شعر عطار نیشابوری در مورد هیچ و پوچ

شعر عطار نیشابوری در مورد هیچ و پوچ

در این مطلب جدید در سال 1405 و سال 2026 ، شعر عطار در مورد هیچ و شعر عطار در مورد انسان و شعر در مورد هیچ مولانا و شعر عطار در مورد مرگ و شعر در مورد هیچ و پوچ و شعر عطار برای پروفایل و شعر عطار در مورد خدا و مشهورترین شعر عطار نیشابوری و شعر از عطار نیشابوری در نم نمک.

شعر عطار نیشابوری در مورد هیچ و پوچ

فریدالدین ابوحامد محمد عطار نیشابوری مشهور به شیخ عطّار نیشابوری یکی از عارفان ، صوفیان و شاعران ایرانی سترگ و بلندنام ادبیات فارسی در پایان سده ششم و آغاز سده هفتم است.شعر عطار نیشابوری در مورد هیچ و پوچشعر عطار نیشابوری در مورد هیچ و پوچ

عطار در سال 540 هجری قمری در نیشابور زاده شد و در 618 هجری قمری به هنگام حمله مغول به قتل رسید.

شعر عطار در مورد هیچ

شعر عطار در مورد هیچ

هیچ دانایی کمال او ندید هیچ بینایی جمال او ندید

بس که خشکی بس که دریا بر ره است تا نپنداری که راهی کوته است

♠♠♠

مجمعی کردند مرغان جهان آن چه بودند آشکارا و نهان

جمله گفتند : «این زمان در روزگار نیست خالی هیچ شهر از شهریار

♠♠♠

هدهد آشفته دل پرانتظار

در میان جمع آمد بی قرار

گفت ای مرغان منم بی هیچ ریب

هم برید حضرت و هم پیک غیب

♠♠♠

می گذارم در غم خود روزگار

هیچ کس را نیست با من هیچ کار

چون من آزادم ز خلقان ، لاجرم

خلق آزادند از من نیز هم

♠♠♠

شعر عطار در مورد هیچ

جان چو بی جانان نیرزد هیچ چیز

همچو مردان برفشان جان عزیز

گر تو جانی برفشانی مردوار

بس که جانان جان کند بر تو نثار

♠♠♠

ساقی جام الست چون و سقیهم بگفت

ما ز پی نیستی عاشق هست آمدیم

خیز و دلا مست شو از می قدسی از آنک

ما نه بدین تیره جای بهر نشست آمدیم

دوست چو جبار بود هیچ شکستی نداشت

گفت شکست آورید ما به شکست آمدیم

نظرات
نظرات