ناگفته هایی عجیب از زندگی شخصی مهران مدیری!

ناگفته هایی عجیب از زندگی شخصی مهران مدیری!

در این مطلب جدید در سال 1405 و سال 2026 ، ناگفته هایی عجیب از زندگی شخصی مهران مدیری و برادر واقعی مهران مدیری و علت جدایی مهران مدیری از همسرش و مهرداد مدیری و تصاویری از خانه مهران مدیری و پدر مهران مدیری اهل کجاست در نم نمک.

ناگفته هایی عجیب از زندگی مهران مدیری

وقتی پای طنز و کمدی به میان بیاید بلاشک نام مهران مدیری به عنوان یکی از چهره های مطرح و موفق این حوزه بر ذهن خطور خواهد کرد؛ مردی آرام ، جدی و منطقی که فروردین امسال نیمه اول زندگی را پشت سر گذاشت و به گفته خودش تصمیم گرفته از این پس با تغییر روند کاری گذشته ، سریال سازی را رها کرده و تنها به فعالیت در سینما مشغول باشد ، کاری که مدیری آن را انرژی بر می داند و دیگر توان کافی برای ادامه این تیپ کارها را در خود نمی بیند.ناگفته هایی عجیب از زندگی شخصی مهران مدیری!ناگفته هایی عجیب از زندگی شخصی مهران مدیری!

ناگفته هایی عجیب از زندگی مهران مدیری

مدیری در این سالها با ساخت مجموعه هایی موفقی چون ساعت خوش ، پاورچین ، شب های برره و مرد هزار چهره ، توانست شخصیت ویژه و خاص هنری در دنیای هنر کسب کرده و به گفته مجله نیوزیک در سال 2009 به یکی از مردان قدرتمند کشور تبدیل شود.

اما در کنار خصوصیات اخلاقی و اجرای خاص او ، عدم تمایل مهران مدیری به مصاحبه و صحبت از زندگی شخصی نیز از دیگر ویژگی های این استاد طنز است. مدیری در این سالها خیلی کم از زندگی شخصی و اتفاقات پیرامون خود گفته و به قول معروف سرش به ساخت و پاخت سوژه های اجتماعیش گرم بوده ، از این رو وقتی لب به سخن باز می کند تا کمی از زندگی خصوصی و حال و احوال خود بگوید گوش و چشم مشتاقان زیادی را به سمت خود می کشاند.

متولد سرآسیاب

مهران مدیری در میدان بروجردی ، سرآسیاب دولاب متولد شده است. او براساس آنچه که در مصاحبه های خود گفته از دوران کودکی آن چیزهایی که در ذدهنش به صورت یک لکه مانده ، یک خانه دوطبقه کوچولو و معمولی است. آنها در طبقه پایین زندگی می کردند و طبقه بالا میهمانخانه بود. مهم ترین وسیله در آن اتاق یک پیانو بود تعداد زیادی صفحه کلاسیک و مقدار زیادی هم کتاب. خب وجود یک پیانو در آن محله بسیار عجیب بود و اتفاقا صدای همسایه ها درآمده بود که این چه سر و صدایی است که صبح تا شب از خانه شما بیرون می آید.

فلسفه هگل

کودکی مدیری اصلا شبیه بچه های دیگر نبود. دوستان زیادی نداشت و احساس تنهایی می کرد. دوست داشت در آن اتاق نشسته و کتاب ها را ورق بزند اسم هایشان را حفظک ند و عکس هایشان را نگاه کند. یک روز یکی از دوستان برادرش به شوخی از او می پرسد آیا این کتاب را خوانده ای ، این اسمش چیست؟ مدیری بلافاصله می گوید : فلسفه هگل ، و تعجب می کند که مهران چطور اسم چنین کتابی را توانسته است ادا کند. مدیری در ادامه به او می گوید اینکه چیزی نیست تازه من می دانم که چه چیزی توی آن نوشته شده و شروع می کند به صورت طوطی وار چیزهایی که در ذهنش مانده بود را برایش تعریف کردن.

ناگفته هایی عجیب از زندگی مهران مدیری

خواب سالوادور دالی

برادر مهران مدیری رشته اش زیست شناسی بود و همین باعث شد که او به زیست شناسی هم علاقه مند شود و کتاب های زیادی در این زمینه بخواند؛ به خصوص در زمینه زندگی حیوانات و کتاب های داروین و... این علاقه هنوز هم در زندگی اش مانده است! البته شیطنت های مهران مدیری پایانی نداشت. او پنهان از برادرش می رفت سراغ کتاب های او. برادرش چندتایی کتاب داشت از سالوادور دالی که  او آنها را خیلی دوست داشت و شب خوابشان را می دید.

در ریاضیات همیشه خنگ بود

در ریاضیات همیشه خنگ بود. مدیری هنوز که هنوز است علت ریاضیات در جهان را نمی داند. یعنی به نظرش بیهوده ترین و پوچ ترین درس است و هیچ وقت نمره ای بالاتر از 2 در این درس نگرفت! در درس هایی هم که به ریاضی مربوط است مثل جبر ، فیزیک و غیره ، هیچ وقت موفق نبود. مدیری از ریاضی متنفر بود. به عقیده او ریاضی فقط در حد جمع و تفریق مفید فایده است.

ناگفته هایی عجیب از زندگی مهران مدیری

نظرات
نظرات