بیوگرافی احمد آرام مترجم و همسرش + فرزندان

بیوگرافی احمد آرام مترجم و همسرش + فرزندان

در این مطلب جدید در سال 1405 و سال 2026 ، در ادامه با بیوگرافی کامل احمد آرام مترجم به همراه عکس های خانوادگی و شخصی احمد آرام با شما در نم نمک خواهیم بود.

زندگینامه احمد آرام و همسرش(Ahmad Aram)

  • متولد : 7 فروردین 1281 چاله میدان ، تهران
  • درگذشت : 14 فروردین 1377 (96 سال) آمریکا
  • علت مرگ : ایست قلبی
  • آرامگاه : قطعه هنرمندان بهشت زهرا
  • پیشه : مترجم ، نویسنده ، دانشنامه نویس
  • ملیت : ایرانی
  • تحصیلات : دارالفنون
  • همسرها : شریفه و نسرین
  • فرزندان : 3 فرزند
  • والدین : حاج غلامحسین شال فروش
  • قد احمد آرام :

بیوگرافی کامل احمد آرام

احمد آرام متولد 7 فروردین 1281 در تهران ، مترجم ، عضو مکتب متاع و نویسنده معاصر بود.بیوگرافی احمد آرام مترجم و همسرش + فرزندانبیوگرافی احمد آرام مترجم و همسرش + فرزندان

احمد آرام مترجم

وضعیت ازدواج و همسر احمد آرام

نام همسران احمد آرام شریفه و نسرین بوده است و باید گفت 3 فرزند داشت.

خانواده و اصالت

احمد آرام  مترجم پراثر ، دانشنامه نگار و از شخصیت های فرهنگی ایران معاصر است که سال تولد او با اختلاف ذکر شده ، اما به تصریح خود وی حدود نوروز 1281 ش است : «اسم من احمد و نام خانوادگیم آرام است. وقتی به دنیا آمدم ، پدرم اسم مرا پشت قرآنی ثبت کرده بود و آن تاریخ چهارشنبه ، مصادف با عید غدیر سال 1321 قمری را نشان می داد. ناگفته نماند ، کتافروشی که با من رفیق بود این قرآن یادگاری پدر را از من گرفت که برود از روی آن کلیشه ای درست کند. کلیشه هم درست کرد و آن را فروخت ، اما قرآن را پس نیاورد! از این دست کتابفروش ها خیلی بوده اند که به اصطلاح خودشان مرا گول زده اند بدین معنی هرچه کتاب دارم چاپ می کنند بی آنکه حق مرا بدهند!»  او در محله ای در جنوب تهران به دنیا آمد. پدرش تاجر بازار و مشروطه خواه بود. آرام مدتی نزد وی تحصیل کرد. سپس در مدرسه های ترقی ، علمیه و دارالفنون به تحصیلات خود ادامه داد و با زبان های عربی ، فرانسوی و انگلیسی آشنا شد. در دانشگاه ، هم زمان در دو رشته حقوق و طب به تحصیل پرداخت ، اما هیچ کدام را به پایان نرساند و معلمی را بر حقوق دان ، یا طبیب شدن ترجیح داد. در دبیرستان های تهران ، اصفهان ، شیراز ، مدرسه فلاحت در کرج و مدرسه عالی بازرگانی در تهران ، به ویژه به تدریس در مباحث علوم پرداخت و سال ها مدرس فیزیک بود.

چندین سال در اصفهان و شیراز و عراق اقامت داشت و از نخستین کسانی بود که برای سر و سامان بخشیدن به وضع نامطلوب منابع درسی ، با همکاری چند تن دیگر نخستین کتاب های علوم را برای تدریس در دبیرستان ها تدوین و به انتشار آنها کمک کرد؛ «کتابی وجود نداشت و کار علمی که انجام می شد در ایران سابقه نداشت... کتاب در کار نبود و همه جزوه نویسی می کردیم... در گذشته اساسا کتاب خیلی کم بود.» این ها جمله هایی است که در لابه لای خاطرات احمد آرام به صورت پررنگ وجود دارد و او در ادامه خاطرات نوشته است : من با این دو نفر [دکتر فصیحی و دکتر نصیری] چون کتاب های فرنگی را دیده و خوانده بودیم و از مدرسه دارالفنون هم بیرون آمده بودیم ، کلکسیونی تشکیل دادیم و اسم آن را «مجموعه امیر» گذاشتیم. چون مدرسه را امیر ساخته بود. برای این مجموعه چهار جلد فیزیک و چهار جلد شیمی برای کلاس های اول تا چهارم متوسطه در فواصل سال های 1302 تا 1306 منتشر کردیم. یک کتاب «هیأت» نیز به تنهایی منتشر کردم که اولین کتاب من بود. دلم می سوخت ، می خواستیم درس بخوانیم اما وسیله نداشتیم. لذا از همان وقت به فکر افتادیم که کلمه درست کنیم و فکر آن موقع در حقیقت شغل فعلی من است. مرحوم رهنما مقدمه ای بر فیزیک چهارم من نوشت که در آن ، کلمه «آونگ» را برای اولین بار مقابل «پاندول» آورده بود.»

احمد آرام تا 1335 ش در خدمت وزارت فرهنگ (آموزش و پرورش) بود و به تدریس و تصدی مشاغل مختلف اشتغال داشت. بازرسی آموزشی ، مدیریت کل و نیز مدت کوتاهی معاونت وزیر ازجمله سمت های او بود.

احمد آرام مترجم

فعالیت سیاسی

آرام در نیمه دهه 1320 ش به حزب توده ایران پیوست و به فعالیت سیاسی پرداخت ، اما پس از وقایع آذربایجان ، همراه با انشعابیون به رهبری خلیل ملکی از آن حزب جدا شد و در دی ماه 1326 ظاهراً بر اثر اختلاف نظری در باب اتخاذ روش انشعابیون در برابر سیاست های اتحاد شوروی و حزب توده ، از همکاری با گروه های چپ کلاً کناره گرفت و تا پایان عمر در سیاست مداخله نکرد؛ آرام طرفدار سیاست و روش مستقل از حزب کمونیست شوروی بود. با گذشت زمان ، گرایش های مذهبی اش تقویت و تشدید یافت ، به گونه ای که بخش درخور توجهی از ترجمه هایش در زمینه معتقدات دینی و اسلامی شد.

 او درباره این موضوع گفته بود : «من مقیاسم برای دین قرآن است و بنابراین ، هرچه با قرآن نسازد آن را قبول نمی کنم. سال ها پیش ، یعنی سال 1318 یا 1319 بود که کتاب کیمیای سعادت غزالی را چاپ می کردم ، آن کتاب خیلی در من اثر کرد برای اینکه مردی مثل او ، حالا هرکس هرچه می خواهد بگوید ، دین را خوب فهمیده است و بعد کتاب هایی که از مصر می آمد ، از جمله تفسیر فی ظلال القرآن سیدِ قطب که شهید شد ، در من تأثیر بسزا داشت... بلی این ها در من موثر شده است. دیگر اینکه دروغ نمی گویم ، یعنی سعی می کنم که نگویم؛ غیبت هم تا می توانم نمی کنم ، مگر غیبت کسی را که غیبت کردنش واجب باشد ، آن هم برای روشن کردم مردم. مال مردم را نمی خورم و مال حرام هم سعی می کنم نخورم ، و دین همین هاست.»

آرام از اعضای موثر در دایرةالمعارف فارسی (به سرپرستی غلامحسین مصاحب) بود. مصاحب را او به ناشر دایرةالمعارف فارسی معرفی کرد. وی سمت معاون سرپرست و عضویت هیئت تحریریه (شورای ویرایش) را به عهده داشت : «آقای صنعتی مدیر انتشارات فرانکلین که حدود هزار کتاب چاپ کرده  و صنعت کتاب و چاپ را به تعبیر من از زمین به آسمان رسانده است. یک دایرة المعارف رومیزی یک جلدی از دانشگاه کلمبیای آمریکا داد که آن را ترجمه کنیم. ما ابتدا برای جغرافیا لغاتی را که مورد احتیاج بود ، ساختیم و چون پنج نفر بودیم اسم کتاب را پنج تن گذاشتیم. پنح تن عبارت بودند از مرحوم عامری ، معلم بی نظیر ادبیات فارسی ، دکتر مقربی ، مهندس اصغیاء ، دکتر مصاحب و بنده. البته نظیر این کارها را بسیار انجام دادیم. از جمله لغات های آنجا یک ناحیه یخ بسته ای بود بین نیم کره قطب شمال و قطب جنوب که اسم انگلیسی آن «آیس کپ» است ولی ما گذاشتیم یخ پهن به معنی پهنه یخی. ترجمه آن دایرة المعارف چند سال طول کشید.» جز این ها ، مدتی هم با دانشنامه های دیگر ، ازجمله در ترجمه برخی مقالات با دانشنامه جهان اسلام همکاری داشت. 

آرام سال های بسیار و تقریباً تا پایان عمر ، در منزل به کار ترجمه مشغول بود و حتی ترجمه را برای خود «واجب شرعی» می دانست؛ زیرا به نظر او ترجمه منابع مهم از زبان های دیگر ، برای تحول علمی و فرهنگی در ایران لازم بود. وی حدود 70 سال به ترجمه اشتغال داشت و بیشتر از زبان انگلیسی و گاه از عربی و فرانسوی ترجمه می کرد. حوزه ترجمه او تخصصی نبود و هر اثری را که مفید و موثر تشخیص می داد ، به فارسی ترجمه می کرد.

احمد آرام مترجم

او درباره شغل ترجمه می گوید : « پرداختن من به ترجمه برای این بود که واجب می دانستم باید چیزهایی را فراهم کنیم. البته سعی می کردم کتاب های بدی را انتخاب نکنم ، خواه عربی باشد ، خواه از زبان دیگری. از عربی ، من دوره تفسیر سید قطب را ترجمه کردم. چون دیدم این مرد می گوید که من زیر سایه قرآن زندگی کرده ام و چون زبانش عربی است ، می فهمد که چه می گوید. همین طور کتاب های دیگری که ترجمه کردم همه به این منظور بوده است که ان شاءالله خدمتی به مردمی که بدهکارشان هستم کرده باشم.»

از مهم ترین کتاب هایی که به فارسی ترجمه کرده است ، شاید بتوان از این ها یاد کرد : انتقال علوم یونانی به عالم اسلامی ، پندار گسترش پذیری بی پایان حقیقت ، تاریخ تمدن ، تاریخ علم ،  تاریخ نجوم اسلامی ، خدا و انسان در قرآن ، شش بال علم ، علم و تمدن در اسلام ، منطق اکتشاف علمی ، یونانیان و بربرها و بسیاری آثار دیگر. کامور بخشایش صورت کامل تری از ترجمه های آرام را گرد آورده است.

احمد آرام در ترجمه به مراعاتِ اصل دقت و واژه یابی و واژه سازی در برابر اصطلاحات پای بند بود. واژه ها و ترکیبات بسیاری ساخته که شماری از آن ها کاربرد یافته ، و به غنای زبان فارسی افزوده است. وی همچنین در نوشتن املای کلمات هم سلیقه خاصی داشت و به سرهم نویسی معتقد بود.

او می گفت : «من در کتاب های خودم هیچ گاه کلمات فرنگی را به صورت خودش نمی نویسم مخصوصا الان که کتاب های فلسفی را ترجمه می کنم. برای مثال آقای «پوپر» کلمه ای دارد به اسم «اکیزیم متی زشین». «اکیزم» به معنای بدیهی است. مثلا می گویند : دو به اضافه دو می شود چهار و این یک اکیزیم است و عقل سلیم این را قبول می کند. اکیزیم در زبان فارسی یعنی «بدیهی» و مجموعه آن «بدیهیات» است. حالا این اصطلاح «اکیزیم متی زشین» را باید چگونه ترجمه کنیم؟ آن ها که تنبل هستند همان اصطلاح را می گذارند و رد می شوند. اما من می گویم زبان که در آن از کلمه رقص(عربی) رقصیدن درست شده چرا از کلمه «بدیهی» ، بدیهیدن ساخته نشود؟ من اینجا با اسم مصدر کار دارم پس در دلم «بدیهیدن» را می سازم و از آن «بدیهش» را بیرون می آورم که مساوی با «اکیزیم متی زشین» است. «ارتو» یعنی راستا و «دنت» هم به معنی دندان است که من آن را «دندان آرایی» گفته ام و روی آرایی آن «مد» نمی گذاریم تا این طور خوانده شود : «دندانارایی» به همان دلیل که کلمه بیابان را «بی آبان» نمی نویسیم خیابان را هم «خی آبان» نمی نویسیم. بنابراین آن کسانی که فرایند را «فرآیند» می نویسند کار اشتباهی انجام می دهند...»

او جز ترجمه ، چند کتاب را هم تصحیح کرده که مهم ترین آن ها کیمیای سعادت ، اثر غزالی است. آرام در مجامع و در فعالیت های علمی فرهنگی بسیاری عضویت و شرکت داشت ، ازجمله از اعضای فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی بود. 

درگذشت

احمد آرام روز 14 فروردین 1377 برابر با 3 آوریل 1998 در ایالات متحده آمریکا بدرودِ حیات گفت و پیکرش طی مراسمی در روز 22 فروردین پس از انتقال به تهران ، به خاک شد. وی در سال 1382 به عنوان یکی از چهره های ماندگار برگزیده شد.

احمد آرام مترجم


منابع : نم نمک | احمد آرام اینستاگرام/ احمد آرام فیسبوک/ hpln Hvhl/صفحه شخصی احمد آرام/احمد آرام ویکی پدیا/ احمد آرام تلگرام

نظرات
نظرات