نکات جالب زندگی مولانا و بهترین اتفاق زندگی مولوی

نکات جالب زندگی مولانا

در این مطلب جدید در سال 1405 و سال 2026 ، نکات جالب زندگی مولانا و نکات جالب زندگی مولوی و عکس واقعی مولانا و بهترین اتفاق زندگی مولوی و شمس به مولانا چه گفت و خلاصه زندگی نامه مولانا و دانلود زندگینامه مولوی و مقاله زندگی نامه مولانا و زندگی نامه مولانا pdf و نقد مولانا در نم نمک.

نکات جالب زندگی مولوی

در ادامه این مطلب از سایت نم نمک به بیان ده نکته درباره زندگی مولانا می پردازیم :نکات جالب زندگی مولانانکات جالب زندگی مولانا

نکات جالب زندگی مولوی

یک : محلّ تولد مولانا جایی واقع در تاجیکستان کنونی ، در نزدیکی مرز افغانستان بوده است. این منطقه در آن زمان زیرمجموعه امپراطوری ایران باستان و متأثر از ادیان و فرهنگ های اسلامی ، زرتشتی و بودیستی بود.

دو : پدر و پدربزرگ مولانا جزو وعّاظ و قضّات نامدار مسلمان بودند و از او نیز انتظار می رفت ادامه دهنده راه پدران خود باشد. البته پدر او «بهاء ولد» از تصوّف نیز تأثیر پذیرفته بود.

سه : مولانا طبق گفته خود ، در کودکی فرشته ها را می دیده است.

چهار : او بخشی از زندگی خود را به مهاجرت گذراند. بهاء ولد تصمیم گرفت به خاطر مشکلات سیاسی یا به قصد زیارت خانه خدا خانواده خود را از موطن خود «وخش» به جای دیگر ببرد. در آن زمان چنگیزخان قصد حمله به تاجیکستان را داشت. در هر حال آنها مهاجرت کردند و مولانا دیگر هیچ گاه به وطن خود بازنگشت.

پنج : مولانا در برهه های مختلفِ عمر خود در گستره ای بالغ بر چهارهزار کیلومتر زندگی کرد. چراکه پدر و مادر او نزدیک به بیست سال در حال مهاجرت بودند. خانواده مولانا از وخش به سمرقند (در ازبکستان) ، ایران ، سوریه ، عربستان سعودی و بالاخره به ترکیه سفر کردند و مولانا پنجاه سال از عمر خود را در ترکیه به سر برد. این سفرها باعث شد مولانا با زبان ها و سنت های گوناگون دینی آشنا شود.

شش : مولانا در یک مدرسه واقع در حلب که امروز به یک ویرانه عظیم تبدیل شده است به مطالعه مسائل دینی مشغول شد. محور دروسی که به او تعلیم می شد قرآن بود.

هفت : احتمالاً مولانا هیچ گاه در طول عمر خود «رومی» خوانده نشد. این لفظ نامی است که جهان غرب پس از رحلت او در مورد او استفاده می کند. چراکه وی مدت قابل توجهی از عمر خود را در ترکیه (که جزو امپراطوری روم بود) سپری کرد.

نکات جالب زندگی مولوی

هشت : وقتی مولانا با مراد ، محبوب و همدم خود ، شمس تبریزی ملاقات کرد نزدیک چهل سال سن داشت و شمس نیز شصت ساله بود. در آن زمان مولانا در قونیه یک قاضی و حکیم و واعظ محترم بود. اما از وضعیت خود رضایت تام نداشت و گویا چیزی در زندگی خود کم داشت. ملاقات با شمس باعث شد به آنچه که در پی آن بود برسد.

نه : مولانا تازه زمانی شروع به نگارش اشعار خود کرد که شمس تبریزی از زندگی او ناپدید شد. غیبت شمس مولانا را بسیار آزار داد ، اما در رشد معنوی او تأثیر به سزایی داشت.

ده : مراسم تشییع جنازه ای که در قونیه برای مولانا برگزار شد ، در زمان خود خارق العاده بود. مولانا در 17 دسامبر 1273 (27آذر 652/ 28 جمادی الاولی 672) چشم از جهان فروبست. او در تمام طول عمر خود یک مسلمان پایبند و متدیّن بود ، پنج وعده در روز نماز به جا می آورد و ماه رمضان را روزه می گرفت. اما در پایان عمر خود نوشت که به «مذهب عشق» ایمان دارد که مرزهای آن فوق تمام فرقه ها است. او در مثنوی نوشت «مذهب عشق» فوق همه ادیان است و برای عشّاق تنها دین خدا است.

نظرات
5 2
نظرات