ضرب المثل دیگران کاشتند و ما خوردیم ، ما بکاریم دیگران بخورند

ضرب المثل دیگران کاشتند و ما خوردیم ، ما بکاریم دیگران بخورند

در این مطلب جدید در سال 1405 و سال 2026 ، ضرب المثل دیگران کاشتند و ما خوردیم، ما بکاریم دیگران بخورند به افراد خیرخواه و نیکوکاری گفته می شود که ممکن است از اعمال نیکشان در این دنیا استفاده ای نبرند.

ریشه ضرب المثل

در گذشته های دور ، انوشیروان پادشاه نامی ایران به قصد شکار از قصر خارج شد. انوشیروان همینطور که با وزیر زیرکش مشغول گفتگو بود به طبیعت اطراف هم نگاه می کرد و لذت می برد. ناگهان انوشیروان پیرمرد گوژپشت و خمیده ای را دید که مشغول حفر چاله ای است در حالی که نهال درختی کنارش قرار داشت.ضرب المثل دیگران کاشتند و ما خوردیم ، ما بکاریم دیگران بخورندضرب المثل دیگران کاشتند و ما خوردیم ، ما بکاریم دیگران بخورند

انوشیروان از اطرافیانش خواست بایستند تا ببیند پیرمرد چه کار می کند. انوشیروان نزدیک رفت و سلام داد. پیرمرد نگاهی به او انداخت و پاسخ سلامش را داد. انوشیروان پرسید : ای پیرمرد چه کار می کنی؟ پیرمرد گفت : دارم زمین را می کنم می خواهم این نهال گردو را بکارم. انوشیروان گفت : گردو! پیرمرد تو با این سن و سال با این مشقت زمین را می کنی تا گردو بکاری؟

پیرمرد گفت : کار من این است از کودکی کاری جز کشاورزی نداشته ام الان هشتاد سالی می شود ، این کار چه اشکالی دارد. انوشیروان خندید و گفت : نه اشکالی ندارد ، تعجب کردم. مردی با این سن و سال گردو بکارد. خودت بهتر می دانی که گردو حداقل شش الی هفت سال زمان می برد تا محصولش کامل برسد. پدر شاید تا آن وقت شما زنده نباشید که بخواهید از آن استفاده کنید.

پیرمرد که تازه منظور انوشیروان را فهمیده بود ، گفت : مگر ما کودک بودیم درختان گردو نبودند که ما بخوریم ، آن درخت ها را هم دیگران کاشتند و ما خوردیم ، حالا ما بکاریم ، دیگران بخورند.

انوشیروان از این اندیشه و بزرگواری پیرمرد خوشش آمد و گفت : احسنت. وزیر کاردانش می دانست وقتی انوشیروان لب به تأیید فردی می گشاید به این معنی است که از او با سکه های طلا قدردانی کن. وزیر کیسه ای سکه به انوشیروان داد و او آن را به پیرمرد بخشید.

پیرمرد کیسه را باز کرد وقتی چشمش به کیسه های طلا افتاد به انوشیروان گفت : یادت هست به من گفتی : تو شاید تا وقتی که درخت گردویت محصول دهد زنده نباشی؟ انوشیروان گفت : آری. پیرمرد گفت : ولی نهالی که من امروز کاشتم بدون اینکه مجبور باشم آب و کود مناسب به آن دهم و از آن مراقبت کنم به مدد طلوع آفتاب و حضور جناب عالی همین امروز سکه های طلا بار داد.

انوشیروان از این جواب پیرمرد خیلی خوشش آمد و دوباره گفت : احسنت و یک کیسه طلای دیگر به پیرمرد هدیه داد آن وقت از پیرمرد خداحافظی کرد. بعد از این گفتگو انوشیروان و همراهانش حرکت کردند تا قبل از تاریکی هوا به شکارگاهشان برسند.

 

پیامها

1. ما بر سر سفره نیکی دیگران هستیم.

2. انسان باید بدون هیچ توقعی کارهای خیر و ماندگار انجام دهد تا آیندگان از آن بهره ببرند.

 

موارد کاربرد :

1. در تشویق به کارهای نیک و خیر خصوصا کارهای نیک ماندگار.

2. در بیان علت کارهای نیک ماندگار.

3. در تنبه و توجه دادن کسانی که در جامعه ، اعتقادی به طرح های بلندمدت و اصلاح زیرساخت های جامعه اهمیت نمی دهند.

 

ضرب المثل های هم مضمون

ـ ای خوش آن شمعی که روشن می کند ویرانه ای!

ـ با بزرگان کم نشین ، بیچارگان را یاد کن.

ـ با خلق خدا کن نکویی.

ـ بدو نیک را بذل کن سیم و زر.

ـ بِه از نیکی نباشد هیچ کاری.

ـ چو اِسِتاده ای ، دستِ افتاده گیر.

ـ خواجه آن است که باشد غم خدمتکارش.

ـ رنج مشو ، راحت رنجور باش.

ـ مُرد مُحسن لیک احسانش نمرد.

ـ مردمی بهتر که مردم زادگی.

ـ نیکی کن و مَنگر به چه کس خواهی کرد.

ـ یک خوبی می ماند یک بدی.(2)

 

اشعار هم مضمون

از درخت دیگران برچین * و ز پی دیگران درخت نشان (مسعود سعد)

بدو نیک ماند ز ما یادگار * تو تخم بدی تا توانی مکار (سعدی)

به پاداش نیکی بیابی بهشت * خنک آن که جز تخم نیکی نکشت (فردوسی)

تن چو خواهد گذاشت هر چه که داشت * نیک بخت آن که تخم نیکی کاشت (امیر خسرو)

همه نیکویی پیشه کن گر توان * که بر کس نماند جهان جاودان (فردوسی)(3)

 

ریشه های قرآنی حدیثی

«هَل جَزاء الاِحسانِ الاَ الاِحسان؛ آیا سزای نیکی جز نیکی است؟» (الرحمن : 60)

«أَحسِنُوا إِنَ اللهَ یُحِبُ المُحسِنِینَ؛ نیکی کنید که خدا نیکوکاران را دوست دارد.» (بقره : 195)

رسول خدا(علیه السلام) : «اَحسِنُوا کَما اَحسَنَ اللهُ اِلَیکُم؛ نیکی کنید همان گونه که خدا به شما نیکی کرده است.»(4)

امام علی(علیه السلام) : «عَلَیکَ بِالاِحسانِ؛ بر تو باد نیکوکاری.»(5)

امام علی(علیه السلام) : «اَحسِن یُحسِن الیک؛ نیکی کن تا به تو نیکی شود».(6)

 

لغات

نشاندن : کاشتن.

خنک : خوشا.

نکشت : نکاشت.

استاده ای : ایستاده ای.

منگر : نگاه نکن.

 

پی نوشت ها :

1. حسن ذوالفقاری ، داستان های امثال ، تهران ، مازیار ، چ 2، 1385، ص 528.

2. غلامرضا حیدری ابهری ، حکمت نامه پارسیان ، قم ، نشر جمال ، چ 1، 1385، ص 688.

3. همان.

4. علامه مجلسی ، بحارالانوار ، بیروت ، دار احیاء التراث ، 1403 هـ.ق ، چ 3، ج 19، ص 127.

5. تمیمی آمدی ، غررالحکم و دررالکلم ، تحقیق : جلال الدین محدث ، تهران ، دانشگاه تهران ، 1360، چ 3، ح 6212.

6. بحارالانوار ، ج 77، ص 385.

نظرات
نظرات