ضرب المثل آب که سر بالا میره قورباغه ابوعطا میخونه + داستان

ضرب المثل آب که سر بالا میره قورباغه ابوعطا میخونه + داستان

در این مطلب جدید در سال 1405 و سال 2026 ، آب که سر بالا رفت ، قورباغه ابوعطا می خواند و اب که سربالا بره قورباغه هفت تیرکش میشه و تو حوضی که ماهی نباشه قورباغه ابوعطا میخونه و ضرب المثل آب که سر بالا میره قورباغه ابوعطا میخونه و داستان و حکایت ضرب المثل آب که سر بالا میره قورباغه ابوعطا میخونه و ضرب المثل قورباغه آواز خوان و تو حوضی که ماهی نباشه قورباغه ابوعطا میخونه و ضرب المثل قورباغه هفت تیرکش میشه و آب که سربالا بره قورباغه ابوعطا میخونه به انگلیسی و ضرب المثل قورباغه و گیتار و ضرب المثل قورباغه سپهسالاره و ضرب المثل با قورباغه و دوش و ضرب المثل دریا که آب نداره قورباغه در نم نمک.

ضرب المثل آب که سر بالا رفت ، قورباغه ابوعطا می خواند

اشاره به غیرممکن بودن کاری دارد؛ چون هیچگاه آب ، خلاف جهت سراشیبی به سمت بالا حرکت نمی کند. این ضرب المثل هم می گوید اگر دیدی آب به سمت بالا رفت (که نمی رود!) آنوقت قورباغه هم ابوعطا خواهد خواند!ضرب المثل آب که سر بالا میره قورباغه ابوعطا میخونه + داستانضرب المثل آب که سر بالا میره قورباغه ابوعطا میخونه + داستان

آب که سر بالا رفت ، قورباغه ابوعطا می خواند

ابوعطا چیست؟

ابوعطا یکی از آوازهای موسیقی ایرانی است و از ملحقات دستگاه شور دانسته می شود. این دستگاه پیچیده و دشوار است و آواز خواندن در این دستگاه مختص افراد مستعد و کارآزموده در حوزه موسیقی است.

براساس این توضیحات می یابیم که این ضرب المثل زمانی بکار می رود که : اوضاع آشفته و خراب است و امیدی به اصلاح و تغییر آن وجود ندارد.

اگر کاری طوری خراب شود که نتوان آن را درست کرد این ضرب المثل را به کار می برند.

آب که سر بالا رفت ، قورباغه ابوعطا می خواند

داستان و حکایت

روزی روزگاری ماهی قرمز کوچولویی همین طور که در آب شنا می کرد ، احساس کرد مسیرش خود به خود و بدون اختیار او عوض می شود و هر چه تلاش می کرد مثل گذشته شنا کند نمی توانست .همین طور که می رفت ، احساس کرد آب به سمت بالا می رود و حسابی هم خسته شده بود. ناگهان صدای آوازی شنید ، خوب گوش کرد . اول فکر می کرد که شاید صدای یک گرگ است . بعد گفت : نه . صدای یک کلاغ است . دوباره با خودش گفت : باید صدای یک میمون باشد باشد!!

همین طور که آب به سمت بالا می رفت ، ماهی هم بیشتر به سطح آب نزدیک می شد . یک دفعه چشمش به قورباغه ای افتاد که در حال خواندن است!

با خودش فکر کرد که حالا تو این وضعیت عجیب و غریب این قورباغه هم ابو عطا می خواند!

نظرات
نظرات