در این مطلب جدید در سال 1405 و سال 2026 ، خسرو تسلیمی و فوت خسرو تسلیمی و بیماری خسرو تسلیمی و بیوگرافی خسرو تسلیمی و اخبار خسرو تسلیمی و حواشی خسرو تسلیمی و خسرو تسلیمی کیست و خسرو تسلیمی کجاست و چه خبر از خسرو تسلیمی و خسرو تسلیمی در بیمارستان و علت مرگ خسرو تسلیمی و درگذشت خسرو تسلیمی در نم نمک.
خسرو تسلیمی پدر سوسن تسلیمی درگذشت
خسرو تسلیمی 19 آبان ماه 1387 در کرج براثر سکته قلبی درگذشت.![]()
زنده یاد تسلیمی متولد 1304 در رشت بود که فعالیت سینمایی خود را با مدیریت تولید فیلم «مهتاب خونین» در سال1334 آغاز کرده بود. از جمله فعالیت های تئاتری او می توان از نمایش های «نفرین خنیاگر» ، «بی نوایان» ، «عروسی فیگارو» ، «قضاوت دنیا و جزای روزگار » و... نام برد.
او که از موسسان استادیوی درام گیلان بود ، فعالیت سینمایی خود را با فیلم «مهتاب خونین» آغاز کرد و پس از آن مدیریت تولید آثار دیگری همچون «خورشید می درخشد» ، «نردبان ترقی» ، «چشم به راه» ، «روزنه امید» ، «انگشت نما» ، «حسرت» ، پرنده کوچک خوشبختی» ، «عبور از غبار» ، «زمان از دست رفته» ، «گذرگاه» ، «بی همتا» ، «الهه زیگورات» و... را در کارنامه کاری خود به ثبت رساند.
سیروس تسلیمی _ تهیه کننده و پخش کننده سینمای ایران در پی درگذشت پدرش خسرو تسلیمی تهیه کننده و مدیرتولید پیشکسوت سینمای ایران نوشت :
«روزهای غمبار سفر پدر غمبارتر از آن بود که می پنداشتم. همیشه واقعه زمانی که رخ می دهد عمق اندوه را درک می کنیم.»
او در ادامه ، نوشته است : «خواهرم سوسن تسلیمی در استکهلم در جریان لحظه به لحظه مقدمات و سفر پدر به دنیای باقی بود و در جریان خیل همکاران ، مسوولان وعزیزانی که باحضور درمراسم تشییع ، خاک سپاری ، مراسم ختم و ... به ما می گفتند که در این اندوه تنها نیستیم.
خواهرم از من خواست با دست نوشته ای از همه این عزیزانی تشکر کنم از سوی خود و او. پیشنهاد کردم به جای یک متن مشترک ، او نامه ای به پدرم بنویسد.
گویا تا صبح نشست ، گریست و این نامه را خطاب به پدر نوشت.
با اعتقاداتی که او و من به مسافر بودن انسان در جهان داریم ، اطمینان دارم پدر در فرصت بی انتهای خود درجهان باقی این نامه را بارها و بارها خواهد خواند.»
سوسن تسلیمی بازیگر سینمای ایران خطاب به پدرش خسرو تسلیمی نوشت :
« پدرنازنینم. این یادنوشته کوتاه اگر چه برای شماست ولی به خوبی میدانم که توان وامکان خواندن آن را هرگز نخواهید داشت. یکشنبه نوزدهم آبان ماه 1387 شما وجود گرامی مسافر راهی شدید که ازآن بازگشتی نیست. پدر جان شاید خودتان نمی دانید که نوزدهم آبان ماه امسال درست مصادف با آخرین روز دیدارمان در تهران بود. بیست و یکسال پیش در چنین روز من با شما و سرزمین مادری ام وداع گفته و به قصد سرنوشتی نامعلوم به سوی دیگر دنیا سفر کردم. سالهای دوری از شما بسیار بود. دلتنگی تان را داشتم ولی فرصت دیدار هرگز حاصل نشد در عوض قرار همیشگی مان عصر روزهای یکشنبه بود. ساعتی را روی خط تلفن با هم حرف می زدیم و از اینجا و آنجا می گفتیم. صدایتان مثل همیشه گرم ، مهربان و پراز مهر پدری بود. از لحظه به لحظه زندگیم می پرسیدید و از تک تک کارهایم. نگران یخبندان زمستان های بلند سوئد بودید ، سفارش می کردید که لباس گرم بپوشم و مراقب سرما باشم. درخیالتان من هنوز همان دختر کوچکتان بودم که نیاز به مراقبت پدر را داشت. همان دختر کوچکی که اغلب همراهتان به تماشاخانه می بردید. بازیهای شما و مادر گرامی ام و دنیای شگفت انگیزتان کودکی مرا با جهان اسرارآمیز نمایش پیوندی داد که تا به امروز با وجود همه پستی ها و بلندی ها گسسته نشد. بعدها در نوجوانی وقتی که راه بازیگری را پیشه خود کردم هر چند که از آینده این حرفه نگران بودید و نظرتان این بود که عاقبتی در این کار نیست ولی در دل رضایت داشتید. انتخاب مرا ادامه راه مادرم زنده یاد بانو منیره تسلیمی می دانستید که در جوانی و در اوج شکوفایی هنری اش با مرگی نابهنگام از جهان ما رفته بود. پدر جان قدردانی مرا بپذیرید برای حمایت بیدریغتان. بپذیرید که در طی همه سالهای زندگیم هرگز سخن درشتی یا کلام زشت یا تندی از شما نشنیدم. ممنونتان هستم به خاطر آزاد اندیشی تان ، فروتنی و تواضعتان ، خودساختگی تان و اینکه به ما فرزندانتان سخت کوشی وروی پای خود ایستادن را آموختید. ممنونتان هستم که بنا به عهد ی که با مادر گرامی ام به هنگام مرگش بستید مسئولیت ومهر پدری تان را ازما سه فرزند خردسالتان دریغ نکردید با تنگدستی و مشقت و با هر چه بود ما را به بزرگی و سرانجام رساندید و جای خالی آن عزیز از دست رفته را با عذر و یا با بهانه ای (درخانه) به جانشینی دیگر نبخشیدید. پدرجانم سالهای سال هفته ای یک بار عصر روزهای یکشنبه قرار صحبت های ما بود روی خط تلفن.»
بازیگر «باشوغریبه کوچک» ، «شاید وقتی دیگر» در ادامه این نامه خطاب به پدر آورده است :
«روز نوزدهم آبان 1387 آخرین یکشنبه زندگی تان منتظر شنیدن صدای مهربانتان بودم نمی دانستم که در بیمارستان درحال دیگری هستید وملاقات دیگری را درانتظار دارید. نمی دانستم که خط ارتباط ما برای همیشه گسسته شده است. مرا ببخشید که در لحظات رفتنتان در کنارتان نبودم. آرزوی دیدارتان راداشتم. حاصل نشد. شاید روزی ببینمتان. تا فرا رسیدن آن روز خدانگهدارتان. دست بوس شما. دخترتان سوسن.»
استکهلم یکشنبه 16 نوامبر 2008


![چهره های متولد و درگذشته 22 تیر [عکس و بیوگرافی]](/media/k2/items/cache/f1f6503fcec0e0b75b4e8fd484bc3a5e_XL.jpg)

![بیوگرافی بازیگران سریال کوری [داستان و نقش]](/images/up/232/337.jpg#joomlaImage://local-images/up/232/337.jpg?width=290&height=290)
![بیوگرافی بازیگران فیلم غریزه [داستان و نقش]](/images/up/219/658.jpg#joomlaImage://local-images/up/219/658.jpg?width=290&height=289)
![بیوگرافی بازیگران فیلم زن و بچه [داستان و نقش]](/media/k2/items/cache/ad6006e235a6d3bff8a4bd99d46a36fa_XL.jpg)











![چهره های متولد و درگذشته 30 خرداد [عکس و بیوگرافی]](/media/k2/items/cache/a372f889ea790a8e6fcf12599c859e36_XL.jpg)








