خورم و اعتقاد دارم اگر در قید حیات بودند قطعا به ادبیات ما بویژه به شعر سپید آثار درخور اعتنا و قابل ستایشی اضافه می کردند و باعث ارتقاء بیشتر شعر معاصر می شدند.

تدریس موسیقی
از اواسط دهه 80 تدریس موسیقی را هم آغاز کردم و از اوایل دهه نود گاها کارگاه های شعر هم برگزار می کنم. و در کنار سرودن شعر ، نقد و پژوهش ادبی و موسیقی را هم بصورت جدی دنبال و بصورت گزیده می نویسم و منتشر می کنم.

احساس خوشبختی در وطن
دقیقا نمی دانم پایان این راهی می روم به کجا ختم می شود اما خوشحال و راضی ام که در این مسیر هستم و حالم با شعر و موسیقی خوب است. در دنیای سخت و دشوار هنر ، چه در شعر و ادبیات و چه در موسیقی به مانند خیلی ها دوستان و دشمنان فراوان دارم که البته این خاصیت دنیای حرفه ای هنر است و من این مساله را سالهاست که پذیرفته ام و از این که در وطنم ایران و کنار مردمم زندگی می کنم احساس خوشبختی و رضایت دارم.

اهداف
تصمیم دارم با ترجمه اشعار و کتاب هایم به زبان های مختلف سهمی درحضور شعر و ادبیات معاصر ایران در خاورمیانه و جهان داشته باشم. چراکه عمیقا معتقدم شاعران تراز اول ایران به خصوص در قالب شعر آزاد ، بسیار توانا و حتی شاعرتر از شاعران دیگر ملل هستند که به دلایل خاص سیاسی و اجتماعی و محدویت ها تاکنون مجال حضور مستمر و قدرتمند در عرصه های جهانی را نداشته اند. اما در نهایت این اتفاق بزرگ خواهد افتاد و با وجود شاعران لایق و با استعداد ، شعر و ادبیات ایران دوباره به دوران باشکوه خودش در سطح جهان باز می گردد.
















![چهره های متولد و درگذشته 15 خرداد [عکس و بیوگرافی]](/media/k2/items/cache/e40c7cc0570d68438767e8d118402df7_XL.jpg)
![بیوگرافی بازیگران سریال صفا با خانواده [داستان و نقش]](/images/up/231/506.jpg#joomlaImage://local-images/up/231/506.jpg?width=290&height=290)

![بیوگرافی بازیگران سریال گل سنگ [داستان و نقش]](/images/up/230/11.jpg#joomlaImage://local-images/up/230/11.jpg?width=290&height=290)


![بیوگرافی بازیگران سریال گذرگاه [داستان و نقش]](/images/up/230/8.jpg#joomlaImage://local-images/up/230/8.jpg?width=290&height=290)




![بیوگرافی شاناز زاهیر خوانند کورد [همسر و فرزندان]](/media/k2/items/cache/bf342670bd24bf2b02101f8c3e2237a3_XL.jpg)
