بیوگرافی مجید حلوایی و همسرش فروغ صدر + فرزندان

بیوگرافی مجید حلوایی و همسرش فروغ صدر + فرزندان

در این مطلب جدید در سال 1405 و سال 2026 ، در ادامه با بیوگرافی کامل مجید حلوایی فوتبالیست سابق به همراه عکس های خانوادگی و شخصی مجید حلوایی و مجید حلوایی در پرسپولیس با شما در نم نمک خواهیم بود.

زندگینامه مجید حلوایی و همسرش(Majid Halvaei)

  • نام اصلی : مجید حلوایی
  • متولد : 17 بهمن 1326 اهواز
  • زمینه فعالیت : وزش فوتبال
  • پیشه : فوتبالیست سابق
  • پست : مدافع
  • مدرک تحصیلی : دیپلم
  • سالهای فعالیت : 1343 تا 1357
  • قد مجید حلوایی : 176 سانتیمتر
  • والدین : حاج عبده حلوایی
  • همسر : فروغ صدر

بیوگرافی کامل مجید حلوایی

مجید حلوایی متولد 17 بهمن 1326 در اهواز بازیکن سابق فوتبال ایران است.بیوگرافی مجید حلوایی و همسرش فروغ صدر + فرزندانبیوگرافی مجید حلوایی و همسرش فروغ صدر + فرزندان

مجید حلوایی - Majid Halvaei

مجید حلوایی - Majid Halvaei

دیپلم دارد و سابقه بازی در باشگاه های شعاع اهواز ، دارایی اهواز ، دارایی تهران ، پیکان تهران و پاس تهران را دارد.

شروع فعالیت

خوزستانی ها از بچگی در کوچه و پس کوچه ها و روی آسفالت داغ با توپ پلاستیکی فوتبال بازی می کنند. ما هم مانند همه کودکان فوتبال را شروع کردیم و در 16، 17 سالگی مورد توجه قرار گرفتم و به دارایی اهواز پیوستم. در همان سنین جوانی به لحاظ تکنیک و وضعیت فیزیکی مورد توجه قرار گرفتم و جزو تیم منتخب اهواز و خوزستان شدم و همراه این تیم به کرمان رفتم و در مسابقات قهرمانی کشور بازی کردم.

مجید حلوایی و حسین کلانی

مجید حلوایی و حسین کلانی

لقب مجید سیم خاردار

یک روز در یک بازی یکی از پیشکسوتان بزرگ ما به سرعت با توپ می آمد و وقتی من را دید ول کرد و کنار رفت. من پر قدرت بودم. می گفتم که اگر بازیکن توپ داشته باشد تحت هر شرایطی می گرفتم. خشونت نداشتم اما قلدر و محکم بودم. من با پرویز قلیچ خانی که از بهترین فوتبالیست های بزرگ مملکت ما بود ، دفاع وسط بودم و در تیم ملی و ارتش و در تیم پاس خیلی بازی کردم. وقتی با قلیچ خانی وسط بازی می کردیم ، دیگر مورچه هم از بین ما رد نمی شد. هر دو با قدرت کار می کردیم و با تعصب و با غیرت بودیم. یک بازی من با پرویز قلیچ دفاع وسط بودیم و محمود خوردبین سنتر فوروارد بود؛ او هم لاغر است. قرار ما با قلیچ خانی این بود که وقتی کسی برای توپ می رود ، بگوید منم یا هستم ، هرکس این را گفت دیگری برود کارش را بکند. اکثرا با هم این کار را می کردیم و خوردبین آمد ضربه سر بزند که من و قلیچ خانی از دو طرف به او خوردیم و او ساندویچ شد. 48 ساعت در حالت اغما بود و قفسه سینه او توی هم رفته بود. برای همین بود که به من می گفتند سیم خاردار.

مجید حلوایی

تیم ملی

وی که سابقه 15 بازی و 2 گل ملی در کارنامه دارد ، زننده تنها گل بازی تیم ملی فوتبال ایران در مقابل تیم ملی فوتبال برزیل در بازی های المپیک تابستانی 1972 بوده است که منجر به پیروزی تیمش در این مسابقه شده است. گل دیگر ملی او نیز به تیم ملی فوتبال شیلی ، در مسابقات جام استقلال برزیل موسوم به جام جهانی کوچک زده شد. او در دقیقه 85 از سمت چپ پشت محوطه جریمه با یک شوت محکم دروازه را گشود. در آن بازی تیم ملی فوتبال ایران دو بر یک شکست خورد.

مجید حلوایی در تیم پاس

مجید حلوایی در تیم پاس

قهرمانی جام حذفی با شکست تاج

آن بازی در امجدیه سابق بود و تماشاگر هم زیاد بود. خوب بازی کردیم. شانس من این بود که توپ را با سینه کنترل کردم و با پای راست زدم. حجازی در دروازه بود و توپ از بالای سر او و پورحیدری به لبه دیرک ساییده شد و به گل رفت. گل دوم را اصغر شرفی زد. جام حذفی را بردیم و قهرمان شدیم.

درباره حسین فکری

فکری آدم بزرگی بود که زیر دستش کلانی ، امیر آصفی ، نادر لطیفی ، پرویز قلیچ خانی ، مصطفی عرب و جعفر کاشانی ساخته شدند و خودشان نامی برای خود دست و پا کردند.

اجازه بدهید یک چیز بگویم. در زمین های ورزشی و به خصوص فوتبال می توان چیزی هایی خرید که هیچ جا قدر و قیمت ندارند و آن هم جوانمردی ، پهلوانی ، انسانیت ، منش پهلوانی است و صداقت است که این ها قدر و قیمت ندارد. در این زمین ها باید این مسائل را یاد بگیریم و اگر آقای فکری و امثال فکری بزرگ بودند به خاطر رفتارشان بود. شاید فکری اندازه رایکوف دانش نداشت اما فکری منش ، افتادگی ، تواضع و رفتارش با بازیکنان درس بود. ما درس یاد گرفتیم. سالیان سال در میادین ورزش از او و بقیه یاد گرفتم اما باز هم کم است.

اوزبیو و مجید حلوایی

اوزبیو (اسطوره بنفیکا و پرتغال) و مجید حلوایی (دو نفر وسط)

قهرمانی جام ملت ها

با تیم ملی به فینال رفتیم و کره را بردیم. شرایط در آن آب و هوای تایلند خیلی سخت بود. کره را 2 بر یک بردیم. در شرایط سختی جام را بردیم و قهرمان شدیم. بعد از آن یک بار قهرمان شدیم و نزدیک به 50 سال قهرمان نشدیم. شرایط سخت بود. یک بازی با تایلند داشتیم که ته جدول بود و دو تا گل به ما زده بود. دو هیچ جلو بود. همه مانده بودیم. یک دفعه در عرض پنج دقیقه علی جباری سه گل زد. پشت سر هم گل زد. ما را از مخمصه بزرگ بیرون آورد. اگر باخته بودیم تمام می شد. بعد از برد حواسمان را جمع کردیم. دهداری و رنجبر خیلی زحمت کشیدند و همان سال برای المپیک انتخاب شدیم.

مجید حلوایی

المپیک

المپیک جزو خواسته های هر ورزشکاری است. ورود به المپیک یک طرف اما بودن روی سکو و جایگاه هم اهمیت دارد. مجارستان که در گروه ما بود چند بار قهرمان شده بود. دانمارک جزو بهترین تیم ها بود. ما بازی تدارکاتی نداشتیم. یک مقدار خودمان تمرین کرده بودیم. برای رفتن به المپیک به این وسعت و بزرگی نیاز به تدارکات زیادی است. نمی توانید به یک نفر مسئولیت تام بدهید اما امکانات ندهید و برنامه نداشته باشید. دانش کمی داشته باشید. این مسائل به هم وصل هستند. به ما گفتند بلند شوید و به المپیک بروید. ما چهار تا و پنج تا از مجارستان و دانمارک خوردیم.

بعد با برزیل بازی داشتیم. من جزو مدافعانی بودم که در حمله شرکت می کردم و شوت های سنگینی می زدم. به شیلی هم در جام جهانی کوچک برزیل گل زدم. به قلیچ خانی پاس دادم و او رفت جلو و توپ را گرفتند و در بازگشت من توپ را گرفتم و از فاصله 45 متری شوت زدم و توپ جایی رفت که دو دروازه بان هم نمی توانستند توپ را بگیرند. گل به نام من ثبت شد اما معتقدم تمام گل هایی که ثبت می شود به نام افراد است اما متعلق به کل تیم است.

تیتر نشریه کیهان ورزشی بعد از درخشش حلوایی مقابل شیلی

تیتر نشریه کیهان ورزشی بعد از درخشش حلوایی مقابل شیلی

فوت مادر

متاسفانه نزدیک بازی های جام جهانی 1978 و اردوی تیم ملی مادرم مریض شد. از شهرستان به تهران آمد. در بیمارستان آپادانا بستری بود. زمانی مادرم به تهران منتقل شد که دیر شده بود. دو ، سه بیماری سخت داشت و پزشک ها هم زحمت کشیدند اما متاسفانه مادر من همان جا فوت کرد. من در اردو بودم و به مسئول تیم و مربی گفتم که زنگ زدند و گفتند سریع به بیمارستان بیا که مادرت مریض است. به من گفتند که اگر از اردو رفتی برو و دیگر نیا. اگر نه که نرو. مادر است دیگر. من رفتم و دیدم اصغر شرفی و حشمت مهاجرانی بودند. من را بغل کردند و تسلیت گفتند. مادرم فوت کرده بود و ما هم به جام جهانی نرفتیم!

مجید حلوایی ، منصور پورحیدری و رضا وطن خواه

مجید حلوایی ، منصور پورحیدری و رضا وطن خواه

ماجرای حضور در پرسپولیس

زمانی بود که رابطه دیپلماتیک کویت با ایران خوب نبود و بعد از مدتی این رابطه خوب و حسنه شد. زمان شاه بود. معمول بود که از تیم ها دعوت می کردند. از پرسپولیس دعوت شد که در کویت بازی کنیم. نامه ای به شاه نوشتند که به کویت می رویم بازی کنیم ، برای عبده نوشته بودند که بلامانع است که بروید در صورتی که نبازید! آنها از ترس اینکه نبازند تیم را تقویت کردند. در بولینگ عبده نشستیم و حرف زدیم و من گفتم در خدمتم. اتفاقا دو بازی کردیم. زمانی بود که زمین ها هم خاکی بودند. دو بازی کردیم و یک بازی را بردیم و یکی را هم مساوی کردیم. شاه می گفت نباید ببازید.

مجید حلوایی

بعد از انقلاب

اولین بازی من در دارایی و آخرین بازی من هم با پرسپولیس در ورزشگاه 100 هزار نفری بود. پنج ماه بعد هم انقلاب شد و کلا ورزش مملکت تحت تاثیر بود و بلافاصله جنگ شد و این هم به انقلاب چسبید و عملا خودم شخصا نتوانستم ورزش کنم و به من هم ابلاغ کردند که لباس نظامی بپوشم. آن موقع که بازی می کردیم فقط ورزشی می پوشیدیم.

وضعیت ازدواج و همسر مجید حلوایی

نام همسر مجید حلوایی فروغ صدر است.

مجید حلوایی و همسرش فروغ صدر

مجید حلوایی و همسرش فروغ صدر


منابع : نم نمک | مجید حلوایی اینستاگرام/ مجید حلوایی فیسبوک/ l[dn pg,hdd/صفحه شخصی مجید حلوایی/مجید حلوایی ویکی پدیا/ مجید حلوایی تلگرام

نظرات
نظرات