لوکیشن زندان فیلم سرخپوست کجاست؟ + عکس

لوکیشن زندان فیلم سرخپوست

در این مطلب جدید در سال 1405 و سال 2026 ، لوکیشن زندان فیلم سرخپوست و زندان فیلم سرخپوست کجاست و فیلم سرخپوست نی نی سایت و پشت صحنه فیلم سرخپوست و جلوه های ویژه فیلم سرخ پوست در نم نمک.

لوکیشن زندان فیلم سرخ پوست کجاست؟

نیما جاویدی به مرور با ساخت فیلم های مستند و کوتاه به سمت ساخت فیلم بلند داستانی حرکت کرد. هرچند «ملبورن» نخستین فیلم بلند داستانی اش جوایز فراوانی برد ، به عنوان فیلم اول یک کارگردان که تلاش می کند بیشترین توان فنی اش را به نمایش بگذارد ، ناامیدکننده بود. شاید همین اتفاق باعث شد او مسیر متفاوتی در پیش بگیرد. البته جاویدی دقیقاً بر خلاف این نظر داشته و تأکید دارد موفقیت جشنواره ای فیلم اولش ، او را محتاط تر کرد و منجر به خلق اثر کم نقصی چون «سرخ پوست» شد.لوکیشن زندان فیلم سرخپوستلوکیشن زندان فیلم سرخپوست

لوکیشن زندان فیلم سرخپوست کجاست

سرخ پوست دومین فیلم نیما جاویدی به زعم نگارنده ، بهترین محصول سینمای ایران سال 1397 است که اکنون روی پرده عریض سینما می توان تماشا کرد. فیلمساز به واسطه آنکه پشتیبانی یک سرمایه گذار میلیاردر را داشته ، توانسته به جای ثبت تصاویر در محیط های واقعی ، لوکیشن مطلوب خودش را طراحی کند و بسازد؛ هرچند کل این لوکیشن ساخته نشده و بخش وسیعی از دکور جلوه های ویژه کامپیوتری است که توسط گروه الزهرا طراحی و پیاده سازی شد.

سرگرد جاهد ریاست یک زندان را برعهده دارد که قرار است تخریب شود تا یک باند فرودگاه در مسیر این زندان ساخته شود. در جریان نقل و انتقال زندانیان از یک زندان به زندانی دیگر ، یک زندانی محکوم به اعدام با اسم مستعار «احمد سرخ پوست» در زندان پنهان می شود تا پس از تخلیه کامل زندان بگریزد. زندانبان ها و رئیس زندان در ابتدا تصور می کنند او گریخته و هم دستان زندانی نیز شواهد گمراه کننده ای برای زندان بان ها بر جای می گذارند اما رئیس زندان با نقش آفرینی نوید محمدزاده پی به این نقشه می برد و قدم به قدم به دستگیری زندانی نزدیک می شود.

لوکیشن زندان فیلم سرخپوست کجاست

در این میان مددکار زن یکی از همدست های سرخ پوست که رئیس زندان نیز به او علاقه مند است ، رئیس زندان را در دو راهی قرار می دهد؛ دوراهی «دستگیریِ زندانی بی گناه و از دست ندادن ترفیع مقام» یا «چشم فروبستن بر فرار یک زندانی» که مطلوب معشوق است. برای پرهیز از لو رفتن این فیلم که روی پرده قرار دارد ، منصفانه نیست که به جزئیات بیشتری از داستان یا فرجام اثر اشاره کرد و باید با همین کلیات قصه ، به ارزیابی این اثر پرداخت و به داوری دومین ساخته نیما جاویدی پرداخت که یک جهش بلند در کارنامه فیلمسازی او محسوب می شود.

سرخ پوست در خط داستانی با ریسک بزرگی همراه بوده و آن حذف خرده داستان ها و قصه های فرعی است. فیلمساز سعی کرده خط اصلی داستان را بدون خرده پیرنگ ها پیش ببرد و این ریسک در فضای سینمای ایران که قصه گویی با حفظ توامان ریتم بدون تعداد بالایی از خرده داستان ها اتفاق نادری است ، جواب داده است. گره داستانی بموقع رقم می خورد و به جای آنکه زمان قابل توجهی برای فضاسازی ابتدایی و تشریح جزئیات پیش از رسیدن به اصل داستان صرف شود ، درک جزئیات داستان در طول فیلم توزیع می شود و همین امر نیز در پیشبرد داستان موثر است.

لوکیشن زندان فیلم سرخپوست کجاست

با وجود آنکه ظاهراً با حجم کمی از داستان مواجه هستیم و کل داستان را می توان چنین خلاصه کرد که گروهی از زندانبان ها در گرداگرد یک زندان در پی یک زندانی هستند ، کارگردان به خوبی توانسته از همین خط روایی ، یک داستان پرتعلیق را با جزئیاتی که در زمان مناسب علنی می شود ، خلق کند و تماشاگر را در تعلیق نگه دارد. شاید مهم ترین هنر کارگردان به عنوان یک قصه گو ، همین حفظ حس تعلیق و در عین حال ارائه یک ریتم پرشتاب و گیرا برای هر جنس تماشاگر باشد.

مسیر دراماتیک فیلم اما با پایانی منطبق بر منطق روایی داستان همراه نشده و این به فیلم اندکی ضربه زده است. با وجود آنکه فیلمساز ما را در رویارویی اخلاق و قانون قرار داده و زندان بان باید میان اخلاق که عشق نیز جانب آن را گرفته و قانون که بر سرشانه اش سنگینی می کند ، یکی را انتخاب کند. همه فضای داستان تا آخرین لحظه یک روایت را می گوید و در لحظه پایانی روایت دیگری پیش روی قرار می گیرد که تمامی شخصیت پردازی شخصیت اصلی فیلم را در نظرگاه تماشاگر منهدم می سازد و پایانی ناامیدکننده را پیش روی تماشاگر رقم می زند؛ حال آنکه یک پایان بی رحمانه می توانست فیلم را از آنچه اکنون می بینیم ، تأثیرگذارتر نماید.

هومن بهمنش همچنان در سطح یک ستاره پشت دوربین آری الکسا ظاهر می شود و فیلمبرداری به شدت در خدمت اثر است. او توانسته به خوبی حس حبس را با کادربندی های حساب شده به تماشاگر منتقل کند و برای نشان دادن التهاب از تکنیک های به شدت دستمالی شده در روی سینمای ایران نظیر دوربین پرتحرک و لرزان استفاده نکرده و به شعور بیننده که از این روش ها خسته شده ، توهین نکند.

نمی توان به جزئیات تأثیرگذار این فیلم اشاره کرد و موسیقی رامین کوشا را نادیده گرفت که کارگردان به اندازه از آن استفاده کرده و از اثر بیرون نزده است. در مجموع می توان گفت ، «سرخ پوست» دقیقاً چیزی است که «سینما» خطاب می کنیم؛ یعنی اثری که فراتر از مرزهای زمان می توان در سال های متمادی تماشا کرد و تاریخ انقضایی نخواهد داشت و در عین حال هر شخصی با هر نگاه و تفکری از دیدنش لذت می برد.

نظرات
1 1
نظرات