کاربرد و معنی ضرب المثل آستین نو بخور پلو + داستان

کاربرد و معنی ضرب المثل آستین نو بخور پلو + داستان

در این مطلب جدید در سال 1405 و سال 2026 ، ضرب المثل آستین نو بخور پلو و داستان ضرب المثل آستین نو بخور پلو و نقاشی ضرب المثل آستین نو بخور پلو و حکایت ضرب المثل آستین نو بخور پلو و آستین نو بخور پلو کنایه از چیست و گسترش ضرب المثل آستین نو بخور پلو و داستان واقعی ضرب المثل آستین نو بخور پلو و جریان ضرب المثل آستین نو بخور پلو چیست و کاربرد ضرب المثل آستین نو بخور پلو و ضرب المثل آستین نو بخور پلو کجا استفاده می شود و داستان پند آموز ضرب المثل آستین نو بخور پلو در نم نمک.

کاربرد ضرب المثل آستین نو بخور پلو

ضرب المثل آستین نو ، بخور پلو در مورد کسانی گفته می شود که برای ظاهر و لباس افراد احترام قائل می شوند.کاربرد و معنی ضرب المثل آستین نو بخور پلو + داستانکاربرد و معنی ضرب المثل آستین نو بخور پلو + داستان

ضرب المثل آستین نو بخور پلو

زمینه پیدایش

روزی روزگاری بهلول به میهمانی دعوت شد. بهلول سر زمین کشاورزی اش بود تا کارش به پایان رسید دیر شد. دید اگر به منزل بازگردد و لباس عوض کند به میهمانی نمی رسد. به همین خاطر با همان لباس پاره و کهنه ای که بر تن داشت به میهمانی رفت. و بالای مجلس نشست. میهمانان یکی پس از دیگری وارد مجلس می شدند. هرکدام می خواستند بنشینند به بهلول می گفتند : ببخشید یک کم پایین تر ، یک کم پایین تر ، تا اینکه در نهایت بهلول به کنار در ورودی اتاق رسید. کم کم از آنجا هم پایین تر رفت. میوه را که آوردند بهلول در کنار کفش ها نشسته بود و آنجا میوه خورد. بهلول که از رفتار زشت میزبان و میهمانان عصبانی شده بود بلند شد به خانه بازگشت ، زیباترین و گران قیمت ترین لباسش را از صندوق درآورد ، به تن کرد ، موهایش را مرتب نمود و به مهمانی بازگشت.

همه میهمانان آمده بودند و جایی برای نشستن نبود. بهلول همان جای قبلی کنار در ورودی اتاق که نشسته بود ، نشست ، اما همه گفتند : آقای بهلول ، چرا آنجا نشسته اید یک خرده بفرمایید بالا. همین یک خرده یک خرده آنقدر تعارف را تکرار کردند ، تا بهلول دوباره در بالای مجلس قرار گرفت.

وقتی هنگام خوردن غذا شد ، میهمانان چشمشان به غذاهای رنگارنگ و خوشمزه افتاد. به سرعت شروع به خوردن کردند. بهلول هم بشقابی از انواع غذاها پر کرد و به آستین لباسش گفت : بخور! بخور (آستین نو! بخور پلو!) میهمانان یکی یکی متوجه بهلول و کارش شدند. تا اینکه صاحب خانه پرسید : بهلول اتفاقی افتاده؟ چرا غذا را به لباست تعارف می کنی؟

ضرب المثل آستین نو بخور پلو

بهلول گفت : من همان کسی هستم که سر شب در میهمانی شما با لباسی ساده و کهنه وارد شدم. آنقدر به من کم اعتنایی کردید که من رسیدم به دم در و کنار کفش ها میوه خوردم ولی وقتی به خانه رفتم و لباسم را با لباس نو و پر زرق و برق عوض کردم در صدر مجلس جای گرفتم اینجا جایگاه من نیست ، اینجا جایگاه لباس من است. پس او دعوت شده و او باید غذا بخورد. صاحب خانه که خیلی شرمنده شده بود از بهلول معذرت خواهی کرد.

نظرات
نظرات