حضور کبری گودرزی بازیگر سینما و تلویزیون در جنگ رمضان

حضور کبری گودرزی بازیگر سینما و تلویزیون در جنگ رمضان

کبری گودرزی بازیگر سینما و تلویزیون ، کارگردان ، مدیرتولید و تهیه کننده دلنوشته از خود منتشر کرد.

حضور پررنگ کبری گودرزی بازیگر سینما و تلویزیون در جنگ رمضان

کبری گودرزی متولد 20 خرداد ماه 1351 بازیگر سینما و تلویزیون ، کارگردان ، مدیرتولید و تهیه کننده اهل ایران می ­باشد و فعالیت هنری خود را از سال 1395 آغاز کرده است.حضور کبری گودرزی بازیگر سینما و تلویزیون در جنگ رمضانحضور کبری گودرزی بازیگر سینما و تلویزیون در جنگ رمضان

کبری گودرزی دلنوشته از خود منتشر کرد :

کبری گودرزی

«ایستادن در میدان ، وقتی زیباتر می شود که دستت در دستِ جوانی باشد که آرزوهایش را با باورهای تو گره زده است. ما دو نسلیم ، اما با یک ضربان قلب؛ یکی با کوله باری از تجربه و صبوری ، و دیگری با شوری لبریز از امید.

در این شب هایی که آسمان شهر با پرچم های سه رنگ قرق شده ، من در چشمان این جوان ، ادامه راهی را می بینم که سال ها پیش آغاز کرده ایم. این یعنی ما تنها نیستیم؛ یعنی این چراغ ، خانه به خانه و نسل به نسل روشن می ماند. 

میدان ، حالا خانه مشترک ماست. جایی که یاد می گیریم برای ایستادن ، باید تکیه گاهِ یکدیگر باشیم. این لبخندها در میانه معرکه ، قوی ترین سلاح ماست؛ سلاحی از جنسِ ایمان و همبستگی که هیچ بدخواهی توانِ مقابله با آن را ندارد.»

کبری گودرزی

کبری گودرزی در ادامه اضافه کرد هنر به من آموخت که چگونه حس کنم.... و پرستاری به من یاد داد که چگونه مرهم باشم......

امروز این دو بال ، مرا به میانه میدان کشانده اند؛ جایی که دیگر نه صحنه تئاتر است و نه راهروی بیمارستان ، بلکه قلبِ تپنده ایرانِ ماست.

من امروز در قامت یک بازیگر که نبضِ جامعه اش را می شناسد و در لباس یک پرستار که برای این خاک از جان مایه می گذارد ، در کنار مردمم ایستادم. دوربینِ تاریخ امروز ما را اینگونه ثبت می کند : ایستاده ، مصمم و هم صدا با ملتی که "جانم فدای ایران" را نه فقط بر زبان ، که بر جان حک کرده اند.

سپیدیِ این جامه ، بیرقِ آرامشِ مردم است و حضورمان در این میدان ، پیمانی است که با قلبِ تاریخ بسته ایم. ما برای این خاک ، هم جان می دهیم و هم جان می بخشیم.

در مدرسه «شجره طیبه» ، امروز درسی فراتر از کتاب ها مرور شد. اینجا در میناب ، ما چله نشینِ یادِ ستاره هایی هستیم که کیف هایشان را گذاشتند و برای مشقِ عشق ، راهی آسمان شدند.

این نیمکت های خالی با شمع هایی که روشن است ، فریاد می زنند که راه دانش آموزان شهید میناب ، هرگز خاموش نمی شود. ما فرزندان شجره طیبه ، عهد بسته ایم که مدادهایمان را به یاد آنها تیز کنیم و راهشان را با ایمان و دانایی ادامه دهیم.

کبری گودرزی

شهدا ، دانش آموزانِ ممتازِ مکتبِ ایثارند و ما امروز در پایان این چله ، با قلب هایی کوچک اما اراده هایی بزرگ ، به آنها سلام می دهیم.

کبری گودرزی که در آثاری چون خجالت نکش ، زخم کاری ، هفت سر اژدها ، ایراندخت ، زیرخاکی ، چوب خط ، ستارخان ، صبح آخرین روز و... به عنوان بازیگر حضور داشته است تاکید کرد :  

مشق شب ما : راه شهیدان

شمع ها روشن اند تا بگویند نور دانش و ایمان که با خون پاک دانش آموزانِ شهیدِ این دیار آبیاری شده ، هرگز به خاموشی نمی گراید.

امروز در کنار این نیمکت های خالی ، یاد 65 ستاره دانش آموز میناب را در دل هایمان زنده نگه داشتیم. ما میراث دارِ این شجره طیبه هستیم.

 برنامه بزرگداشت بسیار ویژه و معنوی برای دانش آموزان شهید میناب  فضای قرمز رنگ ، شمع های روشن روی نیمکت های خالی و کیف هایی که انگار منتظر صاحبانشان هستند ، حس عجیبی از دلتنگی و حماسه را منتقل می کند.

کبری گودرزی

با خانم انسیه شاه حسینی کارگردان

وی با اشاره پویش "سفر سرخ" اضافه کرد :

با قلبی سرشار از امید و همدلی 

امروز با دلی مملو از عشق به انسان ها ، برای اهدای خون قدم گذاشتم. باور دارم که در روزهایی که هر لحظه اش می تواند حیاتی باشد ، هر قطره خون ، تپشی تازه برای امید و نجات جان انسانی دیگر است.

با افتخار در مسیر «سفر سرخ» همراه شدم؛ حرکتی انسانی و ارزشمند که به نام زندگی شکل گرفته است.

در همین راستا ، بازیگر محبوب کشورمان ، خانم کبری گودرزی نیز با حضور در این پویش ، خون خود را اهدا کرد تا با عمل شان ، پیام عشق ، نوع دوستی و مسئولیت پذیری اجتماعی را به ما یادآوری کنند. 

اهدای خون یعنی بخشیدنِ زندگی… سهم کوچکی از ما ، نجاتی بزرگ برای دیگران

کبری گودرزی

کبری گودرزی در ادامه گفت : من به عنوان یک زنِ هنرمند  آموخته ام که صحنه گاهی همین خیابان هایی است که زیر پای اراده ما جان می گیرند.

بر سرم گلبندی بسته ام تا ریشه هایم را از یاد نبورم این گلبندی  یادگار نجیبانه ایلی است که صداقت و شجاعت را در گوش فرزندانش زمزمه کرده پیوندی است میان سنت های دیروز و آرمان های امروز من. وقتی گلبندی با این سربندِ «ادامه دارد  تلاقی می کند ، یعنی اصالت من در خدمتِ اعتقادم قرار گرفته است.

و اما این پرچم... وقتی باد در میانِ رنگ هایش می پیچد ، انگار ضربانِ قلبِ هزاران هم وطن را در دستانم حس می کنم. پرچم برای من یک تکه پارچه نیست  تمامیتِ ارضیِ رویاهای من است  من با افتخار این بیرق را بالا نگاه داشته ام تا بگویم هویت ما ترکیبی است از ریشه های کهن و باورهایی که هیچ گاه به بن بست نمی رسند.

این قاب  روایتگر زنی است که با تکیه بر فرهنگِ اصیلش  پرچمِ وطنش را آغوش گرفته و با نگاهی به دوردست ها  ایمان دارد که این مسیرِ روشن ، مقتدرانه ادامه دارد

کف خیابان ها برایم عین دانشگاهی بود که از مردم یاد گرفتم ایستادگی مقاومت و شجاعت و تنها نقش واقعی که بازی کرده ام همین حضور در میادین در کنار مردم است

کبری گودرزی

ایستادن ، هنرِ من است

صبح که می شود ، قبل از هر چیز ، اراده ام را تن می کنم یاد گرفته ام که زندگی مثل صحنه تئاتر ، منتظرِ نقش آفرینیِ ماست اما نه یک نقشِ تکراری ، بلکه نقشی که در آن اصالت حرف اول را می زند.

وقتی به ریشه هایم فکر می کنم به آن «گلبندی» که نشان نجابت ایلِ من است خیالم راحت می شود که در تلاطمِ روزگار ، جایی برای لرزیدن نیست. من آموخته ام که می شود سیاه پوشید اما روشن فکر کرد؛ می شود در میانه هیاهو بود اما آرامشِ یک پرچمِ در اهتزاز را داشت

دلنوشته من شرحِ همین ایستادن هاست. ایستادن پایِ باوری که به آن ایمان دارم و قدم زدن در راهی که می دانم مقصودش نور است دنیای من ، ترکیبی است از رنگ های وطنم و نجابتِ میراثی که به ارث برده ام

امروز را با این عهد آغاز می کنم : که نه از هیاهویِ سگ های لرزانِ در خواب بهراسم و نه از بلندیِ مسیرپیش رو من زنی هستم از تبارِ خورشید ، که راهش را خودش می سازد و با افتخار می گوید : این داستان با شکوهِ تمام ادامه دارد...

کبری گودرزی

نظرات
نظرات