بها طاهر نویسنده مصری درگذشت + بیوگرافی

فوت بها طاهر

در این مطلب جدید در سال 1405 و سال 2026 ، بها طاهر و فوت بها طاهر و بیماری بها طاهر و بیوگرافی بها طاهر و اخبار بها طاهر و حواشی بها طاهر و بها طاهر کیست و بها طاهر کجاست و چه خبر از بها طاهر و بها طاهر در بیمارستان و علت مرگ بها طاهر و درگذشت بها طاهر در نم نمک.

«بها طاهر» درگذشت

«بها طاهر» نویسنده ای که زمانی آثارش در کشور مصر ممنوعه بود و در ادامه توانست نخستین جایزه بین المللی ادبیات داستانی عرب را کسب کند ، در سن 87 سالگی درگذشت.فوت بها طاهرفوت بها طاهر

بهاء طاهر متولد ژانویه 1935 در استان جیزه مصر ، نویسنده مصری بود.

به گزارش نم نمک به نقل از نشنال ، طاهر در طول زندگی حرفه ای خود 17 کتاب و چندین نمایشنامه منتشر کرد ، از جمله رمان «غروب واحه» که در سال 2008 برنده نخستین دوره جایزه بین المللی ادبیات داستان عربی شد.

اتحادیه نویسندگان مصر با ادای احترام به «بها طاهر» گفت که این نویسنده ، کتابخانه ادبیات عرب را با آثار ادبی و بدیع غنی کرده است.

طاهر که در سال 1935 در جیزه ، قاهره متولد شد ، کوچکترین فرزند از هشت فرزند بود. اگرچه مادرش بی سواد بود ، اما به روایت داستان هایی درباره خانواده ها و دسیسه هایی که در زادگاهش در نزدیکی «اَقصر» اتفاق می افتاد ، الهام بخش او شد ، نگاهی که بعدها در برخی از برجسته ترین آثار این نویسنده نمایان شد.

وی پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه ، کار خود را به عنوان مترجم برای دولت آغاز کرد و پس از آن در سال 1957 به راه اندازی برنامه فرهنگی رادیو قاهره با تولید نمایشنامه های رادیویی پرداخت. در طول دهه 1960 او عضوی از محافل ادبی آوانگارد و چپ مصر بود و یکی از همکاران دائمی مجله «Galerie 68» بود که قطعات ادبی تجربی و سیاسی را منتشر می کرد که برای انتشار عمومی بسیار بحث برانگیز به نظر می رسید.

بها طاهر یکی از حامیان اولیه «جمال عبدالناصر» بود و اعتقاد اشت او در زمان ریاست جمهوری اش مصر را به یک کشور خودکفاتر ، مستقل و مترقی تبدیل کرد اما از سوی دیگر نقدهای جدی به حکومت «انور سادات» داشت.

او اولین مجموعه داستان خود را در سال 1972 منتشر کرد اما سه سال به دلیل دیدگاه ها و نوشته های چپ خود از نوشتن و انتشار در مصر منع شد. سادات او را متهم کرد که در مرکز "سلول قرمز" در قلب رادیو مصر قرار دارد.

طاهر در تلاش برای یافتن کار ، مصر را ترک کرد و به عنوان مترجم انگلیسی ، فرانسوی و عربی برای یونسکو در ژنو شروع به کار کرد و به نوشتن داستان ها و رمان های کوتاه ادامه داد.

او پیش از این در مصاحبه ای عنوان کرده بود : «دو سال بود که نمی توانستم بنویسم. تا حدی به خاطر مشغله ام و همچنین به این دلیل که انسان مانند یک گیاه است. او به زمین خود نیاز دارد و در آن شکوفا می شود. اگر زمین را از او بگیرید و به خاک دیگری منتقل کنید ، یا سازگارمی شود که نیاز به کار زیادی دارد - یا نه ، اما در هر دو مورد ، گیاه متفاوت خواهد بود».

مصر ممنوعیت آثار طاهر را در سال 1983 لغو کرد و به آثاری که او در ژنو تولید کرد اجازه انتشار داد که از آن جمله می توان به «عشق در تبعید» و «ضحی چنین گفت» اشاره کرد.

پس از بازگشت او به مصر در دهه 1990، کتاب های بیشتری از طاهر منتشر و به چندین زبان ترجمه شده است. یکی از شناخته شده ترین آثار او با عنوان «خاله صفیه و صومعه» در سال 1991 منتشر شد و پنج سال بعد به انگلیسی برگردان شد.

این نویسنده در سال 2002 بالاترین جایزه ادبی مصر ، جایزه دولتی لیاقت در ادبیات را دریافت کرد. ششمین رمان «طاهر» با نام «غروب واحه» که در سال 2007 منتشر شد ، درباره یک مقام رسوا شده دولت مصر است که توسط مافوق بریتانیایی اش به واحه سیوا فرستاده می شود ، زیرا او در شورش نافرجام در سال 1882 نقش داشته است. این کتاب که چندین دوره تاریخی مصر را در بر می گیرد ، در سال 2008 برنده نخستین دوره جایزه ادبیات داستانی عرب موسوم به بوکر عربی شد.

طاهر در سال 2013 و در اعتراض به اخراج و استعفای چند شخصیت برجسته فرهنگی در زمان حکومت «محمد مرسی» از شورای دولتی فرهنگ مصر استعفا داد. او حتی در سال های پایانی زندگی اش به اصولی که همیشه داشت پایبند مانده بود و عنوان می کرد : «من هنوز هم با همان چیزهایی مخالف هستم که در جوانی با آن مخالف بودم : بی عدالتی اجتماعی و سیاسی ، به ویژه علیه زنان یا افراد با اصالت یا قومیت های مختلف. آنچه متفاوت است این است که امیدی که زمانی داشتم دیگر وجود ندارد. خوشبختانه چیزهایی در حال تغییر است اما من فکر می کنم نه خیلی سریع».

نظرات
0 0
نظرات