علت فوت صدرا روحانی شاعر و داروساز + بیوگرافی

علت فوت صدرا روحانی شاعر و داروساز + بیوگرافی

در این مطلب جدید در سال 1405 و سال 2026 ، صدرا روحانی شاعر ، منتقد ادبی و داروساز و فوت صدرا روحانی و بیماری صدرا روحانی و بیوگرافی صدرا روحانی و اخبار صدرا روحانی و حواشی صدرا روحانی و صدرا روحانی کیست و صدرا روحانی کجاست و چه خبر از صدرا روحانی و صدرا روحانی اهل کجاست و صدرا روحانی در بیمارستان و علت مرگ صدرا روحانی و درگذشت صدرا روحانی و عکس همسر صدرا روحانی در نم نمک.

درگذشت صدرا روحانی

سیدصدرا روحانی شاعر ، منتقد ادبی و داروساز در 85 سالگی درگذشت.علت فوت صدرا روحانی شاعر و داروساز + بیوگرافیعلت فوت صدرا روحانی شاعر و داروساز + بیوگرافی

به گزارش نم نمک ، سیدصدرا روحانی متولد 1318 رودسر غزل سرای معاصر گیلانی بود که هفتم خردادماه از دنیا رفت. خبر درگذشت او توسط ارشاد شهرستان لاهیجان اعلام شده اما این موضوع مورد توجه رسانه ها قرار نگرفته است.  کامیار عابدی او را غزل سرای موفقی می خواند و معتقد است او به دلیل دوری از پایتخت و حضور نداشتن در محافل ادبی ، شهرت نیافته است.

روابط عمومی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان لاهیجان در معرفی این غزل سرا آورده است : او در سال 1343 دکترای داروسازی خود را از دانشگاه تبریز گرفت و سپس در لاهیجان اقامت گزید. او از دهه 60 غزلیات خود را در مجموعه های ادبی نظیر «غزاله های غزل» و «نامه باران» و نشریاتی نظیر نقش قلم ، کادح ، کادوس ، فضیلت ، سلام ، کارگزاران ، گیلان امروز و... و. چاپ کرد. اولین مجموعه اشعار مستقل او با نام «گیسوان خواهری بید» در سال 1376 به چاپ رسید که با اقبال مخاطبین مواجه شد به گونه ای که نوگرایی خاص اشعار او مورد توجه منتقد ادبی مجله کارنامه قرار گرفت.

دومین مجموعه شعرش با عنوان «آقا معلم» منظومه ای تمثیلی درباره مقام آموزگار است. مهمترین مجموعه غزلیات او «ماه شقایق گلو» نام دارد که در سال 1391 توسط نشر ثالث به چاپ رسید. روحانی علاوه بر اشعار کلاسیک و نو منظومه ای به زبان گیلکی با عنوان «سل تی تی» سروده که مورد توجه علاقه مندان ادبیات فولکلور گیلان بوده است.

«گرفتاربودن» آخرین مجموعه شعر  اواست که اخیرا توسط نشر اقلیما به چاپ رسیده است.

سیروش شمیسا ، نویسنده و استاد ادبیات فارسی سوگنامه ای برای صدرا روحانی نوشته است که این سوگنامه توسط ایسنا منتشر می شود :  

به یاد صدرا

سرانجام دکتر روحانی عزیز ، صدرا ، هم ناگهان رفت. با آنکه هیچگاه همدیگر را ندیده بودیم ، دوستیِ ما قدیمی بود. با نامه و شعر و تلفن با هم در تماس بودیم. همواره از من دعوت میکرد که وقتی مهمانِ او در لاهیجان باشم؛ بخت یاری نکرد و آرزوی شبی خوش و دورِ هم نشستن با او و رحمت و شعرخواندن و شنیدن ، مثل بسیاری بر باد رفت. صدرا به من لطف بسیار داشت و در اشعار خود بارها از من یاد کرده است.

در غزلی گفته امّا از آرزوها ، بودم :

خزانِ شیفته رنگی ربود رشتم را       خرابه کرد در این خانه سقف و خشتم را

کنارِ من ننشستند جز به حُکمِ عذاب      که گم کنند ز رویِ زمین بهشتم را

منی که گنگتر از خواب ها تمام شدم     چگونه قصّه کنم سرِّ سرنوشتم را؟

بگو به رحمت و صدرا و بهمن و سیروس    به شعرها بسُرایند سرنوشتم را

و او در جواب گفته بود :

کجاست آنکه شناسد کمی سرشتِ تو را    و یا نگاه کند عمقِ سرنوشتِ تو را

غمین مباش که اُخرایِ خشتها رفتند     چه لُعبتان که خُرامند شهرِ رشتِ تو را

چگونه رحمت و صدرا حدیث تو گویند؟   تو خود گواهِ بدیلی همه نوشتِ تو را

- همین محبت را به رحمت موسوی هم داشت ، چنانکه در مدح او می گوید :

به گیلان اگرچه نشستی به گِل       سر سرفرازانِ ایران شدی

در جواب غزلی از رحمت موسوی (هر کس که دید زندگیم را عذاب گفت) از او خواسته بودم که جواب بگوید :

صدرا! تو هم جوابِ غزل گو به طرزِ خویش     شاید در این میانه یکی برصواب گفت

و او هم دعوت مرا اجابت کرده ، غزلی لطیف در جواب رحمت سروده بود.

صدرا با آنکه دکتر داروساز بود ، به ادبیات فارسی و معارف اسالمی آشنایی کافی داشت که یک دلیل آن را خود چنین می گفت که در دبیرستان حکیم نظامی قُم - آن زمان که کسانی امثال استادان دکتر یزدگردی و سادات ناصری در آنجا دبیر ادبیات بودند - درس خوانده بود. علاوه بر این خاندان او خاندان علم بود ، چنانکه از پدر خود که از روحانیان بزرگ منطقه بود ، خاطرات علمی بسیار داشت. صدرا مردی نیکدل و باصفا بود. مجله «گیلان ما» را هر ماه خریداری کرده ، برای من می فرستاد و من از آن طریق اشعار او و رحمت موسوی و دیگر عزیزان را می خواندم. نمی دانم بعد از این ، که مجله را به من خواهد رساند؟

به هر حال ، جای بسی تأسف است که گیلان یکی از شاعران بسیار خوب خود را از دست داده است. او ذهنی نواندیش داشت. این نواندیشی ، علاوه بر مضمون و محتوا ، در زبان اشعار او (چه نو و چه کهن) به خوبی منعکس است. هرچند یادگارهای بسیار از او در کتاب هایش برای ما مانده است ، اما هیچ چیز جای نبودن خود او را نمی گیرد. او همواره در راه جاده تعالی و تکامل شعری ، که راهی پرپیچ وخم است ، به سوی جلو در حرکت بود.

فقدان او را به خانواده و دوستداران او ، از جمله به خودم ، تسلیت می گویم.

صدرا و بسیاری از ابیات دلنوازش را هیچگاه فراموش نخواهم کرد.

نظرات
نظرات