نیایش جمشیدی ، بازیگر ایرانی اهل و ساکن کازرون در استان فارس است که در کنار تحصیل و فعالیت های هنری ، در ورزش های والیبال و بسکتبال نیز فعالیت داشته و به نویسندگی ، تئاتر ، نمایشنامه خوانی ، آشپزی و موسیقی علاقه مند است.
زندگینامه نیایش جمشیدی بازیگر ایرانی (Niyash Jamshidi)
نیایش جمشیدی متولد 27 مهر ماه سال 1389 می باشد.ساکن استان فارس شهرستان کازرون بوده و اصالتا نیز کازرونی است.پایه نهم می باشد و در رشته تجربی تحصیل می کند.در عرصه های ورزشی بیشتر ورزش والیبال و بسکتبال را دنبال کرده است.در انشای نماز ، نویسندگی ، تئاتر و نمایشنامه خوانی فعالیت داشته و توانسته مقام هایی را کسب کند.در کنار آن در مسابقات فرهنگی و هنری نیز شرکت کرده است.علاقه بسیاری به آشپزی دارد و بازیگری هم در کنار همین آشپزی شروع شد چرا که مشغول به پخت و پز بود متن هایی را برای خود اتود می زد.به موسیقی نیز بسیار علاقه مند است و می تواند صدای خود را نیز دچار تغییر کند.بیشتر اوقات خود را به نوشتن متن و شعر می گذراند و برایش تفریح مفرحی است.به آموختن زبان بسیار علاقه مند است ، به زبان انگلیسی مقداری مسلط است و در کنار آن هم می تواند گویش های مختلفی را هم صحبت کند مانند کازرونی ، لری و همینطور مشهدی و اگر فیلم و سریال ببیند که به گویش خاصی صحبت می کنند به راحتی می تواند تقلید کند.![]()

چطور شد که بین هزاران نفر شما توانستید در تست بازیگری(جناب آقای نیما هاشمی)قبول شوید و شما را بپذیرند؟
بنده زمانی که در این فراخوان نام نویسی کردم قبل ترش در اوقات فراغت خود رمان و کتاب بسیار می خواندم و زمانی که مشغول به خواندن بودم در روبینو دیدم که آقای نیما هاشمی عزیز فراخوان مبنی بر بازیگری در یک سریال گذاشته اند.من نیز با دیدنش نام نویسی کردم و اطلاعاتم را پر کردم.اصلا امیدی به قبولی نداشتم که بعد از مدتی با خانواده که به باغچه رفته بودیم و شب قبلش نیز یک اتفاق بدی برایم رقم خورده بود که موجب شده بود حالم خیلی خوب نباشد اما وقتی که آنجا بودم به گوشی من پیامی آمد که قبول شده ام بین هزاران نفر.خانم نادری عزیز با من تماس گرفته بودند و من مدرسه مسابقه کشوری داشتم که برای دروس اصلی کتابمان بود.وقتی که آمدم منزل خانم نادری با ما تماس گرفتند و با مادر من صحبت کردند و برای تست حضوری دعوت شدم.زمانی که خواستم بیایم در ابتدا پدرم مخالف بود به دلیل مسافت اما بعد راضی شدند.من خیلی به تصمیمی که گرفته بودم مصمم بودم و برای تست نیز به روی متن بسیار مترکز شدم تا بتوانم بهترین اتود خود را ارائه دهم و به قبول شدنم بسیار ایمان داشتم.روزی که می خواستم برای تست بیایم پدرم از عمویم خواست که من را به تهران بیاورد اما یکسری مشکلات پیش آمد و پدرم خودش من را همراهی کرد.وقتی که به دفتر آقای نیما هاشمی عزیز رسیدم و تست را دادم هم خیلی قاطع مطمئن بودم که قبول می شوم.استاد سلیمی و استاد هاشمی عزیز تست من را گرفتند و بعد متوجه شدم که از بازی من خوششان آمده.فرم را به ما دادند و به قسمت اداری و پیش خانم محمدی عزیز رفتیم و بعد اعلام کردند که قبول شدم.بسیار لحظات خوبی بود و خوشحال بودم.اما خب بنا به دلایلی نشد همون روز قراردادببندیم و بعد من بسیار بهانه می گرفتم و بعد از اینکه رسیدیم کازرون و با یکی از دوستانم که بازیگری شرکت کرده بودند به من گفتند که اگر قبول شده ای بهترین اتفاق این است که این مسیر را شروع کنی.زمانی هم که مجدد آمدم خیلی خوشحال بودم چرا که توقع نداشتم قبول شوم و وارد کلاس ها شوم ولی این اتفاق خوب برای من رقم خورد

مشوق اصلی شما چه شخصی بوده است؟
من کلاس هفتم که بودم برای تدریس درس را با نمایش به ما یاد میدادند و من اولین روزی که نمایشم را خواستم برایشان اجرا کنم بسیار خوششان آمد و از من خواستند در کل مدرسه اجرا کنم و برای خود اسمی در کرده بودم.معلم مطالعاتمان بسیار من را تشویق می کرد می گفت که اجرایت عالی بود و بیانت مناسب است و بااینکه سختی های بسیاری داشتم پدرم بسیار با اینکه در ابتدا مخالف بود اماهمه جوره سعی کرد من را حمایت کند.در این مسیر سه تن از دوستانم از جمله ملینا جوانمرد ، پردیس و پرنیان معینی در مدرسه بسیار به من انگیزه می دادند که بتوانم وارد این مسیر شوم چرا که بسیار در تئاتر ها فعال بودم و همیشه اجرای من را می دیدند و می گفتند که نیایش تو باید وارد عرصه بازیگری شوی.بسیار از مشوقینم ممنونم و امیدوام همیشه موجب سربلندی وافتخارشان باشم
شما دوست دارید با کدام بازیگر چهره و در چه سبکی ، در آینده هم بازی شوید؟
بازیگرانی که در کشورمان داریم همگی بسیار خبره و در کار خود با مهارت هستند اما اگر من بخواهم انتخاب کنم دوست دارم درکارهایی با سبک پند آموزی و شیطانی بازی کنم و با عزیزانی همچون آقای اکبر عبدی بسیار دوست داشتم همبازی شوم اما متاسفانه فوت کردند و این حسرت با من تا ابد خواهد ماند.دوست دارم با آقای پژمان جمشیدی ، آقای مهران مدیری و خانم نعیمه نظام دوست عزیز همبازی شوم.چرا که کاراکتر های طنز را ایفای نقش می کنند و می توانند در سبک های مختلف نیز خوش بدرخشند.

چطور شد که شما به بازیگری علاقه مند شدید؟
جرقه اصلی را از همان زمانی که در دبستان و حتی قبل تر می شود گفت ایجاد شده است مناسبتی اگر می بود من در نمایش هایش شرکت می کردم.علاوه بر آن حس خجالت را نداشتم و همیشه انرژی ام زیاد بود و همیشه سعی می کردم گفته هایم را برای بقیه طوری تعریف کنم که برایش جالب باشد.یکی دیگر از افاقات که می تواند جرقه باشد این بود که من مدتی را موزیک گوش میکردم و در آیینه برای خود اتود هایی را طراحی می کردم و حتی با دیدن فیلم ها کاراکتر های اصلی را مجدد خلق می کردم یعنی لباس هایی می پوشیدم که به نقش نزدیک باشد و شروع می کردم به ایفای نقش بجای آن شخصیت ها.در دوران مدرسه هر مسابقه و نمایشی بود سعی در شرکت داشتم که بتوانم استعدادم رانشان دهم و همیشه به خودم باور داشتم.اما بیشتر از راهنمایی که نمایش برای دوستانم اجرا می کردم و در انتها آن ها من را تشویق می کردند حس خیلی خوبی می گرفتم و سعی می کردم که با شیوه های بیشتری اجرا داشته باشم.من بیشتر جنبه طنز این هنر را دوست دارم و وقتی هم که نقشی اجرا می کردم که موجب خنده می شد بسیار لذت می بردم چون از نظرم شاد کردن دل مردم همیشه برایم جایگاه ویژه ای داشت.چندین تن از دوستانم بودند که براساس هر چیزی که بود احساس خوب و سخن خوبی نمی گفتند ومعتقد بودند بازیگری حرفه خوبی نیست اما من همیشه به جنبه های مثبت این هنر نگاه می کردم و هیچوقت نشده بود که امیدو انگیزه ام از دست برود.همیشه از کودکی می گفتم که دوست دارم در رشته پزشکی تحصیل کنم و بازیگری را بسیار دوست داشتم و به خود قول داده بودم که در کنار پزشکی کاری کنم که هم بتوانم مردم را بخندانم واین هیجان و نشاطم را به دیگران انتقال بدهم و همیشه حس شاد بودن را هم خودم داشته باشم و هم به بقیه هدیه دهم.
هدف شما از بازیگری چیست؟
من دوست دارم جایگاهم در بازیگری به قلب مردم نفوذ داشته باشد.چرا که ورود به قلب مردم معروفیت را به همراه دارد.یعنی هم محبوبیت وهم معروفیت را در کنار هم داشته باشم.همیشه به خود قول می دادم که وقتی بزرگ شدم در بهزیستی یا خانه سالمندان فعالیتی داشته باشم که این برمیگردد به کار کردن و پول در آوردن و دوست داشتم که همیشه یک چهره محبوب داشته باشم که بقیه با دیدن من حس خوبی را از من دریافت کنند.هدف اصلی ام در بازیگری این است که در صحنه بازی که می کنم تاثیر آن به روی روح و روان مردم باشد و آن لحظه که من رامیبینند احساس خوبی به مخاطب منتقل بدهم و بتوانم از طریق همین قول هایی که به خود داده ام بتوانم به اجرا برسانم.
در انتها می خواهم بگویم که اگر کسی هدفی در دل دارد مطمئن باشد ک در ابتدا باید به خود اعتماد داشته باشد بعد به قول هایی که به خود و دیگران داده است ایمان داشته باشد.آن هدف و موفقیت قطعا برایش فراهم می ماند.در این مسیر باید بخشنده بود و بخشید.
در این مسیر بسیار ممنونم از پدرو مادرم که همیشه کنارم هستند.همینطو از مادر بزرگ عزیزم و عمه جانم نیز ممنونم که در این شرایط بسیار کنارم هستند.دوست دارم از دوستانی که در این مسیر من را راهنمایی می کنند و انرژی می دهند نیز تشکر کنم.


![چهره های متولد و درگذشته 9 شهریور [عکس و بیوگرافی]](/images/up/236/377.jpg#joomlaImage://local-images/up/236/377.jpg?width=290&height=290)

![بیوگرافی بازیگران سریال مرد سه هزار چهره [داستان و نقش]](/images/up/221/39.jpg#joomlaImage://local-images/up/221/39.jpg?width=290&height=290)
![بیوگرافی بازیگران سریال کوری [داستان و نقش]](/images/up/232/337.jpg#joomlaImage://local-images/up/232/337.jpg?width=290&height=290)

![بیوگرافی بازیگران فیلم غریزه [داستان و نقش]](/images/up/219/658.jpg#joomlaImage://local-images/up/219/658.jpg?width=290&height=289)









![گلهایی که شبیه انسان و حیوانات هستند! [عکس]](/media/k2/items/cache/d3e0f80ed0c034c85f9c34a17503d925_XL.jpg)











