در این مطلب جدید در سال 1405 و سال 2026 ، متن ادبی کوتاه امام زمان و متن تلنگر مهدوی و متن تلنگر مهدوی کوتاه و متن مهدوی کوتاه و جملات تکان دهنده امام زمان و متن ادبی کوتاه امام زمان کودکانه و متن زیبا درباره امام زمان و متن کوتاه سلام به امام زمان و صاحب الزمآن جملات تلنگری امام زمان و دلنوشته مهدویت و انتظار و دلنوشته های مهدوی و یک جمله برای امام زمان بنویس و جملات تلنگری امام زمان و پیامک انتظار مهدوی و مطلب کوتاه در مورد مهدویت و دلنوشته های کوتاه مهدوی در نم نمک.
جملات کوتاه مهدوی و متن ادبی کوتاه امام زمان
متن زیبا در مورد امام زمان (عج) و جملات کوتاه مهدوی و متن ادبی کوتاه امام زمان از پر مخاطب ترین متن های مذهبی هستند و اغلب افراد با خواندن این جملات دلنشین به آرامش می رسند.![]()

دقت کردین جملات وارونه چگونه است؟
(گنج) (جنگ) می شود ،
(درمان) (نامرد) و (قهقهه) (هق هق) !!!
ولی (دزد) همان (دزد) است
(درد) همان (درد) است
و (گرگ) همان (گرگ) ...
اری نمی دانم چرا (من) (نم) زده است
و (یار) (رای) عوض کرده است
(راه) گویی (هار) شده ،
و (روز) ب (زور) میگذرد ،
(اشنا) را جز در (انشا) نمی بینی
و چه (سرد) است این (درس) زندگی ،
اینجاست ک (مرگ) برایم (گرم) میشود چرا که (درد) همان (درد) است
یا صاحب الزمان دلم (آرامش) «وارونه» می خواهد...
دلم (شما را) میخواهد....
اللهم عجل لولیک الفرج
♣♣♣
سال نو ،
سال توست
اگر شیعیانت بخواهند....
♣♣♣
چه وِلوِله ای می کنند
بر خطوطِ حاملِ انتظارِ من
نت های گامِ تو
میرِسی
♣♣♣
خدایا !
من قبول میکنم که گنه کارم ،
من قبول میکنم که به وظیفه ام عمل نکردم ،
من قبول دارم که کم کاری کردم ،
ولی خدایا
مگر زمان پیامبر گنه کار نبود؟ !
مگر همه اهل عمل بودن و به وظیفشونم عمل میکردن؟ !
اون زمان همه میتونستن امام و مولای خودشون رو ببین
اعم از گنه کار و متقی - مسلمان و غیر مسلمان.
همه میتونستن راحت با امام خود ارتباط برقرار کنن
و مشکلاتشون رو ازش بپرسن.
همه میتونستن با امامشان درد دل کنن و....
پس چرا ما آقامون رو نمی بینیم خدایا؟ !
یعنی ما از بدان اون زمان هم بدتریم؟ !
خدایا؟
اینکه اونا امام و پیامبرشان رو دیده اند ولی ما ندیده ایم یکسانه؟ !
خدایا شاید کسانی در جواب بگن :
اگر امام خود را نشان دهد دشمنان اورا میکشند.
ولی خدایا در خواب که می تونیم- نمیتونم خدا؟ !
اصلا خدایا !
چطور دلت میاد که در زمان پیامبر گنه کاران امام و پیامبر رو می دیدند
ولی الان ما .....؟ !
مولاجان ! آقا جان !
تو مولا و امام مایی !
آقا جان ، هرچند که ما گنه کاریم ، رو سیاهیم ، تنبلی کردیم ، ....
ولی آقاجان حق داریم مولای خود را ببینیم.
آقا جان !
تو را به قرآن به گناه ما نگاه نکن مولاجان !
تو را به پهلوی شکسته زهرا به گناه ما نگاه نکن مولاجان !
بخدا ما هم دل داریم
ما هم انتظار داریم اماممان را ببینیم
ماهم بنده خداییم
ما هم شیعه شماییم
ما هم به کمک شما نیاز داریم مولاجان !
شاید یه بار چششمون به جمال زیبایتان بیفتد ،
ما هم دست از گناه بکشیم و آدم بشیم !
شاید یکبار نفس قدسیتان به ما بخورد ما هم خوب بشیم !
آقا اگر خود را به ما نشان ندهی
از شما به مادرت زهرا شکایت میکنم به خدا شکایت میکنم.
دوستان شما رو به خدا قسم ،
بیایید دل مهدی رو نشکنیم ،
بیایید یاری گر مولایمان باشیم و ....
التماس دعای فرج ...
♣♣♣

خرم آن روز که جان میرود اندر طلبت...
سعدی
♣♣♣
سلام آقای من !
آقا جان تمام سالهایی که درس خواندیم :
دبیر شیمی به ما نگفت که اگر عشق و ایمان و معرفت با هم ترکیب شوند
شرایط ظهور تو
مهیا می شود !
دبیر زیست نگفت که این صدای تپش قلب نیست ؛
صدای بی قراری دل برای مهدیست !
دبیر ادبیات از عشق مجنون به لیلی ، از غیرت فرهاد نسبت به شیرین گفت
اما از عشق شیعه به مهدی ؛
از غیرتش به زهرا نگفت !
دبیر تاریخ نگفت که اماممان امسال سال چندم غربتش است؟ !
نگفت غربت اهل بیت علی(ع) از کی شروع شد و تا کی ادامه دارد !
دبیر دینی فقط گفت که انتظار فرج از بهترین اعمال است
اما نگفت که انتظار فرج یعنی
گناه نکنیم و یعنی گناه نکردن
از بهترین اعمال است !
دبیر عربی به ما یاد داد که مهدی
اسم خاصی است که تنوین پذیر است !
اما نگفت که مهدی خاص ترین اسم خاص است
که تمام غربت و تنهایی را پذیرا شده است ...
اللهُمَ عَجِل لِوَلِیِکَ الفَرَج
♣♣♣
تو می آیی
شهیدان نیز می آیند
و آوینی روایت می کند فتح نهایی را . . .
♣♣♣
آقا جان
جهان
حاشیه جذابی است
در حوالی تو...
♣♣♣
ﺍی ﻏﺎﻳب ﺍﺯ ﻧﻈﺮ
ﺑﻪ ﺧﺪﺍ میسپارمت
ﺟﺎﻧﻢ ﺑﺴﻮختی
ﻭ
ﺑﻪ ﺩﻝ
ﺩﻭﺳت ﺩﺍﺭﻣت
اللهم عجل لولیک الفرج
♣♣♣
به نام خدای آدینه ها
دلنوشته ای به امیرِ آدینه ها
باز در این پایانِ بی آغاز ، لشگر واژه ها رابرایت ردیف کرده ام ،
اما جای تو ای قافیه کم ِ ابیاتم ، هنوز هم در این بیت خالیست !
این روزها تو که نیستی ، غزل هایم در ترازو به بی وزنی افتاده اند !
توکه نیستی در کنجِ دنجِ اتاقم ،
من ، چشم هایم و پیر عنکبوتی تنها همه با هم دست به تار شده ایم؛
او تار می تند ،
من در خیال به تار مویی چنگ
و چشم هایم ، زار ، از فرطِ بارانی شدن ، تار می شوند !
توکه نیستی در این کنعانِ بهت زده ازغم ،
حافظ با هر تفأل از دیوانش باز آمدنت را به این اتاقک کاه گلی
که سقفش هر لحظه هزاران مرتبه از قامتم کوتاه تر می شود را به من مژده می دهد !
تو که نیستی ،
خواب فرسنگ ها دورتر از چشم هایم مُرده
و گل های قالی اتاقم پژمرده شده اند !
تو که نیستی خفقان از کوچه های شب زده شهر ، فوران می زند ،
بیا.... !
اللهم عجل الولیک الفرج
♣♣♣
معنی انتظار را نمی دانیم
ولی
دل هایمان برای دیدنت پر می کشد
اسم قشنگت قلبمان را می لرزاند
نمی گوییم عاشقیم
ولی بی تو
تحمل زنده ماندن را نداریم...
یابن الحسن روحی فداک
♣♣♣
همتا هم نداری که
وقت نبودنت به دلم
وعده بدهم
شاید مثلش را پیدا کنم !
آقای بی همتای من
بیا
♣♣♣
در خانه های خویش چه راحت نشسته ایم
اما زدی تو خیمه به صحرا ؛
حلال کن...
روز های جمعه
بوی تو رامی دهد
بوی عطر گل نرگس...
♣♣♣
چه غریبانه زمزمه کرد :
امسال هم نیامدی !!!
رفتگری که
داشت لیوان های یکبار مصرف نیمه شعبان را جارو میکرد
♣♣♣
سلام بر لب های روزه دارت آقا
این روز ها عطشت
اشک های روانت را به همراه دارد
فدای لب های خشکیده جدت حسین...
♣♣♣
آقاجان
دلم
آرامش
وارونه
میخواهد...
اللهم عجل لولیک الفرج
♣♣♣
آقای من
این روزها همه جشن میگیرند و پایکوبی میکنند
ولی دل ما هنوز هم غمگین است....
به این فکر میکنم که حال شما این روزها چطور است؟؟
آقا جان شما هم شاد هستین؟
این روزها به شما چطور میگذرد؟
از جشن ها شاد نمیشوم بیشتر دلم میگیرد...
از شادی مردم نادان که به اسم شادی برای شما
گناه میکنند...
چطور شادی کنم وقتی شما در غیبت به سر میبرید...
غیبتی که گناهان من سببش است...
دلم آن روزی شاد میشود که جشن ظهورتان را بگیریم...
جشن میلاد
با حضور آقایم...
♣♣♣

ألسلام علی ربیع الأنام ونضرة الأیام
السلام علی مهدی الأمم و جامع الکلم
آقا جانم.... مولای من....
دلم گرفته از این انتظارِ یلدایی
دقایقم همه غرقِ چه وقت می آیی؟
نوشته اند “صدایش کنید می شنود !”
صدات می زنم آخر کجای دنیایی؟
بگو چه وقت می آیی؟ ببین که دلهامان
دگر قبول ندارد هنوز و امایی
شنیده ام نمی آید بهار با یک گل
بهار من ، گل نرگس ! تویی که می آیی
و باز نقطه سر خط ، نریز اشک ای چشم !
تمام می شود این انتظار یلدایی
اللهم عجل لولیک الفرج
♣♣♣
پاییز هم گذشت و زمستان رسیده است...
جانا بیا بهار کن این فصل سرد را...
♣♣♣
یابن الحسن بی تو روزگار ما
شبی ست به بلندای یلدا...
♣♣♣
وقتش رسیده صبح طلوعت فرارسد
پایان بده بر این شب یلدا شتاب کن ...
♣♣♣
ﺷﺎﯾﺪ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺑﯿﻨﻤﺎﻥ ﺭﯾﺶ ﺳﭙﯿﺪﯼ ﮐﺮﺩ ،
ﺷﺎﯾﺪ ﺭﻭﯾﺶ ﺭﺍ ﺯﻣﯿﻦ ﻧﺰﺩﯼ ﻭ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﺩﺭ ﺍﻭﺭﺩﯼ.
ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺎ ﺭﻓﺘﻦ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺗﻮ ﺑﯿﺎﯾﯽ
ﺷﺎﯾﺪ...
ﺩﻟﻢ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺷﺎﯾﺪ ﻫﺎ ﺧﻮﺵ ﺍﺳﺖ
ﻓﻘﻂ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ ﺍﯾﻦ ﺷﺎﯾﺪ ﻫﺎ
ﮐﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ.
ﺑﺪ ﺟﻮﺭﯼ ﺭﺧﻢ ﺯﺭﺩ ﺷﺪﻩ ،
ﺑﯿﺎ ﻭ ﻗﺪﺭﯼ ﺳﺒﺰﻡ ﮐﻦ آﻗﺎﯼ ﺑﻬﺎﺭ....
♣♣♣
چه تکلیفِ سنگینی است :
” بلا تکلیفی ”
وقتی که نمیدانم منتظرت ماندم
یا فقط خودم را به انتظار زده ام آقا...
♣♣♣
از دیشب
تمام ساعت ها را
به وقت زمین
یک ساعتی به عقب کشیدند
از امروز
ساعت های زمینی یاد می گیرند کمی آرام تر بگذرند
نمی دانم :
به وقت زمین ،
کِی ظهور خواهی کرد آقای من
فقط می دانم
دلم می خواهد
ساعت آمدنت را ،
نه یک ساعت
که ساعت ها به عقب بکشم
خدا را چه دیدی :
شاید عمر کوتاه من هم
به دیدارت برسد به وقت ظهور
اللهم عجل فَرَج مولانا صاحب الزمان (عج)
♣♣♣
چندگاهیست وقتی می گویم :
«اللهم کل لولیک الحجة بن الحسن»
با آمدن نام دلربایت دلم نمی لرزد
چندگاهیست وقتی می گویم : «صلواتک علیه و علی آبائه »
به یاد مصیبتهای اهل بیتت اشک ماتم نمی ریزم
چندگاهیست وقتی می گویم : «فی هذه الساعة»
دگر به این نمی اندیشم که در این ساعت کجا منزل گرفته ای
چندگاهیست وقتی میگویم : «و فی کل الساعة»
دلم نمی سوزد که همه ساعاتم ازآنِ تو نیست
چندگاهیست وقتی می گویم : «ولیا و حافظا»
احساس نمی کنم که سرپرستم ، امامم ، کنار من ایستاده و قطره های اشکم را به نظاره نشسته است
چندگاهیست وقتی می گویم : «و قائدا وناصرا»
به یاد پیروزی لشکرت ، در میان گریه لبخند بر لبم نقش نمیزند
چندگاهیست وقتی می گویم : «و دلیلا و عینا»
یقین ندارم که تو راهنما و نگهبان منی
چندگاهیست وقتی می گویم : «حتی تسکنه أرضک طوعا»
یقین ندارم که روز حکومت تو بر زمین ، من هم شاهد مدینه فاضله ات باشم
چندگاهیست وقتی می گویم : «و تمتعه فیها طویلا»
به حال آنانی که در زمان طولانی حکومت شیرین تو ، طعم عدالت را می چشند غبطه نمی خورم
اما چندگاهیست دعای فرج را چندبار می خوانم
تا هم با آمدن نامت دلم بلرزد ،
هم اشکم بریزد ، هم در جست و جویت باشم ،
هم سرپرستم باشی ،
هم به حال مردمان عصر ظهور غبطه بخورم وهم احساس کنم خدا در نزدیکی من است...
و باز هم با شرم می گویم : اللهم عجل لولیک الفرج
♣♣♣
مولا جان...
بیا توافقنامه امضا کنیم ،
من رآکتور قلبم را به نامت میکنم ،
تو هم تحریم چشمانت را از من بردار ... !
مهدی جان میدانی آقاجان
خواب مانده ایم
ازهمان روز اول
همان روز در سقیفه
همان موقع کنار در خانه
میدانی اگر خواب نبودیم کار به پهلوی مادر نمیرسید
به خار در چشمان پدر نمیرسید
به جگرِ سوخته مجتبی
به ظهر عاشورا
به زندان
به زهر
وبه غربت یتیمی نمیرسید
اگرخواب نبودیم کار به انتظار شما نمیرسید...
یاصاحب الزمان ...
یک طرف دست دعا و یک طرف بارگناه…
این تناقض ها نمک پاشیده روی زخمتان
الهی العفو..
♣♣♣
آدم صاحب خانه که داشته باشد ، نمی تواند به در و دیوار میخ زیادی بکوبد.
نمی تواند خانه را مال خودش کند. باید اجاره خانه اش را هرماه بپردازد . . .
آدم صاحب کار که داشته باشد ، باید حساب کارش را پس بدهد.
نمی تواند هر ساعتی دلش خواست برود و بیاید.
نمی تواند هرطور خواست کار کند . . .
آدم صاحب زمان که داشته باشد . .
صاحب زمان ، یعنی صاحب زمانهایی که تلف میشود ،
باگناه...
با بیخیالی...
یادمون باشد در برابر ثانیه هامون مسئولیم
باید یک روزی به صاحبشان جواب پس بدهیم...
و خداوند فرمود :
قسم به زمان...
همانا همه انسانها در خسران و زیان اند...
گفتم : خدا کند که بیایی.
گفت : خدا کند که بخواهی
** اللهم عجل لولیک الفرج **
♣♣♣
قلبم تاریک است ،
پنجره ای ندارد ،
نقطه های کوچک سیاهی دارد ،
که باید پاک شود.
و دیواری که باید فرو ریزد.
زمینی دارد که باید فرش بر آن پهن کنم؛
و گلدان ساده ای که باید در آن گلی بکارم ،
قلبم نیاز دارد که چراغی در آن روشن کنم ،
از چراغانی ات ،
چراغی به من قرض بده.
السَلامُ عَلَیکَ یا بَقیَةَ اللهِ فی أرضِه
سلام بر تو
ای باقی نهاده خدا در زمین
♣♣♣
گفتم. . . .
اگر در کربلا بودم
تا پای جان برای حُسَین (ع) تلاش می کردم
گفت. . . .
یک حُسَینِ زنده داریم
نامش مهدی (عج) است
بسمِ الله. . . . .
♣♣♣
مولای من
امام زمانم !
عادت کرده ام هر وقت دیگر کاری نداشتم یاد شما بیافتم...
الان کجایی گل نرگس؟
شاید در سجده ای...
شاید در حال گریه ...
شاید در بین الحرمین قدم میزنی ...
شاید در کویری ؛بیابانی ؛
جایی هق هق گریه هایتان بلند شده...
قربانت شوم ..
پرونده اعمال مرا زمین بگذار...
به چه امیدی هر دوشنبه و پنجشنبه مرورش میکنی؟ !
من تمام امیدم به این است که به دست شما آدم شوم ...
و چیزی ندارم غیر اینکه مثل گذشته بگویم :
شرمنده ام ...
شرمنده ام اقای من
حلالم کنید...


![چهره های متولد و درگذشته 18 خرداد [عکس و بیوگرافی]](/media/k2/items/cache/bfddd4a4563fdb7d72781f82cba549dc_XL.jpg)



![بیوگرافی بازیگران سریال صفا با خانواده [داستان و نقش]](/images/up/231/506.jpg#joomlaImage://local-images/up/231/506.jpg?width=290&height=290)

![بیوگرافی بازیگران سریال گل سنگ [داستان و نقش]](/images/up/230/11.jpg#joomlaImage://local-images/up/230/11.jpg?width=290&height=290)


![بیوگرافی علیرضا پاکزاد بازیگر و همسرش [زندگینامه]](/media/k2/items/cache/e3ae003e56ad66338efbb58d9ad2b6ca_XL.jpg)


