بیوگرافی ابراهیم یونسی و همسرش رزا گلپاشی + فرزندان

بیوگرافی ابراهیم یونسی و همسرش رزا گلپاشی + فرزندان

در این مطلب جدید در سال 1405 و سال 2026 ، ابراهیم یونسی و بیوگرافی ابراهیم یونسی و اخبار ابراهیم یونسی و حواشی ابراهیم یونسی و ابراهیم یونسی کیست و ابراهیم یونسی کجاست و چه خبر از ابراهیم یونسی و بیماری ابراهیم یونسی و فوت ابراهیم یونسی و ابراهیم یونسی اهل کجاست و ابراهیم یونسی در بیمارستان و علت مرگ ابراهیم یونسی و درگذشت ابراهیم یونسی و عکس همسر ابراهیم یونسی در نم نمک.

زندگینامه ابراهیم یونسی نویسنده کرد و همسرش(Brayim Younisi)

  • نام اصلی : ابراهیم یونسی
  • متولد : 12 خرداد 1305 بانه ، استان کردستان
  • درگذشت : 19 بهمن 1390 (85 سال) تهران
  • آرامگاه : بانه ، سلیمان بگ
  • دیگر نام ها : آزاد سیروان
  • تحصیلات : دکترای اقتصاد توسعه
  • محل تحصیل : سوربون
  • پیشه : نویسنده و مترجم
  • آثار برجسته : استاندار کردستان در دولت موقت
  • همسر : رزا گلپاشی(1398-1328)
  • فرزندان : مریم یونسی ، نوشین یونسی ، سیروان یونسی و آزاد یونسی

بیوگرافی کامل ابراهیم یونسی

ابراهیم یونسی 12 خرداد 1305 در بانه کردستان به دنیا آمد و 19 بهمن 1390 در 85 سالگی از دنیا رفت.بیوگرافی ابراهیم یونسی و همسرش رزا گلپاشی + فرزندانبیوگرافی ابراهیم یونسی و همسرش رزا گلپاشی + فرزندان

ابراهیم یونسی - Brayim Younisi

ابراهیم یونسی - Brayim Younisi

البته خود یونسی سال 1305 را دقیق ندانسته و گفته بود : «این تاریخ ظاهراً درست نیست! شناسنامه دیر به کردستان آمد؛ مثل همه چیز. سال 1310 یا 1311 بود که شناسنامه برای من گرفتند. یادم هست بر سر سن من بین پدرم و مادربزرگم اختلاف بود. مادربزرگ می گفت سنّش را زیاد نوشتی و پدرم می گفت درست نوشته.»

وضعیت ازدواج و همسر ابراهیم یونسی

ابراهیم یونسی با رزا گلپاشی ازدواج کرده بود و چهار فرزند به نام های مریم یونسی ، نوشین یونسی ، سیروان یونسی و آزاد یونسی دارد.

همسر و فرزندان ابراهیم یونسی

همسر و فرزندان ابراهیم یونسی

آثار

بیش از 80 کتاب از ابراهیم یونسی برجای مانده است؛ از جمله «دن کیشوت» و «سه تفنگدار» برای نوجوانان ، «آرزوهای بزرگ» ، «خانه قانون زده و داستان دو شهر» از چارلز دیکنز ، «آشیان عقاب» از کنستانس هون ، «توفان» از ویلیام شکسپیر ، «اسپارتاکوس» از هوارد فاست ، «جنبه های رمان» ای. ام. فورستر ، «سیری در نقد ادب روس» و «دفتر یادداشت های روزانه یک نویسنده» فئودور داستایوسکی در حوزه ترجمه. همچنین «دادا شیرین» ، «رویا به رویا» ، «گورستان غریبان» ، «دعا برای آرمن» ، «مادرم دوبار گریست» ، «زمستان بی بهار» (به نوعی زندگی نامه خودنوشت یونسی) ، «جنگ سایه ها و یک داستان دیگر» ، «کج کلاه و کولی» ، «شگفتن باغ» ، «خوش آمدی» و «دلداده ها» در حوزه داستان و تألیف.

ابراهیم یونسی

تحصیلات

ابراهیم یونسی در سال 1317 دبستان را به پایان برد و تصدیق کلاس ششم ابتدایی را گرفت. سیکل اول (سه سال اول) دبیرستان را در سقز خواند و سال 1320 بود که سیکل اول متوسطه را به پایان رساند. خودش می گوید : «سال 1320 سالی بود که طی آن کشور از سوی قوای متفقین اشغال شد. با اشغال کشور ، منطقه آشفته و عشایری شد. دیگر مدرسه ای نبود و من تا سال 1322 بی کار بودم. در این سال ، ارتش طی بخشنامه ای از خانواده های عشایری دعوت کرد که چنانچه فرزند یا فرزندان واجد شرایطی دارند ، آنها را به مدارس نظام (دبیرستان نظام و دانشکده افسری) بفرستند. من واجد شرایط بودم. بنابراین در سال 1322 به تهران آمدم و در دبیرستان نظام ثبت نام کردم.» ابراهیم جوان در سال 1324 دیپلمش را گرفت و وارد دانشکده افسری شد. در سال 1327 با درجه ستوان دومی رسته سوار دو از دانشکده افسری فارغ التحصیل و مأمور خدمت در لشکر چهار رضائیه (ارومیه) شد.

ابراهیم یونسی

بعد از انتقال به لشکر چهار رضائیه ، همان جا ازدواج می کند و بچه دار می شود. یونسی در حادثه ای تیر می خورد... «رضائیه زیاد برف می بارید... پایم را بریدند...» اتفاق تلخی که چند سال بعد او را از اعدام رهانید : «تا سال 1333 در ذخایر ارتش بودم. در این سال بود که پس از کودتای 28 مرداد 1333 سازمان نظامی وابسته به حزب توده ایران کشف شد و عده زیادی از افسران بازداشت شدند. من هم جزء بازداشت شدگان بودم. بنابراین ما را به سرعت در گروه های دوازده نفری به «دادگاه های فوق العاده نظامی» سپردند. من جزء گروه دوم ، در بیست ودوم مهر 1333 محاکمه شدم. در دادگاه بدوی به اتفاق آرا هر 12 نفر محکوم به اعدام شدیم. پیش از ما گروه اول همه محکوم به اعدام شده بودند. در آخرین لحظات هنگام اجرای حکم به من ابلاغ شد که به علت نقص عضو خدمتی از یک درجه تخفیف (یا عفو ملوکانه) برخوردار شده ام.»

او ترجمه و کار داستان نویسی را از همان روزهایی که در زندان بود ، آغاز کرد و تا پایان عمرش به آن ادامه داد؛ «هنر داستان نویسی» در زندان نوشته می شود. و «آرزوهای بزرگ» چارلز دیکنز را هم آن جا ترجمه می کند.

بعد از زندان ، چند سال بی کار می ماند تا با محمد قاضی در کامپ ساکس همکار می شود. قاضی هم ولایتی او بوده و از سال های دبیرستان نظام آشنایش. یونسی با قاضی که لیسانسیه حقوق و کارمند بازنشسته دارایی بود ، یک سالی در این شرکت دانمارکی همکار می شود و پنج شش سالی هر شب با او در رفت وآمد است؛ هر دو با خانواده های شان در منزل یا در کافه و رستورانی. مهندس عزت الله راستکار ، برادر فهیمه راستکار ، در سازمان برنامه بانفوذ بوده و خوش نام. کار در مرکز آمار ایران ، وابسته به سازمان برنامه را او برای یونسی پیدا می کند. به عنوان محقق ، بعد مترجم ، سپس رئیس مرکز به کار مشغول می شود.

ابراهیم یونسی

او پس از انقلاب ، مدت کوتاهی نیز استاندار کردستان بود؛ در مدت  استانداری معذوریت هایی برای چاپ کتاب با نام خود داشته و از این رو کتاب هایی از او به نام «سیروان آزاد» منتشر شده که ترکیب نام دختر و پسرش است.

ابراهیم یونسی بیش از 10 داستان و رمان در کارنامه خود دارد که زیر سایه ترجمه های او کمتر به چشم آمده است. در مقاله «بازتاب عناصر اقلیمی در داستان های ابراهیم یونسی» نوشته زینب نظری منتشرشده در نشریه زبان و ادب فارسی دانشگاه تبریز آمده است : او  از جمله نویسندگانی بود که به دلیل گرایش سیاسی ، فضایی برای داستان هایش انتخاب می کند که بتواند عقاید سیاسی خود را در آن بیان کند. بنابراین به ادبیات اقلیمی روی آورده و محیط روستا را بهترین محمل برای بیان فکر سیاسی و تبیین اندیشه های حزبی خود یافته است. زندگی نکبت بار رعایا ، فقر مردمانی که گرفتار ستم و نظام ارباب رعیتی هستند ، توسل به قاچاق و رفت وآمد به آن سوی مرزها از موضوعات پربسامد داستان های یونسی هستند.

نظرات
نظرات