در این مطلب جدید در سال 1405 و سال 2026 ، استخاره آنلاین با قرآن و استخاره آنلاین آوینی و استخاره آنلاین دستی و استخاره آنلاین با قرآن و استخاره آنلاین مکارم و استخاره آنلاین ستاره و استخاره آنلاین مناهل الهدی و استخاره آنلاین با حافظ و استخاره آنلاین معتبر و استخاره آنلاین قرآن و استخاره آنلاین باشگاه خبرنگاران جوان در نم نمک.
استخاره آنلاین با قرآن معتبر و اصلی و دقیق
بهتر است که قبل از استخاره سه بار سوره اخلاص (قل هو الله احد) را بخوانید.![]()
سپس سه مرتبه صلوات بر محمد و ال محمد بفرستد و سپس نیت کرده و به آنچه که مایل است استخاره کند ، نیز پسندیده تر آنست که رو به قبله ، با لباس و بدن پاک و وضو باشد.
در روایات اسلامی آداب ویژه ای برای استخاره به معنای معروف آن ، ذکر شده؛ مانند وضو داشتن و رو به قبله بودن و حالت توجّه و ارتباط قلبی با خداوند داشتن و استغفار کردن به هنگام استخاره و مانند آن و این امور ، مطلوب و قطعاً موثّر است.
استخاره با قرآن
یکی از رایج ترین انواع استخاره ، استخاره با قرآن است که آن نیز به چند نحوه انجام می شود :
نوع اول
اَللّهُمَّ اِنّی تَفَأَّلْتُ بِکِتابِکَ ، وَ تَوَکَّلْتُ عَلَیْکَ ، فَاَرِنی مِنْ کِتابِکَ ما هُوَ مَکْتُومٌ مِنْ سِرِّکَ الْمَکْنُونِ فی غَیْبِکَ.
خدایا به کتاب تو تفأّل می زنم (و استخاره می کنم) و بر تو توکل می کنم ، پس تو نیز از کتاب خود ، آن چه در نهان غیب تو پنهان است ، به من نشان بده.
سپس قرآن را بگشا و از صفحه اول سمت راست ، سطر اول مقصود خودت را از خدا بخواه.
1. بحارالانوار ، جلد 88، صفحه 241، حدیث 1.
نوع دوم
مرحوم «سید بن طاووس» در کتاب «فتح الأبواب» نقل کرده است که برای استخاره ، قرآن را برمی داری و نخست این دعا را می خوانی :
اَللّهُمَّ إِنْ کانَ فِی قَضائِکَ وَقَدَرِکَ ، أَنْ تَمُنَّ عَلی اُمَّةِ نَبِیِّکَ ، بِظُهُورِ وَلیِّکَ وَابْنِ بِنْتِ نَبِیِّکَ ، فَعَجِّلْ ذلِکَ وَسَهِّلْهُ وَیَسِّرْهُ وَکَمِّلْهُ ، و اَخْرِجْ لِی آیَةً اَسْتَدِلُّ بِها عَلی أَمر فَأَئْتَمِرَ ، أوْ نَهْی فَأَنْتَهی فِی عافِیَة.
خدایا اگر قضا و قَدَرت این است که با ظهور ولیّت و فرزند پیامبرت بر امّت رسول خدا منّت گذاری ، پس در ظهورش تعجیل و راهش را سهل و آسان قرار ده و برای من آیه ای بیرون آور که یا در آن امری باشد که انجامش دهم و یا نهی باشد که ترکش کنم به عافیت و تندرستی.
سپس حاجت و مشکل خود را عنوان می کنی و آنگاه قرآن را می گشایی ، پس از آن هفت ورق می زنی ، در ورق هفتم ، صفحه سمت چپ ، هفت سطر را بشمار و در سطر هفتم مطلب خویش را از آن آیه ، دریاب.
آداب استخاره کردن
استخیرُ اللّه
«علی بن ابراهیم» در تفسیر و «حِمْیَری» در «قُرْبُ الاَسْناد» روایت کردهاند از «علی بن اسباط» که گفت : رفتم به خدمت حضرت امام رضا و گفتم میخواهم به سفر مصر بروم و نمیدانم از راه دریا بروم یا از راه صحرا. حضرت فرمود که برو به مسجد حضرت رسول در غیر وقت نماز واجب و دو رکعت نماز بجا آور و بعد از آن صد و یک مرتبه بگو «استخیرُ اللّه» و به روایت حمیری صد مرتبه بگو.
دعا
«کلینی» و «شیخ» به سند صحیح از حضرت صادق روایت کردهاند که دو رکعت نماز بکن و طلب خیر خود از حق تعالی بکن ، پس به خدا سوگند میکنم که هیچ مسلمان ، طلب خیر از خدا نمیکند مگر آنکه البته آنچه خیر اوست خدا به نزد او میآورد.
«ابن بابویه» و «شیخ طوسی» و دیگران به سند معتبر از حضرت صادق روایت کردهاند که هرکه هفتاد مرتبه این دعا را برای طلب خیر از خدا بخواند ، البته خدا آنچه خیر اوست برای او مقدر میگرداند : یا اَبْصَرَ النّاظِرین وَ یا اَسْمَعَ السامِعین و یا اَسْرَعَ الحاسِبین و یا اَرْحَمَ الرّاحمین و یا اَحْکَمَ الْحاکِمین ، صَلّ علی محمدٍ و اهل بَیْتهِ وَ خِرْلی فِی الْاَمْرِ الَّذی أَرَدْتُ.
طریق استخاره
«ابن بابویه» و «سید» روایت کردهاند که «محمد بن خالد قسری» از حضرت صادق سوال کرد از طریق استخاره فرمود که : در آخر رکعتهای نماز شب در سجده صد و یک مرتبه بگو «اَسْتَخیرُ اللّهَ برحمتِهِ» و به روایت دیگر صد مرتبه.
به سند معتبر دیگر روایت کردهاند که هرگاه حضرت صادق اراده میفرمودند که غلامی یا چهار پایی بخرند یا امر آسانی یا حاجت سبکی داشتند ، برای آن هفت مرتبه طلب خیر از حق تعالی میکردند. و اگر امر عظیمی اراده میکردند صد مرتبه طلب خیر میکردند و اقلش «استخیرُ اللّه برحمتِهِ» است.
دعای سفر
به سند معتبر از حضرت امام موسی روایت است که مردی به خدمت آن حضرت آمد و گفت : فدای تو شوم ، میخواهم به سفری بروم و میخواهم مرا تعلیم استخاره نمایی که اگر خیر من در این سفر باشد برای من میسر گرداند و اگر برای من شر باشد از من بگرداند. حضرت فرمود که میخواهی به این سفر بروی؟ گفت : آری. فرمود : این دعا بخوان تا برای تو خیر شود «اللّهم قَدِّر لی ما أَرَدْتُ وَاجْعَلْهُ خَیرا لی فَاِنَّکَ تَقْدِرُ علی ذلک»
نمازِ استخاره
«سهل قمی» گفت : من در مکّه معظّمه مجاور بودم ، پس رفتم به مدینه و بخدمت حضرت امام محمد تقی مشرف شدم و اراده داشتم که از حضرت سوال (تقاضا) کنم از برای شرف و کرامت جامهای را که بپوشم و میسر نشد که سوال کنم تا وداع کردم و بیرون و خواستم که از مدینه بیرون روم ، باز به خاطرم رسید که عریضه به خدمت حضرت بنویسم و جامه را سوال کنم ، چون ترددی داشتم عریضه را نوشتم و رفتم به مسجد حضرت رسول و دو رکعت نماز استخاره کردم و بعد از آن صد مرتبه طلب خیر از خدا کردم ، پس در دلم افتاد که نامه را نفرستم ، نامه را دریدم و از مدینه بیرون رفتم. چون روانه شدم دیدم که خادم آن حضرت میگردد و سوال از مکان من میکند ، چون به من رسید دستمالی به من داد که دو پارچه بسیار خوش قماش نازک در میان آن پیچیده بود و گفت : مولای تو این جامهها را برای تو فرستاده است ، پس «احمد بن محمد بن عیسی» راوی حدیث گفت که : در آن زودی «محمد بن سهل» به رحمت خدا رفت و من او را غسل دادم و در همان جامه ها که حضرت فرستاده بودند او را کفن کردم.
رجوع قلب
در بیان نوع دوم استخاره است که بعد از عمل استخاره رجوع به قلب خود کند و آنچه در خاطرش رجحان به هم رسانیده به آن عمل نماید. چنانچه «شیخ طوسی» در کتاب «اقتصاد» گفته است : کسی که اراده امری کند ، سنت است که غسل کند و دو رکعت نماز به جا آورد و بعد از آن به سجده رود و صد مرتبه بگوید «استخیرُ اللّه تعالی فی جمیعِ أموری کُلِّها خِیَرَةً فی عافیَةٍ» پس آنچه در دلش افتد به آن عمل کند.
«کلینی» و «شیخ» و «سید» و «طبرسی» به سند صحیح روایت کردهاند که «ابن اسباط» اراده مصر داشت و در راه دریا و صحرا متردد بود. حضرت امام رضا فرمود : که برو به سجده و در غیر وقت نماز واجب و دو رکعت نماز بکن و صد مرتبه طلب خیر خود از خدا بکن و آنچه در دلت میافتد به آن عمل کن.
مشورت با خدا
شیخ در «مجالس» به سند معتبر از امام علی نقی روایت کرده است که حضرت صادق فرمود : هرگاه یکی از شما را حاجتی عارض شود باید که مشورت با پروردگار خود بکند. گفتند : چگونه مشورت کند؟ فرمود : بعد از نماز فریضه به سجده رود و صد مرتبه بگوید : «اللّهُم خِرْلی» پس متوسل شود به ما و صلوات فرستد بر ما و ما را شفیع گرداند در درگاه خدا ، پس آنچه حق تعالی به دلش میاندازد به آن عمل کند و این مطالب را اگر به فارسی بگوید نیز خوب است.
فروشِ ملک
«سید» به سندهای صحیح و معتبر روایت کرده است که مردی به حضرت امام محمد جواد عریضه در باب فروختن ملکی نوشت ، در جواب نوشتند : دو رکعت نماز به جا آور و بعد از آن صد مرتبه طلب خیر خود از خدا بکن و در اثنای استخاره با کسی سخن مگو تا صد مرتبه تمام شود ، پس اگر در دلت بیفتد فروختن آن ملک ، بفروش.
طلب خیر از خدا
«اسحاق بن عمار» به خدمت حضرت صادق عرض کرد که بسیار واقع میشود که امری را اراده میکنم و بعضی مرا امر میکنند به آن و بعضی نهی میکنند. حضرت فرمود : هرگاه چنین باشد دو رکعت نماز بکن و صد و یک مرتبه طلب خیر از خدا بکن ، پس نظر کن که کدام یک در دل تو حج را است ، پس آن را بکن که ان شاء اللّه خیر تو در آن است و باید که طلب خیر را در عافیت بکنی ، یا آنکه بگویی : «استخیرُ اللّه بَرحمتِهِ خِیَرَةً فی عافیةٍ» زیرا که بسا باشد که خیر آدمی در بریدن دست او باشد یا در مردن فرزند او یا در رفتن مال او؛ یعنی : هرچند خیر در اینها باشد اما چون اکثر خلق صبر بر این بلاها نمیتوانند کرد و حق تعالی قادر است بر آنکه خیر را در اموری قرار دهد که مقرون به عافیت از این بلاها باشد ، پس در دعا باید که شرط عافیت بکند.
مشورت با مومنان
بدان که مشورت کردن با برادران مومن عاقل ، از اهم امور است و تأکید بسیار در آیات و اخبار در آن وارد شده است ، چنانچه حق تعالی برای تعلیم سایر بندگان و تألیف قلوب مومنان و امتحان منافقان حضرت رسالت پناه را که صاحب عقل کل بود و خاطر مقدسش اسرار وحی الهی و مشرق انوار الهامات نامتناهی بود خطاب نمود که «... وَ شاوِرهُم فی الْاَمْرِ فَاِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّل عَلَی اللّه اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَوکلِّین». یعنی با صحابه مشورت کن در امر جهاد و غیر آنکه اراده مینمایی ، پس چون عزم کنی بر آنچه ما بر زبان ایشان جاری میسازیم و به خاطر مقدس تو میاندازیم ، پس توکل کن بر خدا و کار خود را به او بگذار و اعتماد بر غیر او مکن ، به درستی که خدا دوست میدارد آنها را که در همه امور بر خداوند خود توکل می کنند.
* * *
بدان که امر آن حضرت به مشوره برای تعلیم سایر بندگان و تطییب خاطر مومنان و مصالح بسیار ، دیگر باز امر فرمود به توکل و اعتماد بر جناب مقدس و او و تفویض امور خود به علم کامل و لطف شامل او ، پس با ارتکاب مشورت باید که اعتماد بر آرای خلق نکند و خیر خود را از علاّم الغیوب طلب کند تا آنچه خیر اوست حق تعالی بر زبان ایشان جاری گرداند.
در جای دیگر فرموده است : «والذین استجابوا لِرَبِّهِم وَ اَقامُوا الصَّلاةَ و أمْرُهمْ شُوری بَیْنَهُمْ و مِمّا رزقناهُمْ یُنْفِقُونَ.» پس مدح کرده است جماعتی را که اجابت میکنند پروردگار خود را در هر امری از امور دین که ایشان را به سوی آن میخواند و نماز را بر پا میدارند در اوقات فضیلت با شرائط و آداب آن و کار ایشان مشورت است در میان ایشان ، یعنی مستبد به رأی خود نمیباشند و در هر کار با یکدیگر مشورت میکنند و از آنچه به ایشان روزی کردهایم از مال حلال در راه رضای ما انفاق میکنند. و از این آیه کریمه نهایت مبالغه در مشورت ظاهر می شود.
نکته :
دو چیز را به هنگام استخاره نباید فراموش کرد :
1 استخاره منحصر به جایی است که مثبت یا منفی بودن کار بر انسان روشن نباشد ، و با تفکر و اندیشه ، و حتی با مشورت کردن با افراد خبره و صاحب نظر نیز روشن نشود؛ این جا ، جای استخاره است و در غیر این صورت استخاره کردن ، اشتباه است.
2 از استخاره های مکرر در یک چیز باید پرهیز کرد (مگر این که فاصله قابل توجّهی بشود و یا این که شرایط تغییر کند.) در استخاره های مکرر ، همان استخاره اول معتبر است و بقیه اعتباری ندارد.
باید انسان بعد از استخاره - با شرایطی که در بالا گفته شد - تردید نکند و به دنبال آن به راه بیفتد و از خدا خیر و صلاح خویش را بطلبد و بر ذات پاک او توکل کند ، و مطمئن باشد نتیجه خواهد گرفت.پ
معنای دیگر استخاره :
استخاره معنای دیگری هم دارد که در روایات اسلامی کراراً به آن اشاره شده است و آن طلب خیر و سعادت از ذات پاک خداست.
یعنی به هنگام شروع در یک کار حتی کارهای روشنی که برای آن استخاره نکرده است انسان از خداوند خیر و سعادت خود را بخواهد (اصولا استخاره به معنای طلب خیر است) و با گفتن جمله «أَسْتَخیرُاللّهَ بِرَحْمَتِهِ» (از رحمت الهی طلب خیر و سعادت می کنم) ، به آن کار اقدام کند و می تواند این مطلب را به فارسی هم بگوید. به هر حال ، استخاره به این معنا طبق روایات اسلامی نیز ، بسیار مفید و موثّر است.
در روایتی از امام صادق می خوانیم :
«مَا اسْتَخارَ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ عَبْدٌ مُوْمِنٌ إِلاّ خارَ لَهُ؛ هیچ بنده با ایمانی از خداوند طلب خیر نکرد ، مگر آن که پروردگار سعادت او را فراهم ساخت».
همچنین امیرمومنان به فرزندش امام حسن فرمود :
«وَأَکْثِرِ الاِْسْتِخارَةَ؛ بسیار از خداوند طلب خیر نما».
در حدیثی از امام صادق آمده است که فرمود :
در سجده آخر نماز شب ، از خداوند طلب خیر نما و صد و یک مرتبه بگو : «أَسْتَخِیرُاللّهَ بِرَحْمَتِهِ؛ از رحمت خداوند طلب خیر و سعادت می کنم».
همچنین در سجده آخر نافله صبح نیز ، استخاره به همین معنا وارد شده است.
احکام استخاره
س 1434: آیا عمل به استخاره واجب است؟
ج : الزام شرعی در عمل به استخاره وجود ندارد ولی بهتر است بر خلاف آن عمل نشود.
س 1435: بنا بر آنچه گفته میشود که در کارهای خیر نیازی به استخاره نیست. آیا در مورد کیفیت انجام آنها و یا در مورد مشکلات پیش بینی نشدهای که در خلال انجام آنها ممکن است پیش بیاید ، استخاره جایز است؟ و آیا استخاره راهی برای شناخت غیب محسوب میشود یا اینکه فقط خدا از آن آگاه است؟
ج : استخاره برای رفع حیرت و تردید در انجام کارهای مباح است ، اعم از اینکه تردید در اصل عمل باشد یا در چگونگی انجام آن. بنا بر این در کارهای خیر که در آنها حیرت وجود ندارد ، استخاره لازم نیست و همچنین استخاره برای آگاهی از آینده شخص یا عمل نمیباشد.
س 1436: آیا در مواردی مثل تقاضای طلاق یا عدم آن استخاره با قرآن صحیح است؟ و در صورتی که شخصی استخاره کند ولی طبق آن عمل نکند ، حکم چیست؟
ج : جواز استخاره با قرآن یا تسبیح اختصاص به مورد خاصی ندارد ، بلکه در هر امر مباحی که شخص راجع به آن تردید و حیرت داشته باشد به طوری که قادر بر اتخاذ تصمیم نباشد ، میتوان استخاره گرفت و از نظر شرعی عمل به استخاره واجب نیست هرچند بهتر است انسان با آن مخالفت نکند.
س 1437: آیا استخاره با تسبیح یا قرآن در مسائل سرنوشت ساز مانند ازدواج جایز است؟
ج : شایسته است انسان در اموری که میخواهد راجع به آنها تصمیم بگیرد ، ابتدا تأمل و دقت کند و یا با افراد با تجربه و مورد اطمینان مشورت نماید و در صورتی که با این کارها تحیّر او برطرف نشد ، میتواند استخاره کند.
س 1438: آیا چند بار استخاره برای یک کار صحیح است؟
ج : چون استخاره برای رفع حیرت است ، بنا بر این بعد از برطرف شدن حیرت با استخاره اول ، تکرار آن معنی ندارد مگر آنکه موضوع تغییر کند.
بسیاری از مومنان در طول زندگی خویش ، به هنگام تردید و گرفتاری به استخاره با قرآن کریم پناه برده و از آن کتاب مقدّس راه حل خواسته اند. راستی این عمل تا چه اندازه کاری درست و با موازین عقلی و شرعی مطابق می باشد؟ چه زمانی باید به استخاره پناه برد؟ آیا عمل بر طبق آنچه استخاره می گوید لازم است و انسان نمی تواند مخالفت کند؟
برای شنیدن پاسخ به پرسش های فوق ، خدمت دانشمند و استاد معظم حوزه علمیه قم حضرت آیت اللّه گرامی رسیدیم و سوالات خود را با ایشان در میان نهادیم. ایشان در انجام استخاره چهره ای شناخته شده و مورد اطمینان و رجوع بسیاری از مردم دور و نزدیک است. استاد به گرمی ما را پذیرفت و با حوصله و گشاده رویی به تمامی سوالات ما پاسخ گفت. با تشکّر از ایشان ، آنچه می خوانید بخشی از مصاحبه انجام شده با معظم له است.
بعنوان اولین سوال : سبک و روش آقایان در فهم قرآن برای جواب استخاره هایی که می کنند چگونه است؟ آیا یک استنباط علمی است یا یک حالت روحی خاصی است که برای شخص پیش می آید؟
من در ابتدا داستانی را (با واسطه) از قول مرحوم کشمیری نقل می کنم ، شاید جواب سوال شما هم داده شود. در نجف اشرف افراد زیادی خدمت ایشان می رسیدند و استخاره می کردند. به ذهن ایشان آمده بود که من خیلی مهم شده ام ، چون مردم تمام امور زندگی خود را با استخاره های من تنظیم می کنند. یک روز که مشرف می شوند به زیارت حضرت علی می بیند که یک طرف صحن شلوغ است و عده زیادی اطراف یک زن معمولی و بی سواد جمع شده اند و از او استخاره می خواهند. به زن پیغام می دهد بیا من سوالی دارم. از آن زن می پرسد : داستان چیست؟ او می گوید : زندگی بسیار سختی داشتم ، تا اینکه متوسل به حضرت امیر یا حضرت ابوالفضل می شود. تردید از من است در آن حالت توسل آقا به من فرمود : «استخاره کن و پول بگیر». گفتم : استخاره بلد نیستم و اصلاً سواد ندارم. حضرت می فرمایند : «برو دو فلس بده و یک تسبیح بخر ، بعد همین طور دانه های تسبیح را بشمار ما به تو همه چیز را می گوییم». بعد به آقای کشمیری می گوید : در گوش من مطالبی گفته می شود که منطبق بر زندگی مردم است. غرضم از ذکر این داستان این است که استخاره اصلاً جنبه استدلالی و فکری ندارد.
همه جا اینطور است یا موارد با هم فرق می کند؟
نه ، ما دو نوع استخار داریم : یک استخاره همان استخاره ای است که در کتابهای فقهی پیرامون آن بحث شده و روایت هم دارد و انواع مختلفی هم برشمرده اند شده است ، این نوع استخاره ممکن است مطابق با زندگی شما باشد و یا نباشد ، در این جا نوعی استنباط و فهم از قرآن وجود دارد.
نوع دوم : در این استخاره به بعضی از افراد نوعی اجازه باطنی داده می شود که دیگر استدلال ندارد و به فهم و استنباط مربوط نمی شود و در اکثر اوقات جواب ها کاملاً مطابق با واقع در می آید. لذا می شود که از یک آیه دو جور مطلب به ذهن استخاره کننده بیاید که هر دو مطلب نیز مطابق با واقع باشد.
آیا به خود شما این اجازه نوع دوم داده شده است؟
بلی؛ یک قضیه ای اتفاق افتاد که خیلی قابل توضیح نیست. حتی با یک حالت تندی بعد از مدتی از آن واقعه به من گفته شد : پس دنبال فلان مقام هستی؟ که استخاره نمی کنی؟ معنایش این بود که فکر می کنی استخاره کردن برایت عیب است. به هر حال برقی زده شد و چون تطابق زیاد بود و تجربه های شیرین فراوان ، تا کنون ادامه داده ام.
پس در استخاره برهان نیست ، هم در اصل آن و هم در فهم از آیه؟
بلی همینطور است. در روایات آمده است : آن مطلبی که در قلبت واقع می شود ، به همان عمل کن. پس مهم همانی است که در ابتدا در قلب واقع می شود چه بسا با تأمل و دقت مطلبی به ذهن خطور کند که با آنچه در ابتدا به ذهن آمده مخالف باشد. مهم همان است که ابتدا در قلب واقع می شود.
پس گویا یک مقداری هم این امر را تجربی می دانید؟
کاملاً درست است. یادم هست یک وقت یکی از آقایان در این نوع استخاره ها شُبهه می کرد حضرت آیت الله بهجت خدا حفظش کند به من فرمودند : این قدر تجربه در استخاره بالاست که حتی اهل سنّت نیز به آن رو آورده اند ، ولی ما خودمان در آن شک می کنیم. به هر حال تجربه در استخاره و مطابقت آن با واقع ، به قدری زیاد است که انسان به اطمینان می رسد.ما که با استخاره سروکار داریم اگر بخواهیم درباره آن سخن بگوئیم به یک جلسه و دو جلسه تمام نمی شود.
اینکه استخاره راه گشاست تردیدی در آن نیست ، ولی آیا به نظر شما به صلاح است که فرهنگ حاکم و رایج جامعه این باشد که افراد در همان ابتدا برای هر کاری استخاره کنند؟
خیر؛ این کار درست نیست. مورد استخاره تحیر و سرگردانی است. تحیری که نه با عقل و نه با شرع و نه با مشورت و رایزنی حل شود. مثل قرعه ، ما در مواردی به قرعه پناه می بریم. ولی کجا و در چه مواردی باید از آنها استفاده کرد؟ برای بعضی از مشکلات حل نشدنی قرعه جایز است. استخاره هم همین طور ، وقتی مشکل حل نشد باید به آن پناه برد.
زمانی که عقل خود من یا دیگران مشکل را حل می کند ، جای استخاره نیست.
پس شما می خواهید بفرمایید : زمانی می توان به استخاره توسل جست که راه های دیگر طی شده باشد و در واقع استخاره مشروط به زمانی است که فکر و مشورت بشود ، ولی نتیجه حاصل نشود ، اما این نکته را نیز دارند که می توان در همان وهله اول استخاره کرد؟
موضوع استخاره همان تحیر است. در بعضی از روایات آمده است که در چیزی که نمی دانی و متحیر هستی استخاره کن. یک وقت است که راه حلی نیست ، خوب ، تحیر پیدا می شود و می توان به استخاره پناه برد.
یکی از مواردی که در آن استخاره خیلی شایع است مورد ازدواج است ، این کار از نظر شما تا چه مقدار صحیح است؟
بلی؛ این سوال را معمولا می پرسند که در مورد انتخاب همسر ابتدا استخاره کنیم و بعد اقدام یا بعد از آشنایی و دیدن استخاره کنیم. برای مراحل بعد استخاره کنیم؟ به نظر من اشکال ندارد که فرد اول برای این استخاره کند که اگر بروم و ببینم و بعد بخواهم استخار کنم و استخاره خوب نباشد ممکن است کدورتی پیش آید. به هر حال در هر وقت از زمان خواستگاری استخاره اشکالی ندارد. منتهی همه این موارد مربوط به زمان تحیر است.
حال اگر همین فرد برود و تحقیقات لازم و دقیقی انجام دهد و بگویند خوب و مناسب است ، اما باز بگوید : من باید در این مسأله استخاره کنم آیا این درست است؟
بلی؛ چون باز یک تحیری دارد که با این کارها از بین نرفته است؛ مثلا نمی داند فردا چه خواهد شد. گاهی اوقات یک چیزهایی هست که با تحقیق حل نمی شود ، لذا اگر مقداری سردرگمی و تردید مانده باشد ، جای استخاره هست.
گاهی وقتها که با قرآن استخاره می کنیم ، نمی توانیم به یک نتیجه قابل اطمینانی دست بیابیم دلیل آن چیست؟
معلوم می شود که این فرد نه اجازه استخاره به صورت خاص را دارد قبلاً توضیح دادم و نه ادله عمومی استخاره بدرد وی می خورد. این فرد باید به دیگران مراجعه کند. من بزرگانی را می شناختم که برای خودشان استخاره نمی کردند. مرحوم علّامه طباطبایی برای خود ما استخاره می کردند؛ ولی برای خودش استخاره نمی کرد و به مرحوم آقای قاضی عمو زاده شان می گفتند تا برایشان استخاره کند.
مرحوم آقای «فکور» در بین ما از همه بهتر استخاره می گرفت؛ اما اگر خودش استخاره نیاز داشت به آقای غروی می گفت تا برای او استخاره بگیرد. می خواهم این را بگویم که حتی افرادی که خودشان اهل فن بودند ، استخاره خویش را به دیگران می دادند.
گاهی اوقات به هنگام استخاره با قرآن در وهله اول مطلبی به ذهن می آید ، ولی ب کمی دقت و تأمل مطالب دیگری به ذهن می آید در این باره توضیح دهید.
کسانی که برای استخاره اجازه خاص دارند تا آنجایی که من مطّلع هستم معمولا به شک نمی افتند؛ یعنی همان چیزی که اول به ذهنشان القا می شود ، همان است. در بعضی از روایات هم هست : «ما وَقَعَ فی قَلبک یعنی آنچه در قلبت واقع شود». اینها جنبه استدلال ندارد ، بلکه اشراقی است. حال اگر کسی هم اجازه نداشته باشد ، باز باید به همان مطلب اولی که به ذهنش می آید ، عمل کند و استخاره وی مشکلی ندارد.
گاهی اوقات پسندیده بودن عملی به خوبی و روشنی معلوم است؛ اما شخص برای اطمینان قلب و اینکه بداند خداوند نظرش چیست ، استخاره می کند و واقعاً هم اگر استخاره بد آمد عمل نمی کند؛ یعنی فرد می خواهد واقع را به دست آورد؛ آیا در چنین مواردی استخاره درست است؟
این در صورتی است که شخص احتمال می دهد در مقدّمات علم خود؛ یعنی چیزهایی که باعث شده وی به آن نتیجه برسد؛ خطا کرده باشد. خوب اینجا جای استخاره است؛ مثلا تحقیق کرده ، به نتیجه هم رسیده است؛ ولی احتمال می دهد که در مقدّمات عمل خویش مقصّر باشد و درست مقدمات را فراهم نکرده است؛ چون تحیر و دو دلی پیش می آید ، جای استخاره است.
دانشجویی استخاره می کند که اگر من در فلان رشته کارشناسی ارشد شرکت کنم ، قبول می شوم یا نه ، یا این درست است؟
این استخاره نیست ، بلکه فال است و با قرآن تفأل خوب نیست و در کافی هم روایت داریم که : «لا تتفأّلوا بالقرآن؛ با قرآن تفأل نزنید».
بالاخره من دانشجو اگر بخواهم وقت بگذارم ، هزینه دارد. حال آیا این مقرون به صرفه هست یا نه؟
بلی این استخاره درست است. در حقیقت سوال این است : آیا ارزش دارد من این کار را انجام بدهم یا خیر؟ دنبال فال گرفتن نیست کار خود را ارزیابی می کند؛ البته در این استخاره موفقیت یا عدم موفقیت هم فهمیده می شود. در تفأل فرد نمی خواهد کاری انجام دهد؛ بلکه فقط یک پیش گویی است و انجام این عمل با قرآن کار درستی نیست.
بعضی برای انجام کاری مثلا مسافرت استخاره می کنند و بد می آید ، بعد استخاره به خلاف یعنی ترک مسافرت می کنند. این شیوه چگونه است؟ لطفاً توضیح دهید.
در استخاره با قرآن که در آن همه چیز روشن و معلوم است و به شما گفته شده یا این کار موفقیت دارد یا ندارد و گاهی تا حد الزام راه را برای شما روشن کرده است. اینجا معنا ندارد که استخاره برای ترک گرفته شود؛ اما در استخاره با تسبیح ، چون لزومش خیلی فهمیده نمی شود و فقط فهمیده می شود ، فلان عمل خوب یا بد است ، اشکالی ندارد که استخاره به ترک نیز گرفته شود.
آیا به زمان خاصی هم برای استخاره معتقد هستید؟
من به زمان خاصی برای استخاره معتقد نیستم و آقای طباطبایی نیز معتقد نبودند؛ اما در ایامی مثل عاشورا یا ماه رمضان ، سعی می کنم استخاره نکنم.
آیا می توان استخاره کرد؛ ولی به آن عمل نکرد و خلاف آن را انجام داد؟
از نظر فقهی هیچ اشکالی ندارد که انسان برخلاف استخاره عمل کند ، برای اینکه استخاره نه جزو واجبات است و نه جزو وظایف. ولی به دو جهت خوب است که انسان مخالفت نکند :
اول اینکه استخاره به نوعی مشورت با حضرت حق است ، ما وقتی استخاره می کنیم به این معناست که از خدا راه حل می خواهیم آن وقت بیاییم و بی اعتنایی کنیم! قبح و زشتی این عمل را انسان می فهمد.
دوم اینکه در روایات آمده است : اگر استخاره کردید و خواستید به آن عمل نکنید ، صدقه بدهید و با توجه به اینکه موارد صدقه یا برای کمک به فقراست و یا برای دفع بلا و…؛ به نظر می رسد دادن صدقه در این جا ، برای دفع بلا باشد؛ یعنی در خلاف استخاره عمل کردن ، توقع بلا هست ، لذا با صدقه دادن آن بلا دفع می شود.
آیا می توان در یک مورد چند مرتبه استخاره کرد؟
خیر؛ ولی اگر شرایط عوض شود و در اثر آن ، موضوع مورد نظر که برایش استخاره شده نیز تغییر کند ، می توان استخاره را تکرار کرد؛ وگرنه دو مرتبه استخاره در یک موضوع کار خوبی نیست. گویا این فرد می خواهد به خدا بگوید : شاید درست جواب نداده ای و تامل بیشتری کن! اینگونه برداشت ، بسیار کار نادرست و تفکر اشتباهی است.
![چهره های متولد و درگذشته 14 خرداد [عکس و بیوگرافی]](/media/k2/items/cache/a219b166f49fcb8954a9045c90242043_XL.jpg)


![بیوگرافی بازیگران سریال صفا با خانواده [داستان و نقش]](/images/up/231/506.jpg#joomlaImage://local-images/up/231/506.jpg?width=290&height=290)

![بیوگرافی بازیگران سریال گل سنگ [داستان و نقش]](/images/up/230/11.jpg#joomlaImage://local-images/up/230/11.jpg?width=290&height=290)


![بیوگرافی بازیگران سریال گذرگاه [داستان و نقش]](/images/up/230/8.jpg#joomlaImage://local-images/up/230/8.jpg?width=290&height=290)





